نسخه Pdf

قیام ملی ایرانیان در آستانه چهلمین روز شهادت قائدِ فاتح، هرچه بیشتر به قله پیروزی نزدیک می‌گردد

ملت در تکاپوی اربعین فرمانده

جواد شاملو
آنچه ما در اسفند و فروردین ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ از سر گذراندیم و هنوز در حال تجربه آن هستیم، نه یک جنگ، که یک قیام بود. قیامی ملی و بین‌المللی که انگیزه‌های متعددی داشت اما مهم‌ترین انگیزه‌اش خون‌خواهی امام شهید بود. دشمن از ما رهبری بزرگ، اسطوره‌ای عظیم، پدری سالخورده و مهربان و در حقیقت یک نماد ملی را گرفت. پاسخ به این جنایت صرفاً ورود به یک جنگ نبود، باید جهان به جوش و خروش می‌آمد. باید دستی زیر میز ظالمان می‌زد؛ اقیانوس عالم باید متلاطم می‌شد. ما هر ده شب محرم برای سیدالشهدا بر سر و سینه نمی‌زنیم که با شهادت رهبرمان، صرفاً یک جنگ را آغاز کنیم. ما یک قیام را آغاز کردیم و اگر صرفاً با واژه جنگ رخدادهای این چهل روز را توصیف کنیم، در حقیقت از بسیاری ابعاد آن غفلت کرده‌ایم.
جنگ، همان مقوله‌ای بود که ما در جنگ ۱۲روزه آن را تجربه کردیم. ضرباتی دشمن صهیونی به ما زد و ما نیز متقابلاً ضرباتی به او وارد ساختیم. اما در جنگ تحمیلی سوم، اولاً مردم نقش‌آفرینی بی‌سابقه، لاینقطع، سرنوشت‌ساز و تمدنی‌ای از خود نشان دادند. زن و مرد، پیر و کودک، باحجاب و بی‌حجاب، اصلاح‌طلب و اصول‌گرا، همه و همه حضور خیابانی را به عنوان یک فریضه گرفتند. آن هم نه برای یک روز و شب، اکنون نزدیک به چهل روز است که حضور مردم ادامه دارد، حضوری مردمی و نه نهادی و سازمانی و سفارشی. این تجمعات را که می‌بینی، با خود می‌گویی چگونه می‌توان این مردم را بعد از آرام شدن اوضاع به خانه برگرداند؟ این ثمره تربیت شیعی است. مکتبی که ۱۴۰۰ سال برای امام شهیدش محرم و صفر برپا کند و شورش و عزا و ماتم رقم بزند، سهل است که برای رهبر شهیدش ۴۰ روز یا بیشتر، قیام نکند.
وجه دیگری که جنگ تحمیلی سوم دارد و آن را شبیه به قیام می‌کند، وسعت طولی، عرضی و زمانی پاسخ‌دهی و قتال نیروهای مسلح است. آن‌ها بلافاصله بعد از شروع تجاوز ظالمانه آمریکا و صهیون، غیر از اراضی اشغالی، تمام منافع آمریکا در منطقه را زیر ضرب گرفتند. نه فقط به یک یا چند پایگاه نظامی، «تمام منافع آمریکا». وقتی کشوری ناگهان منافع دشمن را در ۱۰ کشور دیگر زیر ضرب می‌گیرد، در اصل قیام کرده است. حجم آتش هم یک حجم اخطاری نبود، ایران زد که نابود کند و هدف، اخراج آمریکا از منطقه بود و هست. این قیام باعث شد جنگ تحمیلی سوم شبیه بهمن ۵۷ شود، آنجا شاه آمریکایی از ایران رفت، حالا خود آمریکا باید از منطقه برود، مقدمه ظهور خورشید ولایت عظمیٰ که ظالمان را از جهان هستی بیرون می‌اندازد. اخراج آمریکا از منطقه، وقتی به عنوان هدف یک عملیات تعریف شد، باعث می‌شود آن عملیات نه یک جنگ که یک قیام مسلحانه باشد.
وجه دیگر قیام بودن جنگ تحمیلی سوم، حضور دیگر اجزای جبهه مقاومت در این جنگ است. مقاومت لبنان یعنی حزب‌الله قهرمان، رژیم صهیونی را از شمال مرزهای خود درگیر یک جنگ همه‌جانبه کرد، با مؤلفه‌هایی که مطلقاً در محاسبات رژیم نبود. رژیم یا حزب‌الله را پرونده‌ای مختومه می‌دانست و یا تهدیدی قابل پیش‌بینی و تضعیف شده، اما حزب‌الله جوری آتش کرد که گویی تازه متولد شده است. غیر از حزب‌الله، مقاومت عراق هم در تحرکی بی‌سابقه و موفق، روزگار سختی برای نیروهای آمریکایی و ناتو و تروریست‌های مسلح کرد در عراق و اقلیم کردستان رقم زد.
همچنین ایران با بستن تنگه هرمز، اقدام خود را هرچه بیشتر به یک قیام تبدیل کرد. اختلال در نظام ظالمانه اقتصاد سرمایه‌داری و تجارت آمریکامحور جهانی، عصیانی است علیه رژیم اقتصادی‌ای که با تحمیل چند دهه تحریم‌های ظالمانه و حدود یک دهه فشار حداکثری، در فقیر کردن مردم ایران و فاصله انداختن بین مردم و نظام جمهوری اسلامی مؤثر بود. جنگ ترکیبی دشمن که متشکل از فشار اقتصادی، جهت‌دهی و پروپاگاندای عظیم رسانه‌ای، سازماندهی اپوزیسیون و گروهک‌های تروریستی برای ایجاد اغتشاش در داخل کشور، کشته‌سازی در اعتراضات و دیگر اقدامات بود، نقش زیادی در جدایی بخشی از مردم از نظام و ایجاد بستر جنگ داشت. از این رو دشمن با بهره‌گیری حداکثری از مهره اقتصاد علیه ایران، برای جنگ نهایی آتش‌تهیه ریخت.
اکنون که به اربعین آن فرمانده رشید و پدر امت نزدیک می‌شویم، گویی تمام جاده‌های منتهی به افق، بوی کربلا گرفته‌اند. این چهل روز، نه ایام سوگواری، که چهل منزل خودسازی برای ملتی بود که تصمیم گرفته است سرنوشت جهان را تغییر دهد. اگر دشمن گمان می‌کرد با حذف فیزیکی آن قله ایستادگی، شیرازه مقاومت از هم می‌پاشد، امروز با حقیقتی هولناک روبه‌روست: تکثیر آن روح بزرگ در کالبد میلیون‌ها جوانی که هر کدام خود را یک فرمانده می‌بینند و در میدان، گوش به فرمان جانشین برحق او دوخته‌اند.
اربعین پیش‌رو، تجلی‌گاه وحدت میدانی و قلبی است. از بیروت زخمی اما سرافراز تا بغداد غیور و از دمشق صبور تا صنعای دلاور، همه نگاه‌ها به سوی قبله‌گاهی است که با خون پاک رهبرمان آبیاری شد. این تجمعات میلیونی، پیامی فراتر از مرزهای جغرافیایی دارد؛ این یک مانور عظیم برای پاکسازی منطقه از لوث وجود استکبار است. فشار اقتصادی و تحریم‌های کمرشکن که روزی ابزار دشمن برای تسلیم بود، در شعله‌های این قیام سوخت و خاکستر شد، چرا که ملتی که مرگ سرخ را بر زندگی ذلت‌بار ترجیح می‌دهد، از هیچ تهدیدی نخواهد هراسید.
ما در این چهل روز آموختیم که جنگ واقعی، نه در میادین نبرد با موشک و پهپاد، بلکه در اراده‌ها جریان دارد. اراده‌ای که امروز تنگه هرمز را به بن‌بست مستکبران بدل کرده و لرزه بر اندام نظام سرمایه‌داری انداخته، ریشه در همان ایمانی دارد که در تکایا و حسینیه‌ها صیقل خورده است. خون شهید، نه تنها بر زمین نریخت، بلکه چونان جیوه در رگ‌های جبهه مقاومت جریان یافت و اتحادی پدید آورد که هیچ پروتکل دیپلماتیکی قادر به ایجاد آن نبود. دشمنی که می‌خواست با «جنگ ترکیبی»، مردم را از نظام جدا کند، اکنون با دیواری مستحکم از گوشت و پوست و ایمان روبه‌روست که هیچ نفوذی را برنمی‌تابد.
اکنون، در آستانه این چهلمین روز، جهان شاهد است که ایران اسلامی نه تنها ضعیف نشد، بلکه از خاکستر این داغ، ققنوس‌وار برخاسته تا نظم نوین جهانی را بر پایه عدالت بنا کند. این اربعین، آغاز پایان حضور آمریکا در منطقه و طلیعه‌ای بر ظهور منجی موعود است؛ روزی که تمام مظلومان جهان، تحت لوای آن خورشید عظمى، طعم واقعی آزادی را خواهند چشید و بساط ظلم را برای همیشه برخواهند چید.

ملت در تکاپوی اربعین فرمانده