از روایتگری واقعی تا بازتولید قدرت نرم ایران
فراتر از یک حماسه
محمد مهدی ایمانی پور
رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
راهپیمایی ۲۲ بهمن در چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در بستر تحولات پیچیده منطقهای و بینالمللی، به عرصهای برای روایتگری واقعی از قدرت ایران تبدیل شد؛ روایتی که در تقابل مستقیم با روایتسازیهای هدفمند دشمنان، کارکردی فراتر از نمایش همبستگی داخلی یافت. حضور گسترده و معنادار مردم، بهمثابه یک داده اجتماعی عینی، به نقطه آشکارساز شکست دشمن در جنگ شناختی بدل شد و همزمان، شواهد تازهای از قدرت نرم ایران در آنسوی مرزها تولید کرد. در این خصوص سه نکته اساسی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:
راهپیمایی ۲۲ بهمن بهمثابه کنش روایتساز اجتماعی
در ادبیات مطالعات قدرت، بهویژه در حوزه قدرت نرم و جنگ شناختی، «روایت» نقش محوری در شکلدهی به ادراکات جمعی ایفا میکند. راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال را میتوان نمونهای برجسته از روایتگری اجتماعی برآمده از کنش مردمی دانست؛ روایتی که نه از طریق رسانههای رسمی، بلکه از خلال حضور فیزیکی، داوطلبانه و فراگیر اقشار مختلف جامعه تولید شد.
اهمیت این روایتگری در آن است که بر خلاف روایتهای برساخته و رسانهمحور دشمنان، مبتنی بر تجربه زیسته و مشاهدهپذیر است. خیابانها، بهعنوان فضای عمومی، به متن روایت تبدیل شدند و بدنهای اجتماعیِ حاضر در این فضا، خود به رسانه بدل گشتند. از این منظر، راهپیمایی ۲۲ بهمن را میتوان نوعی «متن اجتماعی زنده» تلقی کرد که پیام اصلی آن، استمرار پیوند میان جامعه و نظام سیاسی است؛ پیوندی که علیرغم فشارهای اقتصادی، تحریمها و عملیات روانی مستمر، همچنان بازتولید میشود.
شکست دشمن در جنگ شناختی
جنگ شناختی، مبتنی بر تغییر ادراک، تردیدافکنی و ایجاد گسست میان واقعیت عینی و ذهنیت اجتماعی است. در ماهها و سالهای اخیر، بخش قابلتوجهی از راهبرد دشمنان جمهوری اسلامی ایران بر القای تصویر «گسست اجتماعی»، «فرسایش مشروعیت» و «انفعال عمومی» متمرکز بوده است. راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، بهطور عینی این تصویرسازی را با چالش جدی مواجه کرد.حضور گسترده مردم، نقطه آشکارساز شکست دشمن در جنگ شناختی بود؛ زیرا نشان داد که شکاف ادعایی میان مردم و نظام، بیش از آنکه واقعیتی اجتماعی باشد، محصول مهندسی ادراک است. در منطق جنگ شناختی، زمانی که روایت کاذب با واقعیت میدانی در تضاد آشکار قرار گیرد، اعتبار خود را از دست میدهد. راهپیمایی ۲۲ بهمن دقیقاً چنین کارکردی داشت: تضارب میان روایتگری واقعی و روایتسازی کاذب، که در نهایت، این روایت واقعی از قدرت ایران بود که به ثمر نشست و در سطح افکار عمومی داخلی و خارجی بازتاب یافت.
بازتولید و تثبیت قدرت نرم ایران در فراتر از مرزها
قدرت نرم، برخلاف قدرت سخت، از جذابیت، مشروعیت و الگوپذیری نشأت میگیرد. یکی از مؤلفههای اصلی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران، اتکای آن به مشارکت مردمی در بزنگاههای تاریخی است. راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، نهتنها در سطح داخلی، بلکه در سطح منطقهای و بینالمللی نیز حامل پیامهای معناداری بود.این حضور، تصویری از «ثبات اجتماعی مبتنی بر مشارکت» را مخابره کرد؛ تصویری که در تضاد با الگوی بیثباتی و بحرانهای مشروعیت در بسیاری از نظامهای سیاسی وابسته قرار دارد. برای مخاطبان فراملی، بهویژه جوامع و جریانهایی که ایران را بهعنوان یک الگوی مقاومت و استقلال دنبال میکنند، این راهپیمایی نشانهای از ریشهدار بودن قدرت نرم ایران در متن مردم بود. بدینترتیب، ۲۲ بهمن امسال را میتوان یکی از سازوکارهای بازتولید سرمایه نمادین ایران در عرصه بینالملل دانست.
در نهایت اینکه راهپیمایی ۲۲ بهمن در چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به رویدادی چندلایه با کارکردهای اجتماعی، شناختی و راهبردی تبدیل شد. این راهپیمایی، نخست، عرصهای برای روایتگری واقعی از قدرت ایران بود؛ دوم، شکست پروژههای جنگ شناختی دشمن را بهصورت عینی آشکار ساخت؛ و سوم، به تثبیت و بازتولید قدرت نرم ایران در آنسوی مرزها یاری رساند. از این منظر، ۲۲ بهمن امسال را باید نه صرفاً یک رخداد، بلکه یک «پیام اجتماعی–سیاسی ماندگار» در معادلات قدرت معاصر دانست.
رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
راهپیمایی ۲۲ بهمن در چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در بستر تحولات پیچیده منطقهای و بینالمللی، به عرصهای برای روایتگری واقعی از قدرت ایران تبدیل شد؛ روایتی که در تقابل مستقیم با روایتسازیهای هدفمند دشمنان، کارکردی فراتر از نمایش همبستگی داخلی یافت. حضور گسترده و معنادار مردم، بهمثابه یک داده اجتماعی عینی، به نقطه آشکارساز شکست دشمن در جنگ شناختی بدل شد و همزمان، شواهد تازهای از قدرت نرم ایران در آنسوی مرزها تولید کرد. در این خصوص سه نکته اساسی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:
راهپیمایی ۲۲ بهمن بهمثابه کنش روایتساز اجتماعی
در ادبیات مطالعات قدرت، بهویژه در حوزه قدرت نرم و جنگ شناختی، «روایت» نقش محوری در شکلدهی به ادراکات جمعی ایفا میکند. راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال را میتوان نمونهای برجسته از روایتگری اجتماعی برآمده از کنش مردمی دانست؛ روایتی که نه از طریق رسانههای رسمی، بلکه از خلال حضور فیزیکی، داوطلبانه و فراگیر اقشار مختلف جامعه تولید شد.
اهمیت این روایتگری در آن است که بر خلاف روایتهای برساخته و رسانهمحور دشمنان، مبتنی بر تجربه زیسته و مشاهدهپذیر است. خیابانها، بهعنوان فضای عمومی، به متن روایت تبدیل شدند و بدنهای اجتماعیِ حاضر در این فضا، خود به رسانه بدل گشتند. از این منظر، راهپیمایی ۲۲ بهمن را میتوان نوعی «متن اجتماعی زنده» تلقی کرد که پیام اصلی آن، استمرار پیوند میان جامعه و نظام سیاسی است؛ پیوندی که علیرغم فشارهای اقتصادی، تحریمها و عملیات روانی مستمر، همچنان بازتولید میشود.
شکست دشمن در جنگ شناختی
جنگ شناختی، مبتنی بر تغییر ادراک، تردیدافکنی و ایجاد گسست میان واقعیت عینی و ذهنیت اجتماعی است. در ماهها و سالهای اخیر، بخش قابلتوجهی از راهبرد دشمنان جمهوری اسلامی ایران بر القای تصویر «گسست اجتماعی»، «فرسایش مشروعیت» و «انفعال عمومی» متمرکز بوده است. راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، بهطور عینی این تصویرسازی را با چالش جدی مواجه کرد.حضور گسترده مردم، نقطه آشکارساز شکست دشمن در جنگ شناختی بود؛ زیرا نشان داد که شکاف ادعایی میان مردم و نظام، بیش از آنکه واقعیتی اجتماعی باشد، محصول مهندسی ادراک است. در منطق جنگ شناختی، زمانی که روایت کاذب با واقعیت میدانی در تضاد آشکار قرار گیرد، اعتبار خود را از دست میدهد. راهپیمایی ۲۲ بهمن دقیقاً چنین کارکردی داشت: تضارب میان روایتگری واقعی و روایتسازی کاذب، که در نهایت، این روایت واقعی از قدرت ایران بود که به ثمر نشست و در سطح افکار عمومی داخلی و خارجی بازتاب یافت.
بازتولید و تثبیت قدرت نرم ایران در فراتر از مرزها
قدرت نرم، برخلاف قدرت سخت، از جذابیت، مشروعیت و الگوپذیری نشأت میگیرد. یکی از مؤلفههای اصلی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران، اتکای آن به مشارکت مردمی در بزنگاههای تاریخی است. راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، نهتنها در سطح داخلی، بلکه در سطح منطقهای و بینالمللی نیز حامل پیامهای معناداری بود.این حضور، تصویری از «ثبات اجتماعی مبتنی بر مشارکت» را مخابره کرد؛ تصویری که در تضاد با الگوی بیثباتی و بحرانهای مشروعیت در بسیاری از نظامهای سیاسی وابسته قرار دارد. برای مخاطبان فراملی، بهویژه جوامع و جریانهایی که ایران را بهعنوان یک الگوی مقاومت و استقلال دنبال میکنند، این راهپیمایی نشانهای از ریشهدار بودن قدرت نرم ایران در متن مردم بود. بدینترتیب، ۲۲ بهمن امسال را میتوان یکی از سازوکارهای بازتولید سرمایه نمادین ایران در عرصه بینالملل دانست.
در نهایت اینکه راهپیمایی ۲۲ بهمن در چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به رویدادی چندلایه با کارکردهای اجتماعی، شناختی و راهبردی تبدیل شد. این راهپیمایی، نخست، عرصهای برای روایتگری واقعی از قدرت ایران بود؛ دوم، شکست پروژههای جنگ شناختی دشمن را بهصورت عینی آشکار ساخت؛ و سوم، به تثبیت و بازتولید قدرت نرم ایران در آنسوی مرزها یاری رساند. از این منظر، ۲۲ بهمن امسال را باید نه صرفاً یک رخداد، بلکه یک «پیام اجتماعی–سیاسی ماندگار» در معادلات قدرت معاصر دانست.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



