فارن افرز:
ایران چگونه معادله جنگ را تغییر داد؟
گروه بین الملل
نشریه فارن افرز در تحلیل مفصلی درباره تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران تأکید کرد که پاسخ تهران به تهاجم نظامی واشنگتن و تلآویو صرفا یک واکنش تلافیجویانه نبود، بلکه بخشی از یک راهبرد حسابشده برای تغییر ساختار جنگ است.
به نوشته این نشریه، «حمله مشترک آمریکا و اسرائیل که با نام «عملیات خشم حماسی» شناخته میشود، در ابتدا بهعنوان یک موفقیت بزرگ نظامی معرفی شد. این عملیات که با استفاده از توان بالای حملات دقیق انجام شد، منجر به کشته شدن شماری از مقامات و فرماندهان ارشد نظامی انجامید؛ اقدامی که از نگاه واشنگتن و تلآویو قرار بود ساختار فرماندهی ایران را فلج کند و نظام سیاسی این کشور را در آستانه فروپاشی قرار دهد».
اما فارن افرز نوشت واقعیت میدانی تنها چند ساعت بعد ،مسیر متفاوتی را نشان داد. ایران با شلیک صدها موشک و پهپاد به اسرائیل و همچنین اهدافی در سراسر خلیج فارس، نشان داد که نهتنها ساختار فرماندهی خود را از دست نداده، بلکه قادر است در مدت کوتاهی عملیات گستردهای را سازماندهی کند.به گفته تحلیلگران این نشریه، «این پاسخ سریع در واقع پیامی روشن داشت: ایران هنوز قادر به فرماندهی، هماهنگی و اجرای عملیات گسترده است».
استراتژی «تشدید افقی»
فارن افرز معتقد است واکنش ایران نمونهای از راهبردی موسوم به «تشدید افقی» است. در این راهبرد، به جای افزایش شدت جنگ در یک جبهه خاص، میدان درگیری به مناطق جغرافیایی و حوزههای سیاسی و اقتصادی جدید گسترش مییابد.
در این چارچوب، تهران تلاش کرده است میدان نبرد را از مرزهای ایران فراتر ببرد. به نوشته این نشریه، ایران یا مستقیما به اهدافی در دستکم 9 کشور حمله کرده یا آنها را در تیررس قرار داده است؛ کشورهایی که بسیاری از آنها میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند.در این تحلیل آمده است: «پیام تهران روشن بود؛ کشورهایی که میزبان نیروهای آمریکایی هستند ممکن است بهای این جنگ را بپردازند.»
از نگاه فارن افرز، این اقدام باعث شد جنگ به سرعت به یک بحران منطقهای تبدیل شود و دولتهای خلیج فارس ناچار شوند همزمان با مدیریت امنیت داخلی، از سرمایهگذاران خارجی و گردشگران نیز اطمینانبخشی کنند.
زمان به نفع ایران
فارن افرز در بخش اصلی مقاله خود به این سؤال پاسخ داد که چرا طولانی شدن جنگ به نفع ایران است.این نشریه نوشت: تشدید افقی فقط به این معنا نیست که دشمن اهداف بیشتری را بزند. اثر اصلی و عمیقتر آن این است که درک دشمن از «ریسک» را کاملا تغییر میدهد.در یک جنگ کوتاهمدت، ریسک را با تعداد پروازهای جنگی (سورتی) و درصد موفقیت رهگیری موشکها اندازه میگیرند. اما دردرگیری طولانی، ریسک از میدان جنگ به عرصه سیاست کشیده میشود و تصمیمگیریها بسیار سختتر میگردد.
فارن افرز تأکید کرد: اگر این جنگ طولانی شود، دولتهای خلیج فارس که تا حالا همکاری امنیتی با اسرائیل را به صورت کمرنگ و پشت پرده پیش بردهاند، احتمالا مجبور میشوند این رابطه را آشکارتر کنند. این آشکارسازی برای آنها خطرناک است. مردم کشورهای عربی هنوز به شدت با سیاستهای نظامی تهاجمی اسرائیل مخالفاند. هرچه جنگ بیشتر طول بکشد، برای حاکمان این کشورها سختتر خواهد بود که این شراکت با اسرائیل را حفظ کنند بدون اینکه مشروعیت خودشان در داخل کشور آسیب جدی ببیند. تشدید افقی دقیقا روی همین نقاط حساس و شکننده بین دولتها و مردمشان فشار میآورد.
فارن افرز همچنین به اثر طولانی شدن جنگ در صحنه سیاسی آمریکا پرداخت و نوشت: جنگ طولانی همچنین چهره سیاست داخلی آمریکا را تغییر میدهد. حمله ناگهانی و هدفمند به رهبری ایران ممکن است در روزهای اول حمایت از رئیسجمهور را افزایش دهد، اما نظرسنجیها نشان میدهد که حتی یک هفته پس از شروع جنگ، اکثریت مردم آمریکا با آن مخالف بودند. یک جنگ فرسایشی در منطقه، همراه با افزایش شدید قیمت انرژی، تلفات نیروهای آمریکایی و اهداف مبهم، نارضایتی و اعتراض در داخل آمریکا را بیشتر خواهد کرد.
چنددستگی در آمریکا بر سر جنگ با ایران
بخش بزرگی از حامیان سیاسی دونالد ترامپ از همان ابتدا با درگیریهای خاورمیانه مخالف بودهاند و معتقدند که رهبران آمریکا فقط دنبالهرو سیاستهای اسرائیل هستند. هرچه عملیات نظامی آمریکا طولانیتر شود، این اختلافها درون پایگاه رأی خود ترامپ هم عمیقتر و گستردهتر خواهد شد.در ارتباط با اروپا نیز به عقیده فارن افرز تنش با اروپا هم احتمالا افزایش پیدا میکند. کشورهای اروپایی به شدت به ثبات قیمت انرژی وابستهاند و از موج جدید مهاجرت میترسند. اگر آمریکا بخواهد شدت عملیات را بیشتر کند، در حالی که دولتهای اروپایی به دنبال مهار و پایان سریع درگیری هستند، اختلاف بین دو سوی اقیانوس اطلس بزرگتر میشود. اروپاییها تلاش خواهند کرد خودشان را از این جنگ دور نگه دارند.
تجربه کوزوو نشان داد که حفظ وحدت یک ائتلاف نظامی نیاز به مدیریت سیاسی دائمی دارد. اگر کشورهای اروپایی اجازه ندهند از خاکشان برای پشتیبانی لجستیکی، سوخترسانی هوایی یا دیگر عملیات استفاده شود، ادامه بمبارانهای طولانی برای آمریکا بسیار دشوار خواهد شد. حتی بریتانیا از حالا نسبت به استفاده طولانیمدت آمریکا از پایگاه دیگو گارسیا (که متعلق به بریتانیاست) ناراضی است. برای جلب حمایت اروپا در جنگ با ایران، آمریکا ممکن است ناچار شود تعهدات بیشتری در اوکراین به اروپا بدهد؛ این کار اما میتواند پایگاه هواداران MAGA رئیسجمهور را بیشتر عصبانی کند.
این نشریه آمریکايی در پایان این بخش نوشت: در نهایت، طولانی شدن جنگ، تهدیدهای نامتقارن را به شدت افزایش میدهد. در یک درگیری طولانی در خلیج فارس، احتمالا گروههای غیردولتی و شبهنظامی بیشتر وارد میدان میشوند؛ بهخصوص اگر نیروهای زمینی آمریکا حتی به شکل محدود درگیر شوند. گروههای مسلح جدید یا قدیمی که میخواهند از خشم عمومی منطقه استفاده کنند، ممکن است مستقیما کسانی را هدف قرار دهند که آشکارا با عملیات آمریکا همراهی کردهاند.
جنگی که به اقتصاد کشیده شد
این نشریه تأکید میکند که بخشی از راهبرد ایران انتقال جنگ به حوزه اقتصاد و افکار عمومی است. حملات موشکی و پهپادی باعث تعطیلی فرودگاهها، آسیب به املاک تجاری و اختلال در بازارهای انرژی و بیمه شده است.
به گفته تحلیلگران فارن افرز، حتی زمانی که خسارت فیزیکی محدود باشد، ضربه به تصویر امنیتی منطقه میتواند بسیار پرهزینه باشد.در این گزارش آمده است: «وقتی هشدارهای موشکی فعالیت فرودگاه دبی – یکی از شلوغترین فرودگاههای جهان – را مختل میکند، هزینه reputational آن بسیار بیشتر از خسارت واقعی است.»
فارن افرز برای توضیح این وضعیت به تجربه تاریخی آمریکا در جنگ ویتنام اشاره میکند. در آن زمان واشنگتن با اتکا به برتری هوایی خود تصور میکرد که میتواند با بمباران گسترده اراده سیاسی هانوی را در هم بشکند.با این حال در سال 1968 نیروهای ویتنام شمالی و ویتکنگ حملات هماهنگی را در بیش از صد شهر و شهرک در ویتنام جنوبی آغاز کردند؛ حملاتی که اگرچه هزینه زیادی برای آنها داشت، اما تصویر پیروزی نزدیک آمریکا را نابود کرد.به نوشته این نشریه، نتیجه آن بود که افکار عمومی آمریکا به سرعت علیه جنگ تغییر کرد و در نهایت مسیر سیاسی جنگ تغییر یافت.
دو راهی واشنگتن
در پایان این تحلیل، فارن افرز تأکید میکند که واشنگتن اکنون با یک انتخاب دشوار روبهرو است.یک گزینه تشدید عملیات نظامی و گسترش حملات هوایی برای مهار توان موشکی ایران است؛ مسیری که ممکن است به یک حضور نظامی طولانیمدت در منطقه منجر شود.گزینه دیگر پایان دادن به عملیات و اعلام تحقق اهداف است؛ تصمیمی که هرچند ممکن است با انتقاد سیاسی روبهرو شود، اما از گرفتار شدن آمریکا در یک جنگ فرسایشی جلوگیری میکند.
این نشریه نتیجه میگیرد: «حملات اولیه شاید یک موفقیت تاکتیکی بوده باشد، اما اکنون آمریکا با یک چالش راهبردی روبهرو است.»
به باور فارن افرز، سرنوشت این جنگ نه با شلیک موشک بعدی بلکه با نحوه درک واشنگتن از راهبرد ایران و واکنش سیاسی و نظامی آن تعیین خواهد شد.
نشریه فارن افرز در تحلیل مفصلی درباره تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران تأکید کرد که پاسخ تهران به تهاجم نظامی واشنگتن و تلآویو صرفا یک واکنش تلافیجویانه نبود، بلکه بخشی از یک راهبرد حسابشده برای تغییر ساختار جنگ است.
به نوشته این نشریه، «حمله مشترک آمریکا و اسرائیل که با نام «عملیات خشم حماسی» شناخته میشود، در ابتدا بهعنوان یک موفقیت بزرگ نظامی معرفی شد. این عملیات که با استفاده از توان بالای حملات دقیق انجام شد، منجر به کشته شدن شماری از مقامات و فرماندهان ارشد نظامی انجامید؛ اقدامی که از نگاه واشنگتن و تلآویو قرار بود ساختار فرماندهی ایران را فلج کند و نظام سیاسی این کشور را در آستانه فروپاشی قرار دهد».
اما فارن افرز نوشت واقعیت میدانی تنها چند ساعت بعد ،مسیر متفاوتی را نشان داد. ایران با شلیک صدها موشک و پهپاد به اسرائیل و همچنین اهدافی در سراسر خلیج فارس، نشان داد که نهتنها ساختار فرماندهی خود را از دست نداده، بلکه قادر است در مدت کوتاهی عملیات گستردهای را سازماندهی کند.به گفته تحلیلگران این نشریه، «این پاسخ سریع در واقع پیامی روشن داشت: ایران هنوز قادر به فرماندهی، هماهنگی و اجرای عملیات گسترده است».
استراتژی «تشدید افقی»
فارن افرز معتقد است واکنش ایران نمونهای از راهبردی موسوم به «تشدید افقی» است. در این راهبرد، به جای افزایش شدت جنگ در یک جبهه خاص، میدان درگیری به مناطق جغرافیایی و حوزههای سیاسی و اقتصادی جدید گسترش مییابد.
در این چارچوب، تهران تلاش کرده است میدان نبرد را از مرزهای ایران فراتر ببرد. به نوشته این نشریه، ایران یا مستقیما به اهدافی در دستکم 9 کشور حمله کرده یا آنها را در تیررس قرار داده است؛ کشورهایی که بسیاری از آنها میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند.در این تحلیل آمده است: «پیام تهران روشن بود؛ کشورهایی که میزبان نیروهای آمریکایی هستند ممکن است بهای این جنگ را بپردازند.»
از نگاه فارن افرز، این اقدام باعث شد جنگ به سرعت به یک بحران منطقهای تبدیل شود و دولتهای خلیج فارس ناچار شوند همزمان با مدیریت امنیت داخلی، از سرمایهگذاران خارجی و گردشگران نیز اطمینانبخشی کنند.
زمان به نفع ایران
فارن افرز در بخش اصلی مقاله خود به این سؤال پاسخ داد که چرا طولانی شدن جنگ به نفع ایران است.این نشریه نوشت: تشدید افقی فقط به این معنا نیست که دشمن اهداف بیشتری را بزند. اثر اصلی و عمیقتر آن این است که درک دشمن از «ریسک» را کاملا تغییر میدهد.در یک جنگ کوتاهمدت، ریسک را با تعداد پروازهای جنگی (سورتی) و درصد موفقیت رهگیری موشکها اندازه میگیرند. اما دردرگیری طولانی، ریسک از میدان جنگ به عرصه سیاست کشیده میشود و تصمیمگیریها بسیار سختتر میگردد.
فارن افرز تأکید کرد: اگر این جنگ طولانی شود، دولتهای خلیج فارس که تا حالا همکاری امنیتی با اسرائیل را به صورت کمرنگ و پشت پرده پیش بردهاند، احتمالا مجبور میشوند این رابطه را آشکارتر کنند. این آشکارسازی برای آنها خطرناک است. مردم کشورهای عربی هنوز به شدت با سیاستهای نظامی تهاجمی اسرائیل مخالفاند. هرچه جنگ بیشتر طول بکشد، برای حاکمان این کشورها سختتر خواهد بود که این شراکت با اسرائیل را حفظ کنند بدون اینکه مشروعیت خودشان در داخل کشور آسیب جدی ببیند. تشدید افقی دقیقا روی همین نقاط حساس و شکننده بین دولتها و مردمشان فشار میآورد.
فارن افرز همچنین به اثر طولانی شدن جنگ در صحنه سیاسی آمریکا پرداخت و نوشت: جنگ طولانی همچنین چهره سیاست داخلی آمریکا را تغییر میدهد. حمله ناگهانی و هدفمند به رهبری ایران ممکن است در روزهای اول حمایت از رئیسجمهور را افزایش دهد، اما نظرسنجیها نشان میدهد که حتی یک هفته پس از شروع جنگ، اکثریت مردم آمریکا با آن مخالف بودند. یک جنگ فرسایشی در منطقه، همراه با افزایش شدید قیمت انرژی، تلفات نیروهای آمریکایی و اهداف مبهم، نارضایتی و اعتراض در داخل آمریکا را بیشتر خواهد کرد.
چنددستگی در آمریکا بر سر جنگ با ایران
بخش بزرگی از حامیان سیاسی دونالد ترامپ از همان ابتدا با درگیریهای خاورمیانه مخالف بودهاند و معتقدند که رهبران آمریکا فقط دنبالهرو سیاستهای اسرائیل هستند. هرچه عملیات نظامی آمریکا طولانیتر شود، این اختلافها درون پایگاه رأی خود ترامپ هم عمیقتر و گستردهتر خواهد شد.در ارتباط با اروپا نیز به عقیده فارن افرز تنش با اروپا هم احتمالا افزایش پیدا میکند. کشورهای اروپایی به شدت به ثبات قیمت انرژی وابستهاند و از موج جدید مهاجرت میترسند. اگر آمریکا بخواهد شدت عملیات را بیشتر کند، در حالی که دولتهای اروپایی به دنبال مهار و پایان سریع درگیری هستند، اختلاف بین دو سوی اقیانوس اطلس بزرگتر میشود. اروپاییها تلاش خواهند کرد خودشان را از این جنگ دور نگه دارند.
تجربه کوزوو نشان داد که حفظ وحدت یک ائتلاف نظامی نیاز به مدیریت سیاسی دائمی دارد. اگر کشورهای اروپایی اجازه ندهند از خاکشان برای پشتیبانی لجستیکی، سوخترسانی هوایی یا دیگر عملیات استفاده شود، ادامه بمبارانهای طولانی برای آمریکا بسیار دشوار خواهد شد. حتی بریتانیا از حالا نسبت به استفاده طولانیمدت آمریکا از پایگاه دیگو گارسیا (که متعلق به بریتانیاست) ناراضی است. برای جلب حمایت اروپا در جنگ با ایران، آمریکا ممکن است ناچار شود تعهدات بیشتری در اوکراین به اروپا بدهد؛ این کار اما میتواند پایگاه هواداران MAGA رئیسجمهور را بیشتر عصبانی کند.
این نشریه آمریکايی در پایان این بخش نوشت: در نهایت، طولانی شدن جنگ، تهدیدهای نامتقارن را به شدت افزایش میدهد. در یک درگیری طولانی در خلیج فارس، احتمالا گروههای غیردولتی و شبهنظامی بیشتر وارد میدان میشوند؛ بهخصوص اگر نیروهای زمینی آمریکا حتی به شکل محدود درگیر شوند. گروههای مسلح جدید یا قدیمی که میخواهند از خشم عمومی منطقه استفاده کنند، ممکن است مستقیما کسانی را هدف قرار دهند که آشکارا با عملیات آمریکا همراهی کردهاند.
جنگی که به اقتصاد کشیده شد
این نشریه تأکید میکند که بخشی از راهبرد ایران انتقال جنگ به حوزه اقتصاد و افکار عمومی است. حملات موشکی و پهپادی باعث تعطیلی فرودگاهها، آسیب به املاک تجاری و اختلال در بازارهای انرژی و بیمه شده است.
به گفته تحلیلگران فارن افرز، حتی زمانی که خسارت فیزیکی محدود باشد، ضربه به تصویر امنیتی منطقه میتواند بسیار پرهزینه باشد.در این گزارش آمده است: «وقتی هشدارهای موشکی فعالیت فرودگاه دبی – یکی از شلوغترین فرودگاههای جهان – را مختل میکند، هزینه reputational آن بسیار بیشتر از خسارت واقعی است.»
فارن افرز برای توضیح این وضعیت به تجربه تاریخی آمریکا در جنگ ویتنام اشاره میکند. در آن زمان واشنگتن با اتکا به برتری هوایی خود تصور میکرد که میتواند با بمباران گسترده اراده سیاسی هانوی را در هم بشکند.با این حال در سال 1968 نیروهای ویتنام شمالی و ویتکنگ حملات هماهنگی را در بیش از صد شهر و شهرک در ویتنام جنوبی آغاز کردند؛ حملاتی که اگرچه هزینه زیادی برای آنها داشت، اما تصویر پیروزی نزدیک آمریکا را نابود کرد.به نوشته این نشریه، نتیجه آن بود که افکار عمومی آمریکا به سرعت علیه جنگ تغییر کرد و در نهایت مسیر سیاسی جنگ تغییر یافت.
دو راهی واشنگتن
در پایان این تحلیل، فارن افرز تأکید میکند که واشنگتن اکنون با یک انتخاب دشوار روبهرو است.یک گزینه تشدید عملیات نظامی و گسترش حملات هوایی برای مهار توان موشکی ایران است؛ مسیری که ممکن است به یک حضور نظامی طولانیمدت در منطقه منجر شود.گزینه دیگر پایان دادن به عملیات و اعلام تحقق اهداف است؛ تصمیمی که هرچند ممکن است با انتقاد سیاسی روبهرو شود، اما از گرفتار شدن آمریکا در یک جنگ فرسایشی جلوگیری میکند.
این نشریه نتیجه میگیرد: «حملات اولیه شاید یک موفقیت تاکتیکی بوده باشد، اما اکنون آمریکا با یک چالش راهبردی روبهرو است.»
به باور فارن افرز، سرنوشت این جنگ نه با شلیک موشک بعدی بلکه با نحوه درک واشنگتن از راهبرد ایران و واکنش سیاسی و نظامی آن تعیین خواهد شد.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه
-
این قوم پُرند از تو!
-
پیام دشمنشکن و مردمنواز
-
مردم کشور لحظهای از آرمانهای انقلاب کوتاه نخواهند آمد
-
میدان جنگ با رزمندگان و خیابان از آن ملت عزیز است
-
ملـت قـدسی
-
خروش یکپارچه مردم
-
انهدام لانه شیطان
-
حزبالله و شکست چند لایه رژیم صهیونی
-
ایران چگونه معادله جنگ را تغییر داد؟
-
عایدی ماجراجوییهای ترامپ
-
پایان مصونیت خائنان ایرانینما



