اشتباهات راهبردی آمریکا در جنگ با ایران
یک دشمن و شش خطا
نشریه اوراسیانتایمز در تحلیلی به بیان اشتباهات راهبردی آمریکا در جنگ با ایران پرداخته است. این نشریه نوشته است که ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل، به تمام پایگاههای نظامی ایالات متحده در منطقه خلیج فارس حمله کرده و ضربات سنگینی به سامانههای راداری و ارتباطی آنها وارد آورده است.این تحلیل که بر اساس بررسی تصاویر ماهوارهای و ویدئوهای منتشرشده انجام شده، نشان میدهد که حملات ایران به طور مشخص سامانههای ارتباطات ماهوارهای و رادارهای پیشرفته ضدبالستیک آمریکا را هدف قرار داده است.
جزئیات حملات؛ از بحرین تا قطر
به نوشته اوراسیانتایمز، در پایگاه «الجعفر» در بحرین، دو گنبد راداری که در داخل آنها سامانههای ارتباطات ماهوارهایی از نوع «AN/GSC-52B SATCOM» قرار داشت، با پهپادهای شاهد-2 منهدم شده است.در امارات متحده عربی، منطقهای از پایگاه «الظفره» مورد اصابت قرار گرفته که پیشتر چندین آنتن ماهوارهای در آنجا مستقر بودهاند.در کویت، علاوه بر تخریب برخی سازهها در پایگاه «علی السالم» که به نظر میرسد به سامانههای ارتباطات ماهوارهای مربوط میشوند، دست کم سه گنبد راداری در کمپ «اریجان» به کلی نابود شده است.چند حمله نیز به پایگاه «شاهزاده سلطان» در عربستان ثبت شده که باز هم منطقهای را هدف گرفته که برای ارتباطات ماهوارهای استفاده میشده و پیشتر یک رادار «AN/TPY-2» در آنجا مستقر بوده است.رادار بزرگ «AN/FPS-132» که یک سامانه هشدار زودهنگام و ضدبالستیک دوربرد با آرایه ثابت است و در پایگاه آمریکایی «العدید» در قطر قرار دارد، نیز به نظر میرسد مورد اصابت قرار گرفته است.
چه چیزی در استراتژی هوایی آمریکا اشتباه از آب درآمد؟
این تحلیل سپس به بررسی ناکامیهای استراتژی هوایی آمریکا میپردازد. به نوشته اوراسیانتایمز، استراتژی هوایی آمریکا علیه ایران با وجود پیشبینیهای اولیه برای یک پیروزی سریع، با چالشهای جدی روبهرو شده است.
اشتباه اول: دست کم گرفتن توان دفاعی ایران
نخستین اشتباه آمریکا، دست کم گرفتن توان دفاعی و تاکتیکهای ایران بود. در حالی که گزارشهای رسمی اولیه ادعا میکردند تمام پدافند هوایی ایران نابود شده، این ادعا چندان درست نبود. علاوه بر این، نیروهای ایرانی سامانههای پدافندی متحرک خود را در تونلها و سنگرهای زیرزمینی پنهان کرده بودند که به آنها اجازه میداد به هواپیماهای آمریکایی کمین کنند. این ثابت میکند که جنگ به هیچ وجه یکطرفه نبوده است.
اشتباه دوم: فروپاشی فرضیه «جنگ سریع»
به روشنی میتوان گفت که فرضیه «جنگ سریع» شکست خورده است. این استراتژی بر این باور استوار بود که یک کارزار هوایی سریع و عظیم میتواند نظام ایران را مجبور به فروپاشی یا تسلیم سریع کند. این فرضیه شکست خورد چون تواناییهای متعارف ایران، هرچند تضعیف شده بود، اما توانست دوام بیاورد و تلافی کند و جنگ را به یک نبرد فرسایشی بلندمدت تبدیل کند.
اشتباه سوم: فراموشی تجربه افغانستان و عراق
اوراسیانتایمز مینویسد آمریکا اشتباهات جنگهای قبلی خود در افغانستان و عراق را تکرار کرده است: تکیه صرف بر ویرانی از طریق حملات هوایی، بدون داشتن یک نقشه سیاسی روشن و عملی.
اشتباه چهارم: اثر «همبستگی دور پرچم»
با وجود از بین رفتن رهبران ارشد ایران، اثر «همبستگی دور پرچم» در ایران دیده شده است. کارزار گسترده بمباران که شامل حملات به زیرساختهای غیرنظامی نیز بوده، نتیجه معکوس داده و مردم ایران را علیه آمریکا متحد کرده است. این بمبارانها هرگونه احتمال شکلگیری جنبش مخالف داخلی را از بین برده و مواضع تندروها را تقویت کرده است.
اشتباه پنجم: فرسایش منابع نظامی آمریکا
این درگیری منابع نظامی آمریکا از جمله مهمات گرانقیمتی مانند موشکهای تاماهاوک و موشکهای پدافندی پاتریوت را به شدت تحلیل برده و در سایر صحنههای حیاتی مانند اروپا و آسیا کمبود ایجاد کرده است. بیشتر اعضای ناتو نیز از پیوستن به جنگ یا حتی کمک به بازسازی مهمات خودداری کردهاند.
اشتباه ششم: محاسبه نادرست خطر تشدید و دیپلماسی
این استراتژی نتوانست از گسترش درگیری به کل منطقه جلوگیری کند و در عمل ایران را تحریک کرد تا داراییهای حیاتی اقتصادی جهان مانند زیرساختهای انرژی در خلیج فارس را هدف قرار دهد. این وضعیت احساسات ضدآمریکایی را در سراسر جهان افزایش داده است.
خسارات شدید علیه دشمن
این نشریه در بخش دیگری از تحلیل خود به تفاوت تلفات و خسارات بین آمریکا و اسرائیل پرداخته است. اوراسیانتایمز مینویسد این تفاوت به ضعف فناوری آمریکا یا مهارت خلبانان آن برنمیگردد، بلکه ریشه در تفاوت در پایگاهها، میزان در معرض خطر قرار گرفتن و رویکرد راهبردی دو کشور دارد.
آمریکا از شبکهای از پایگاههای بزرگ و پیشافتاده در سراسر خلیج فارس عملیات میکند. بسیاری از داراییهای باارزش آمریکا از جمله هواپیماهای هشدار زودهنگام، سوخترسانها، رادارها (از نوع تاد) و هواپیماهای پارک شده، در ابتدا در معرض دید بودند یا فقط تا حدی استحکام یافته بودند. ایران در همان ساعات اولیه از این فرصت استفاده کرد و با انبوه موشکهای بالستیک، کروز و پهپادهای ارزان شاهد به این پایگاهها حمله کرد.
آمریکا بار سنگینتری را در جنگ با ایران به دوش کشیده است که همین موضوع میتواند دلیل بیشتری برای آسیبپذیری بیشتر آن در برابر حملات ایران باشد. همچنین هماهنگی اولیه با کشورهای میزبان پایگاهها در منطقه خلیج فارس که برخی از آنها تجربه جنگی چندانی نداشتند، با مشکل روبهرو شد و حتی به حادثه شلیک به اشتباه به سه فروند اف-15 آمریکایی بالای کویت منجر شد.
نتیجهگیری: چرا استراتژی آمریکا شکست خورد؟
اوراسیانتایمز در پایان نتیجه میگیرد که استراتژی آمریکا شکست خورد چون فرض کرد برتری تکنولوژیک به طور خودکار به یک پیروزی سریع سیاسی تبدیل میشود، در حالی که نتوانست تابآوری سامانههای دفاعی ایران و پیامدهای ژئوپلیتیکی ویرانیها را پیشبینی کند.
جزئیات حملات؛ از بحرین تا قطر
به نوشته اوراسیانتایمز، در پایگاه «الجعفر» در بحرین، دو گنبد راداری که در داخل آنها سامانههای ارتباطات ماهوارهایی از نوع «AN/GSC-52B SATCOM» قرار داشت، با پهپادهای شاهد-2 منهدم شده است.در امارات متحده عربی، منطقهای از پایگاه «الظفره» مورد اصابت قرار گرفته که پیشتر چندین آنتن ماهوارهای در آنجا مستقر بودهاند.در کویت، علاوه بر تخریب برخی سازهها در پایگاه «علی السالم» که به نظر میرسد به سامانههای ارتباطات ماهوارهای مربوط میشوند، دست کم سه گنبد راداری در کمپ «اریجان» به کلی نابود شده است.چند حمله نیز به پایگاه «شاهزاده سلطان» در عربستان ثبت شده که باز هم منطقهای را هدف گرفته که برای ارتباطات ماهوارهای استفاده میشده و پیشتر یک رادار «AN/TPY-2» در آنجا مستقر بوده است.رادار بزرگ «AN/FPS-132» که یک سامانه هشدار زودهنگام و ضدبالستیک دوربرد با آرایه ثابت است و در پایگاه آمریکایی «العدید» در قطر قرار دارد، نیز به نظر میرسد مورد اصابت قرار گرفته است.
چه چیزی در استراتژی هوایی آمریکا اشتباه از آب درآمد؟
این تحلیل سپس به بررسی ناکامیهای استراتژی هوایی آمریکا میپردازد. به نوشته اوراسیانتایمز، استراتژی هوایی آمریکا علیه ایران با وجود پیشبینیهای اولیه برای یک پیروزی سریع، با چالشهای جدی روبهرو شده است.
اشتباه اول: دست کم گرفتن توان دفاعی ایران
نخستین اشتباه آمریکا، دست کم گرفتن توان دفاعی و تاکتیکهای ایران بود. در حالی که گزارشهای رسمی اولیه ادعا میکردند تمام پدافند هوایی ایران نابود شده، این ادعا چندان درست نبود. علاوه بر این، نیروهای ایرانی سامانههای پدافندی متحرک خود را در تونلها و سنگرهای زیرزمینی پنهان کرده بودند که به آنها اجازه میداد به هواپیماهای آمریکایی کمین کنند. این ثابت میکند که جنگ به هیچ وجه یکطرفه نبوده است.
اشتباه دوم: فروپاشی فرضیه «جنگ سریع»
به روشنی میتوان گفت که فرضیه «جنگ سریع» شکست خورده است. این استراتژی بر این باور استوار بود که یک کارزار هوایی سریع و عظیم میتواند نظام ایران را مجبور به فروپاشی یا تسلیم سریع کند. این فرضیه شکست خورد چون تواناییهای متعارف ایران، هرچند تضعیف شده بود، اما توانست دوام بیاورد و تلافی کند و جنگ را به یک نبرد فرسایشی بلندمدت تبدیل کند.
اشتباه سوم: فراموشی تجربه افغانستان و عراق
اوراسیانتایمز مینویسد آمریکا اشتباهات جنگهای قبلی خود در افغانستان و عراق را تکرار کرده است: تکیه صرف بر ویرانی از طریق حملات هوایی، بدون داشتن یک نقشه سیاسی روشن و عملی.
اشتباه چهارم: اثر «همبستگی دور پرچم»
با وجود از بین رفتن رهبران ارشد ایران، اثر «همبستگی دور پرچم» در ایران دیده شده است. کارزار گسترده بمباران که شامل حملات به زیرساختهای غیرنظامی نیز بوده، نتیجه معکوس داده و مردم ایران را علیه آمریکا متحد کرده است. این بمبارانها هرگونه احتمال شکلگیری جنبش مخالف داخلی را از بین برده و مواضع تندروها را تقویت کرده است.
اشتباه پنجم: فرسایش منابع نظامی آمریکا
این درگیری منابع نظامی آمریکا از جمله مهمات گرانقیمتی مانند موشکهای تاماهاوک و موشکهای پدافندی پاتریوت را به شدت تحلیل برده و در سایر صحنههای حیاتی مانند اروپا و آسیا کمبود ایجاد کرده است. بیشتر اعضای ناتو نیز از پیوستن به جنگ یا حتی کمک به بازسازی مهمات خودداری کردهاند.
اشتباه ششم: محاسبه نادرست خطر تشدید و دیپلماسی
این استراتژی نتوانست از گسترش درگیری به کل منطقه جلوگیری کند و در عمل ایران را تحریک کرد تا داراییهای حیاتی اقتصادی جهان مانند زیرساختهای انرژی در خلیج فارس را هدف قرار دهد. این وضعیت احساسات ضدآمریکایی را در سراسر جهان افزایش داده است.
خسارات شدید علیه دشمن
این نشریه در بخش دیگری از تحلیل خود به تفاوت تلفات و خسارات بین آمریکا و اسرائیل پرداخته است. اوراسیانتایمز مینویسد این تفاوت به ضعف فناوری آمریکا یا مهارت خلبانان آن برنمیگردد، بلکه ریشه در تفاوت در پایگاهها، میزان در معرض خطر قرار گرفتن و رویکرد راهبردی دو کشور دارد.
آمریکا از شبکهای از پایگاههای بزرگ و پیشافتاده در سراسر خلیج فارس عملیات میکند. بسیاری از داراییهای باارزش آمریکا از جمله هواپیماهای هشدار زودهنگام، سوخترسانها، رادارها (از نوع تاد) و هواپیماهای پارک شده، در ابتدا در معرض دید بودند یا فقط تا حدی استحکام یافته بودند. ایران در همان ساعات اولیه از این فرصت استفاده کرد و با انبوه موشکهای بالستیک، کروز و پهپادهای ارزان شاهد به این پایگاهها حمله کرد.
آمریکا بار سنگینتری را در جنگ با ایران به دوش کشیده است که همین موضوع میتواند دلیل بیشتری برای آسیبپذیری بیشتر آن در برابر حملات ایران باشد. همچنین هماهنگی اولیه با کشورهای میزبان پایگاهها در منطقه خلیج فارس که برخی از آنها تجربه جنگی چندانی نداشتند، با مشکل روبهرو شد و حتی به حادثه شلیک به اشتباه به سه فروند اف-15 آمریکایی بالای کویت منجر شد.
نتیجهگیری: چرا استراتژی آمریکا شکست خورد؟
اوراسیانتایمز در پایان نتیجه میگیرد که استراتژی آمریکا شکست خورد چون فرض کرد برتری تکنولوژیک به طور خودکار به یک پیروزی سریع سیاسی تبدیل میشود، در حالی که نتوانست تابآوری سامانههای دفاعی ایران و پیامدهای ژئوپلیتیکی ویرانیها را پیشبینی کند.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



