وحشت دشمن از عملیات زمینی
یدالله جوانی
ژنرالهای ارشد آمریکایی، یکی پس از دیگری در خصوص انجام عملیات زمینی نیروهای آمریکایی علیه ایران، هشدارهای نگران کننده به مقامات سیاسی و نظامیهای کم تجربه میدهند. بر اساس گزارشهای انتشار یافته در رسانهها، تاکنون ۳۰ ژنرال آمریکایی با حمله زمینی به ایران که ترامپ دستور آن را صادر کرده، مخالفت کردهاند. از دلایل مطرح برای کنار گذاشتن ۱۲ مقام ارشد ارتش آمریکا از مسئولیتهای کلیدی و از جمله برکناری رئیس ستاد مشترک ارتش، مخالفتهای آنان با جنگ و به ویژه حمله زمینی به ایران است.
دلیل وحشت و نگرانی این نظامیها به تجارب بسیار تلخ و وحشتناک آنان به دو جنگ افغانستان و عراق بر میگردد. ارتش آمریکا در دو جنگ افغانستان و عراق، از جهات مختلف خسارتهای فراوان و تلفات انسانی گسترده غیر قابل پیشبینی از قبل متحمل شد. این در حالی است که همان موقع از نظر مقامهای سیاسی و نظامی آمریکا، افغانستان و عراق اهداف آسان، و ایران هدف سخت برای ارتش آمریکا تعریف میشد!
همین خسارتهای سنگین تجهیزاتی، حیثیتی و تلفات انسانی به ارتش آمریکا، موجب گردید تا اوباما به عنوان رئیس جمهور وقت ایالات متحده، با صراحت اعلام نماید: " از دو جنگ افغانستان و عراق آموختیم، دیگر در هیچ جنگی که لازمه پیروزی در آن ورود زمینی باشد، آمریکا را وارد نکنیم! "
بر همین اساس در طرح اولیه تهاجم نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، استفاده از نیروی زمینی برای تحقق اهداف راهبردی جنگ اساساً از قبل پیش بینی نشده بود.در طراحی عملیات تهاجم نظامی به ایران، تصور ترامپ و تیم جنگطلب او این بود که مزدوران وطن فروش ایرانی و گروهکهای تجزیهطلب مسلح قومی، نقش پیاده نظام را برای نیروی هوایی آمریکا در این جنگ خواهند داشت. باور آنان به گونهای شکل گرفته بود که با یک تهاجم سنگین نظامی هوایی، همه چیز در ایران فرو خواهد ریخت و پس از آن اغتشاشگران وابسته و سازماندهی شده، به همراه گروهکهای تروریستی مسلح تجزیهطلب ایران را تسخیر و در اختیار آمریکا قرار خواهند داد. حال این پیش بینی و اتفاق مورد انتظار متجاوزان، نه تنها رخ نداد، بلکه ترامپ و ارتش آمریکا در تله یک جنگ فرسایشی با آینده نامعلوم و بس خسارت بار گرفتار شدهاند.
در چنین شرایطی ترامپ برای رهایی از جنگ به صورت آبرومندانه، به دنبال نوعی دستاوردسازی برای خود با یک اقدام خاص، همانند تصرف جزیرهای مانند خارگ و یا بازگشایی تنگه هرمز است. اکنون تصور ترامپ جنگنابلد، ولی متوهم مغرور و خود شیفته، آن است که با یک اقدام نظامی زمینی میتوان بر جزایر ایرانی خلیج فارس و تنگه هرمز مسلط شد و پیروزمندانه با دست برتر و تحمیل اراده به ایرانی ها، به جنگ پایان داد.
دقیقاً وحشت نظامیان کارکشته و جنگ بلد آمریکایی، به همین توهمات ذهنی ترامپ بر میگردد. توهماتی که با واقعیتهای میدانی، فاصلهای از زمین تا آسمان دارد. کریس مورفی از سناتورهای آمریکا با توجه به همین ذهنگرایی کودکانه ترامپ میگوید: " این ترسناک است که رئیسجمهور تا این حد از واقعیات به دور باشد."
ژنرالهای ارشد آمریکایی، یکی پس از دیگری در خصوص انجام عملیات زمینی نیروهای آمریکایی علیه ایران، هشدارهای نگران کننده به مقامات سیاسی و نظامیهای کم تجربه میدهند. بر اساس گزارشهای انتشار یافته در رسانهها، تاکنون ۳۰ ژنرال آمریکایی با حمله زمینی به ایران که ترامپ دستور آن را صادر کرده، مخالفت کردهاند. از دلایل مطرح برای کنار گذاشتن ۱۲ مقام ارشد ارتش آمریکا از مسئولیتهای کلیدی و از جمله برکناری رئیس ستاد مشترک ارتش، مخالفتهای آنان با جنگ و به ویژه حمله زمینی به ایران است.
دلیل وحشت و نگرانی این نظامیها به تجارب بسیار تلخ و وحشتناک آنان به دو جنگ افغانستان و عراق بر میگردد. ارتش آمریکا در دو جنگ افغانستان و عراق، از جهات مختلف خسارتهای فراوان و تلفات انسانی گسترده غیر قابل پیشبینی از قبل متحمل شد. این در حالی است که همان موقع از نظر مقامهای سیاسی و نظامی آمریکا، افغانستان و عراق اهداف آسان، و ایران هدف سخت برای ارتش آمریکا تعریف میشد!
همین خسارتهای سنگین تجهیزاتی، حیثیتی و تلفات انسانی به ارتش آمریکا، موجب گردید تا اوباما به عنوان رئیس جمهور وقت ایالات متحده، با صراحت اعلام نماید: " از دو جنگ افغانستان و عراق آموختیم، دیگر در هیچ جنگی که لازمه پیروزی در آن ورود زمینی باشد، آمریکا را وارد نکنیم! "
بر همین اساس در طرح اولیه تهاجم نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، استفاده از نیروی زمینی برای تحقق اهداف راهبردی جنگ اساساً از قبل پیش بینی نشده بود.در طراحی عملیات تهاجم نظامی به ایران، تصور ترامپ و تیم جنگطلب او این بود که مزدوران وطن فروش ایرانی و گروهکهای تجزیهطلب مسلح قومی، نقش پیاده نظام را برای نیروی هوایی آمریکا در این جنگ خواهند داشت. باور آنان به گونهای شکل گرفته بود که با یک تهاجم سنگین نظامی هوایی، همه چیز در ایران فرو خواهد ریخت و پس از آن اغتشاشگران وابسته و سازماندهی شده، به همراه گروهکهای تروریستی مسلح تجزیهطلب ایران را تسخیر و در اختیار آمریکا قرار خواهند داد. حال این پیش بینی و اتفاق مورد انتظار متجاوزان، نه تنها رخ نداد، بلکه ترامپ و ارتش آمریکا در تله یک جنگ فرسایشی با آینده نامعلوم و بس خسارت بار گرفتار شدهاند.
در چنین شرایطی ترامپ برای رهایی از جنگ به صورت آبرومندانه، به دنبال نوعی دستاوردسازی برای خود با یک اقدام خاص، همانند تصرف جزیرهای مانند خارگ و یا بازگشایی تنگه هرمز است. اکنون تصور ترامپ جنگنابلد، ولی متوهم مغرور و خود شیفته، آن است که با یک اقدام نظامی زمینی میتوان بر جزایر ایرانی خلیج فارس و تنگه هرمز مسلط شد و پیروزمندانه با دست برتر و تحمیل اراده به ایرانی ها، به جنگ پایان داد.
دقیقاً وحشت نظامیان کارکشته و جنگ بلد آمریکایی، به همین توهمات ذهنی ترامپ بر میگردد. توهماتی که با واقعیتهای میدانی، فاصلهای از زمین تا آسمان دارد. کریس مورفی از سناتورهای آمریکا با توجه به همین ذهنگرایی کودکانه ترامپ میگوید: " این ترسناک است که رئیسجمهور تا این حد از واقعیات به دور باشد."
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



