نسخه Pdf

اسپانیا، صدای حق‌طلبی اروپا

سفارت اسپانیا در تهران فعالیت خود را رسما آغاز کرد. این بازگشایی که پس از برقراری آتش‌بس میان ایران و آمریکا صورت گرفت، صرفا یک رویداد تشریفاتی و اداری نیست، بلکه نشانه‌ای روشن از تغییرات عمیق در ساختار سیاسی و ژئوپلیتیک قاره اروپا محسوب می‌شود. در بیانیه‌ای که روز دوشنبه از سوی این نمایندگی دیپلماتیک در شبکه اجتماعی اینستاگرام منتشر شد، جمله‌ای کوتاه اما با پیامی راهبردی به چشم می‌خورد که می‌گوید ما به تهران بازگشتیم. بازگشت آنتونیو سانچس بندیتو گاسپار، سفیر پادشاهی اسپانیا در ایران، به همراه تیم کامل دیپلماتیک و کارکنان محلی، گامی استوار در جهت تقویت تلاش‌ها برای تثبیت صلح و بازآفرینی فضای تعامل در منطقه‌ای است که به تازگی از لبه پرتگاهی هولناک بازگشته است. این اقدام دیپلماتیک در شرایطی انجام می‌شود که خاورمیانه تشنه رویکردهای عقلانی است و مادرید با این حضور زودهنگام، اراده جدی خود را برای ایفای نقشی سازنده و مستقل از دیکته‌های فرامنطقه‌ای به نمایش می‌گذارد.
برای تحلیل دقیق این رویداد، ابتدا باید به بستر زمانی و دلایلی که منجر به تعطیلی موقت این سفارتخانه شد پرداخت. در پی حمله نظامی دولت دونالد ترامپ به ایران در فوریه ۲۰۲۶، خاورمیانه در کام یک بحران امنیتی بی‌سابقه فرو رفت که امواج ویرانگر آن تمام معادلات بین‌المللی و بازارهای جهانی را تحت‌الشعاع قرار داد. در آن مقطع زمانی بسیار حساس و پرالتهاب، ایالات متحده با اعمال فشارهای بی‌سابقه بر متحدان اروپایی خود، خواستار قطع کامل شریان‌های ارتباطی و دیپلماتیک با تهران بود تا حلقه محاصره را تنگ‌تر کند. تعطیلی موقت سفارت اسپانیا و خروج کادر دیپلماتیک آن از پایتخت ایران در آن روزها، در واقع نه یک همراهی سیاسی با کارزار جنگ‌طلبانه کاخ سفید، بلکه تصمیمی کاملا عمل‌گرایانه و مبتنی بر پروتکل‌های امنیتی برای حفظ جان دیپلمات‌ها در شرایط جنگی و خطر گسترش درگیری‌ها بود. دولت اسپانیا حتی در آن فضای غبارآلود نیز از صدور بیانیه‌های تنش‌زا علیه ایران خودداری کرد و برخلاف برخی دولت‌های غربی که به بلندگوی پروپاگاندای جنگی تبدیل شده بودند، کانال‌های غیررسمی خود را باز نگه داشت و همواره بر ضرورت توقف فوری درگیری‌ها و بازگشت به میز مذاکره پافشاری نمود.
این عدم همراهی اسپانیا با سیاست‌های خصمانه و یک‌جانبه‌گرایانه واشنگتن یک اتفاق خلق‌الساعه نبود، بلکه ریشه در تحولی بنیادین در دکترین سیاست خارجی مادرید دارد که نقطه آغازین و تبلور عینی آن را باید در مواضع این کشور در قبال نسل‌کشی اسرائیل در غزه جستجو کرد. طی دو سال پرآشوب پس از عملیات هفتم اکتبر ۲۰۲۳، در روزهایی که ماشین جنگی رژیم صهیونیستی با حمایت همه‌جانبه نظامی و سیاسی آمریکا و سکوت شرم‌آور بسیاری از پایتخت‌های اروپایی، بی‌سابقه‌ترین جنایات را علیه غیرنظامیان فلسطینی رقم می‌زد، پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، به نماد بیداری وجدان اروپایی و صدای رسای حق‌طلبی تبدیل شد. در حالی که محور غربی تلاش می‌کرد اقدامات ویرانگر اسرائیل را تحت عنوان حق دفاع مشروع توجیه کند، دولت اسپانیا با ادبیاتی صریح و مستدل به لحاظ حقوقی، این اقدامات را مصداق بارز جنایت جنگی، پاکسازی قومی و نسل‌کشی نامید. تعلیق کامل و رسمی صادرات تسلیحات به سرزمین‌های اشغالی، پیشگامی در به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطین در بهار ۲۰۲۴ در میان بهت و خشم تل‌آویو و در نهایت، پیوستن تاریخی به پرونده شکایت آفریقای جنوبی در دیوان بین‌المللی دادگستری، اسپانیا را در خط مقدم دفاع از حقوق بشر و حقوق بین‌الملل قرار داد. این تصمیمات شجاعانه که با حمایت گسترده افکار عمومی و تظاهرات میلیونی در خیابان‌های مادرید و سایر شهرهای این کشور همراه بود، به وضوح نشان داد که اسپانیا مسیر استقلال سیاسی را برگزیده و حاضر نیست شریک جرم سیاست‌های آپارتایدی باشد.
همین عقبه محکم اخلاقی و سرمایه سیاسی بود که پدرو سانچز را در جریان بحران فوریه ۲۰۲۶ و حمله نظامی ترامپ به ایران، در موضعی مقتدرانه و کاملا متمایز از سایر رهبران اروپایی قرار داد. پس از آغاز تهاجم نظامی آمریکا، در حالی که رهبران در لندن، پاریس و برلین با محافظه‌کاری و لفاظی‌های دیپلماتیک سعی در مدیریت افکار عمومی و فرار از مسئولیت داشتند، سانچز با قاطعیت این اقدام یک‌جانبه و خطرناک را محکوم کرد. او در مجامع مختلف اروپایی و بین‌المللی هشدار داد که ماجراجویی‌های غیرقابل پیش‌بینی رئیس‌جمهور آمریکا نه تنها امنیت شکننده خاورمیانه، بلکه ثبات، اقتصاد و امنیت کل قاره اروپا را به خطر می‌اندازد. دولت اسپانیا با درک عمیق از پیوندهای پیچیده ژئوپلیتیک، با صراحت اعلام کرد که اروپا نباید به گروگان سیاست‌های انتخاباتی، پوپولیستی و جنگ‌طلبانه واشنگتن تبدیل شود. مخالفت صریح مادرید با ایجاد یک جبهه متحد غربی علیه تهران و امتناع از صدور قطعنامه‌های تحریمی جدید در سطح اتحادیه اروپا، عملا طرح‌های انزواگرایانه آمریکا را با شکستی استراتژیک و جدی مواجه ساخت.
مواضع مستقل مادرید در قبال بحران‌های خاورمیانه، این کشور را عملا به ساز ناکوک در درون پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) مبدل ساخته است. در ساختار نظامی و امنیتی ناتو که همواره تابعی از استراتژی کلان و منافع ملی ایالات متحده بوده است، رفتار مستقل اسپانیا یک چالش جدی برای هژمونی واشنگتن محسوب می‌شود. اسپانیا به عنوان یک عضو کلیدی که در جنوب اروپا قرار دارد و کنترل دروازه استراتژیک مدیترانه را در اختیار دارد، بارها با رویکردهای مداخله‌جویانه ناتو در خارج از مرزهای تعریف‌شده این پیمان مخالفت کرده است. اختلافات مادرید و بروکسل زمانی به اوج خود رسید که آمریکا تلاش کرد ناتو را به عنوان اهرمی برای اعمال فشار نظامی مستقیم بر کشورهای مستقل خاورمیانه به کار گیرد. اسپانیا با تاکید بر این اصل بنیادین که امنیت پایدار از طریق نظامی‌گری فزاینده و مسابقه تسلیحاتی تامین نمی‌شود، در برابر درخواست‌های مکرر برای افزایش بودجه‌های تهاجمی و مشارکت در عملیات‌های فرامرزی مقاومت کرد و به صراحت نشان داد که اولویت‌های امنیتی و رفاهی شهروندان اروپا لزوما با منافع توسعه‌طلبانه و تهاجمی آمریکا در سایر نقاط جهان همسو نیست. این رویکرد، صدای کشورهای جنوب جهانی را در قلب یک نهاد نظامی غربی طنین‌انداز کرد.
اوج این استقلال عمل، درایت سیاسی و مقاومت در برابر دیکته‌های واشنگتن را می‌توان در مخالفت قاطع اسپانیا با طرح بسیار خطرناک محاصره دریایی تنگه هرمز مشاهده کرد. در بحبوحه درگیری‌های فوریه ۲۰۲۶ و در تلاش برای به زانو درآوردن اقتصاد ایران، ایالات متحده خواستار تشکیل یک ائتلاف دریایی چندملیتی برای انسداد کامل تنگه هرمز و توقف و بازرسی تمامی کشتی‌های تجاری مرتبط با ایران شد. این اقدام ماجراجویانه که نقض آشکار حقوق بین‌الملل دریانوردی، کنوانسیون‌های حقوق دریاها و تهدیدی مستقیم برای زنجیره تامین جهانی کالا به شمار می‌رفت، با سد محکم مخالفت اسپانیا برخورد کرد. مادرید با آگاهی کامل و کارشناسی‌شده از نقش بی‌بدیل این آبراه استراتژیک در تجارت جهانی و ترانزیت روزانه میلیون‌ها تن کالاهای غیرنفتی نظیر آلومینیوم، محصولات کلیدی پتروشیمی و محموله‌های عظیم اوره که برای صنایع پایه و امنیت غذایی و کشاورزی اروپا حیاتی هستند، صراحتا اعلام کرد که به هیچ وجه ناوگان دریایی خود را وارد چنین ائتلاف ویرانگر و غیرقانونی نخواهد کرد. این مقاومت سرسختانه، نقش اسپانیا را به عنوان حافظ ثبات در تجارت بین‌الملل، مدافع جریان آزاد تجارت و حامی آزادی کشتیرانی به شدت برجسته ساخت و باعث شد تا طرح محاصره عملا کارایی خود را از دست بدهد.
اکنون و با فروکش کردن غبار جنگ و استقرار آرامش نسبی، بازگشایی سریع سفارت اسپانیا در تهران، افق‌های بسیار جدید و امیدبخشی را پیش روی روابط دوجانبه می‌گشاید. ایران و اسپانیا در دوران پساآتش‌بس، از ظرفیت‌های بی‌نظیر و مکملی برای تعمیق همکاری‌ها در حوزه‌های گوناگون برخوردارند. در بخش اقتصاد کلان، اسپانیا به عنوان یکی از قطب‌های صنعتی، کشاورزی و خدماتی اروپا، می‌تواند شریکی راهبردی و قابل اعتماد برای بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده، نوسازی ناوگان فرسوده صنعتی و انتقال سرمایه به ایران باشد. تبادل تکنولوژی‌های نوین در زمینه مدیریت پایدار منابع آب در شرایط خشکسالی، توسعه مزارع انرژی‌های تجدیدپذیر خورشیدی و بادی و همچنین توسعه ناوگان حمل‌ونقل ریلی، از جمله محورهای کلیدی در این همکاری‌های آتی است. همچنین، توسعه روابط تجاری در حوزه صادرات کالاهای باارزش غیرنفتی ایران به بازارهای گسترده اروپایی و حتی آمریکای لاتین، از طریق بنادر پیشرفته و هاب‌های لجستیکی اسپانیا، می‌تواند به پویایی و تاب‌آوری اقتصاد دو کشور کمک شایانی کند. در کنار مباحث مهم اقتصادی، دیپلماسی فرهنگی، تبادلات دانشگاهی و رسانه‌ای نیز نقشی پیشران و غیرقابل انکار در آینده این روابط ایفا خواهد کرد. قرن‌ها تعاملات تاریخی و مشترکات عمیق فرهنگی که در معماری، ادبیات و هنر دو ملت ریشه دوانده است، سرمایه ارزشمندی است که می‌تواند از طریق توسعه صنعت گردشگری، تبادل گسترده دانشجو، برگزاری رویدادهای مشترک هنری و گفت‌وگوهای مستمر میان نخبگان، روزنامه‌نگاران و تحلیلگران مستقل دو کشور، به شناخت متقابل و رفع سوءتفاهم‌های برساخته رسانه‌های جریان اصلی بینجامد. از منظر کلان سیاسی، اسپانیا با اتکا به کارنامه درخشان و قابل دفاع خود در دفاع از حقوق بین‌الملل و نفی یک‌جانبه‌گرایی، اکنون معتبرترین و موجه‌ترین صدای اروپا در خاورمیانه است. این اعتبار بالا به مادرید اجازه می‌دهد تا بسیار فراتر از یک شریک تجاری صرف، به عنوان یک میانجی صادق، یک کنشگر صلح‌ساز و پلی مستحکم برای بازتعریف و احیای روابط ایران و کل اتحادیه اروپا عمل کند. سفارت بازگشایی‌شده و فعال اسپانیا در تهران، امروز نمادی از پیروزی دیپلماسی بر شمشیر، خرد بر احساسات جنگ‌طلبانه و اثبات این واقعیت بزرگ است که اتخاذ یک سیاست خارجی مستقل، مبتنی بر عدالت، حقوق بشر و احترام به حاکمیت ملی کشورها، تنها راه نجات جهان از بحران‌های پیچیده و خودساخته نظام سلطه است. حضور کادر دیپلماتیک اسپانیا با تمام قوا در تهران، پیام‌آور این حقیقت است که دوران یک‌جانبه‌گرایی به سر آمده و ائتلاف‌های مبتنی بر صلح و توسعه، جایگزین ائتلاف‌های جنگ‌افروز خواهند شد.

اسپانیا، صدای حق‌طلبی اروپا