نسخه Pdf

ابعاد خسارت‌ها و عدم‌النفع‌های بخش فرهنگ کشور ناشی از تجاوز دشمن آمریکایی-صهیونی

زخم عمیق تجاوز دشمن بر فرهنگ ایران

گروه فرهنگی
بروز مخاصمات مسلحانه و سایه افکندن شرایط جنگی بر جغرافیای یک کشور، پیش از آنکه صرفاً زیرساخت‌های نظامی، صنعتی و اقتصاد کلان را هدف قرار دهد، پیکره‌ی شناختی، هویتی و فرهنگی آن جامعه را دستخوش تکانه‌های عمیق و چندلایه می‌کند. «جنگ رمضان» که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و با اعلام آتش‌بس در ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ به پایان رسید، یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های تاریخ معاصر ایران در تقاطع اقتصاد و فرهنگ به شمار می‌رود. صنایع فرهنگی و خلاق به عنوان یکی از آسیب‌پذیرترین و در عین حال استراتژیک‌ترین بخش‌های توسعه‌ی پایدار کشور، در این بازه‌ی زمانی ۴۰ روزه با مجموعه‌ای درهم‌تنیده از خسارات کالبدی (فیزیکی)، عدم‌النفع‌های اقتصادی (توقف چرخه مالی) و بحران‌های زیرساختی مواجه شدند.
این گزارش، با تکیه بر تجمیع داده‌های میدانی، تحلیل بیانیه‌های رسمی اصناف هنری، گزارش‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و همچنین پایش نهادهای ناظر بر اقتصاد دیجیتال، به بررسی همه‌جانبه‌ی خسارات وارده بر پنج کلان‌بخش «میراث فرهنگی»، «سینما، تئاتر و موسیقی»، «نشر، کتاب و مطبوعات»، «هنرهای تجسمی و صنایع دستی» و «رسانه‌های دیجیتال و بازی‌های ویدیویی» می‌پردازد. تحلیل‌های ارائه شده در این سند، فراتر از یک تجمیع آماری ساده، به بررسی دقیق روابط علی و معلولی، اثرات مرتبه دوم و پیامدهای بلندمدت این بحران بر زیست‌بوم فرهنگی ایران اختصاص یافته است. هدف نهایی این است که با استخراج دقیق متغیرها، تصویری شفاف، مستند و قابل اتکا برای طراحی ساختارهای بصری (مانند اینفوگرافی‌های مدیریتی) و سیاست‌گذاری‌های دوران بازیابی پس از جنگ ارائه شود. تخصیص بسته تسهیلاتی ۷۰۰ هزار میلیارد تومانی (۷۰۰ همت) از سوی دولت برای مشاغل آسیب‌دیده، از جمله حوزه‌های فرهنگ، هنر و رسانه، نشان‌دهنده‌ی عمق فاجعه در بخش خصوصی و زنجیره‌ی تولید ارزش فرهنگی است که در این گزارش ابعاد آن شکافته خواهد شد.
۱. میراث فرهنگی: کالبدشکافی تخریب فیزیکی و صیانت از حافظه تاریخی
حوزه میراث فرهنگی به عنوان ملموس‌ترین نماد هویتی و تمدنی کشور، در جریان جنگ رمضان به طور مستقیم در معرض امواج انفجاری و تخریب‌های کالبدی قرار گرفت. برخلاف سایر حوزه‌های صنایع فرهنگی که عمدتاً با آسیب‌های ناشی از «توقف فعالیت و اختلال در عرضه» مواجه بودند، میراث فرهنگی مستقیماً با خطر نابودی فیزیکی دست‌وپنجه نرم کرد.
پراکندگی جغرافیایی و گستره‌ی آسیب‌های کالبدی
بر اساس داده‌های مستند و ارزیابی‌های میدانی، مجموعاً ۱۴۰ اثر تاریخی و فرهنگی در سطح ۲۰ استان کشور دچار آسیب‌های ناشی از اصابت مستقیم پرتابه‌ها یا موج انفجار شده‌اند. در این توزیع جغرافیایی، استان تهران با ۶۳ اثر، استان اصفهان با ۲۳ اثر و استان گلستان با ۱۲ اثر، بالاترین حجم تخریب را به خود اختصاص داده‌اند.
ارزیابی‌های ریزنگرانه در کلان‌شهر تهران نشان می‌دهد که از مجموع بناهای آسیب‌دیده، ۷۷ مورد به طور خاص در محدوده پایتخت ثبت شده است که از این تعداد، ۳۸ بنا در فهرست آثار ملی ایران قرار دارند و ۲۷ بنا نیز متعلق به معماری دوران قاجار هستند. بناهای شاخصی نظیر کاخ فرخ‌آباد، عمارت کلاه‌فرنگی زندان قصر، موزه آبگینه، کاخ عشرت‌آباد، تالار آینه‌های کاخ گلستان و بخش‌هایی از مجموعه فرهنگی‌تاریخی سعدآباد در این فهرست قرار دارند.
الگوی تخریب در پایتخت حاکی از آن است که خوشبختانه ۹۰ درصد از آسیب‌های وارده در دسته‌ی «آسیب‌های جزئی» (نظیر شکستگی شیشه‌های تاریخی، ترک‌های سطحی در نازک‌کاری، ریزش گچ‌بری‌ها و آسیب به تزئینات وابسته به معماری) قرار می‌گیرند. با این حال، ۱۰ درصد از این آسیب‌ها «جدی» ارزیابی شده‌اند که شامل آسیب به سازه‌های باربر و تخریب عناصر اصلی معماری است که نیازمند مداخلات فوری، پرهزینه و تخصصی در حوزه مرمت سازه‌ای هستند. در استان اصفهان نیز، امواج انفجار به آثار جهانی و ملی نظیر مجموعه کاخ‌موزه چهل‌ستون، میدان نقش‌جهان، مسجد جامع عباسی و تالار اشرف خسارت وارد کرده است که تبعات آن برای جایگاه ایران در کنوانسیون‌های بین‌المللی یونسکو نیازمند پایش‌های دیپلماتیک است.
مدیریت بحران و وضعیت اشیای منقول
یکی از معدود نقاط روشن در مدیریت بحران جنگ رمضان، اجرای موفقیت‌آمیز و بهنگام پروتکل‌های «حفاظت پیشگیرانه پدافند غیرعامل» بود. گزارش‌های رسمی تأیید می‌کنند که در جریان این مخاصمات ۴۰ روزه، هیچ‌گونه آسیبی به اشیای منقول تاریخی، اسناد خطی و کتاب‌های ارزشمند موزه‌ای وارد نشده است. انتقال سریع و ایمن این گنجینه‌ها به مخازن امن زیرزمینی پیش از تشدید حملات هوایی، نشان‌دهنده‌ی ارتقای سطح تاب‌آوری نهادی و مدیریتی در موزه‌ها و مجموعه‌های فرهنگی کشور است که توانست از بروز یک فاجعه‌ی غیرقابل جبران در حافظه تاریخی بشریت جلوگیری کند.
برآورد خسارت مالی و پیامدهای اقتصادی مرتبه دوم
مجموع خسارت مالی برآورد شده برای بازسازی و مرمت کالبدی ۱۴۰ اثر تاریخی در سطح کشور، رقمی بالغ بر ۷.۵ هزار میلیارد تومان (۷.۵ همت) ارزیابی و به مراجع دولتی منعکس شده است. با این وجود، تحلیل‌های اقتصادی نشان می‌دهد که این رقم تنها نمایانگر هزینه‌های مستقیم عمرانی و مرمتی است.
اثرات مرتبه دوم این تخریب‌ها شامل «عدم‌النفع» عظیمی است که ناشی از تعطیلی موزه‌ها، کاهش شدید درآمدهای گردشگری فرهنگی و توقف تورهای ورودی است. تعطیلی گسترده تأسیسات گردشگری وابسته به سایت‌های تاریخی در ایام پیک نوروز، زنجیره‌ای از رکود را ایجاد کرد که زیان‌های آن به مراتب از خسارت فیزیکی بناها بیشتر ارزیابی می‌شود. الگوی سفر در کشور به دلیل ترس از حملات به طور کامل تغییر کرد و شهرهایی مانند تهران و اصفهان که میزبانان اصلی گردشگران فرهنگی بودند، با افت شدید تقاضا روبه‌رو شدند که این امر مستقیماً بر درآمدهای جانبی نگهداری از این آثار تأثیر منفی گذاشته است.
۲. سینما، تئاتر و موسیقی: فروپاشی گیشه و تغییر کارکرد محتوایی هنر
اقتصاد هنر در بخش‌های هنرهای نمایشی، سینما و موسیقی، وابستگی ارگانیک و مستقیمی به «حضور فیزیکی مخاطب»، «تجمع در فضاهای بسته» و مهم‌تر از همه «آرامش روانی جامعه» دارد. در طول ۴۰ روز جنگ رمضان، این پیش‌شرط‌های بنیادین به طور کامل از بین رفت و منجر به شکل‌گیری یک رکود و سکته‌ی اقتصادی بی‌سابقه در گیشه‌های فرهنگی شد.
سینما: سقوط آزاد مخاطبان نوروزی و آسیب‌های زیرساختی
ایام نوروز به طور سنتی طلایی‌ترین و پررونق‌ترین فصل اکران و درآمدزایی برای سینمای ایران محسوب می‌شود و بخش عمده‌ای از جریان نقدینگی سینماداران و تهیه‌کنندگان در این بازه تأمین می‌گردد. با این حال، تقارن نوروز ۱۴۰۵ با اوج حملات نظامی، گیشه را با یک شوک مهلک و بی‌سابقه مواجه کرد. با وجود بازگشایی محدود و شجاعانه‌ی ۱۴۵ سالن سینما در سراسر کشور از ۲۵ اسفند ۱۴۰۴، استقبال عمومی به پایین‌ترین حد خود رسید.
آمار ثبت شده در سامانه مدیریت فروش و اکران سینما (سمفا) تا نیمه فروردین ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که مجموع تماشاگران چهار فیلم جدید اکران نوروزی (شامل فیلم‌های «نیم‌شب»، «قمارباز»، «بهشت تبهکاران» و «خط نجات») تنها رقمی در حدود ۳۱ هزار تا ۳۸ هزار نفر بوده است. کل فروش بلیت در این ایام طلایی به زحمت به ۲.۶۹ میلیارد تومان رسید. این افت شدید فروش، از منظر اقتصاد هنر به معنای زیان مطلق پروژه‌های سینمایی اکران شده و ناتوانی سینماداران در تأمین هزینه‌های جاری، حقوق پرسنل و نگهداری سالن‌هاست.
علاوه بر خسارات عدم‌النفع، بخش سینما متحمل آسیب‌های کالبدی نیز شد. در جریان حملات موشکی، برخورد پرتابه‌ها در محدوده میدان شهید قندی تهران، منجر به تخریب بخشی از پلاتوها و ساختمان اصلی «مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی» گردید. این تخریب مستقیماً زیرساخت‌های فیزیکی تولید فیلم‌های مستند و تجربی را در کشور هدف قرار داد و روند تولید پروژه‌های در دست اقدام را متوقف ساخت.
تئاتر و موسیقی: توقف کامل اجراهای تجاری و شیفت به هنر حماسی
بخش تئاتر و موسیقی نیز به دلیل ماهیت تجمعی خود، با لغو کامل برنامه‌های نوروزی، کنسرت‌های پاپ و اجراهای صحنه‌ای مواجه شد. شوک وارده به اقتصاد تئاتر، به‌ویژه برای صدها هنرمندی که ارتزاق آن‌ها صرفاً به اجراهای زنده وابسته است، بسیار سنگین بود. سالن‌های مرجع کشور نظیر تئاتر شهر و تالار وحدت در این ایام از اجراهای تجاری خالی شدند و تمرین‌های گروه‌های نمایشی کاملاً متوقف گردید.
لغو ده‌ها کنسرت پاپ داخلی در شهرهای مختلف و همچنین لغو برنامه‌ریزی‌های مربوط به اجراهای خوانندگان در کشورهای همسایه (به دلیل اختلالات گسترده پروازی و بسته شدن حریم هوایی)، زنجیره مالی شرکت‌های تهیه‌کننده موسیقی، سالن‌داران و عوامل فنی را با عدم‌النفع‌های هنگفت ده‌ها میلیارد تومانی مواجه ساخت.
با این وجود، تحلیل جامعه‌شناختی محتوای تولید شده در این صنف نشان‌دهنده‌ی یک «تغییر فاز کارکردی» است. در غیاب اجراهای تجاری، تولیدات موسیقی به سمت خلق آثار حماسی، ملی و واکنش‌های سریع به حوادث جنگ سوق پیدا کرد. تولید ده‌ها قطعه موسیقی با هدف تهییج حماسه ملی و ادای دین به شهدای جنگ (نظیر قطعات تولید شده برای شهدای دانش‌آموز میناب) نشان‌دهنده‌ی پویایی هنر در شرایط بحران است. در بخش هنرهای نمایشی نیز، شکل ارائه از صحنه‌های بسته و تاریکِ سالن‌ها به خیابان‌ها و رویدادهای میدانی منتقل شد. اجرای تئاترهای خیابانی و پرفورمنس‌ها در رویدادهایی نظیر «برای ایران؛ سرچشمه هنر» در محوطه تئاتر شهر، تلاشی برای حفظ ارتباط با مخاطب و ایفای نقش همبستگی‌ساز هنر در دوران جنگ بود.
۳. نشر، کتاب و مطبوعات: اختلال در زنجیره تأمین، تولید و توزیع
صنعت چاپ، نشر و مطبوعات به عنوان زیربنای تولید محتوای مکتوب و آگاهی‌بخشی جامعه، در دوران ۴۰ روزه جنگ رمضان با یک بحران ترکیبی شامل چالش‌های لجستیکی، تخریب فیزیکی زیرساخت‌ها، شوک‌های ارزی و توقف کامل شبکه‌های توزیع مواجه شد.
آسیب به چاپخانه‌ها و بحران در انبارهای تأمین کاغذ
با آغاز حملات نظامی، تعدادی از واحدهای صنعتی مرتبط با حوزه چاپ و تولید کاغذ در کشور آسیب دیدند. در واکنش به این بحران، اتحادیه صنف چاپخانه‌داران تهران بلافاصله اقدام به تشکیل «ستاد جنگ» و اتاق بحران کرد تا فرآیند هماهنگی، تأمین مواد اولیه و ارزیابی خسارات را تسریع بخشد. گزارش‌های میدانی از اتحادیه‌ها حاکی از آسیب فیزیکی به تعدادی از ماشین‌آلات پیچیده چاپ در استان‌های تهران و البرز بر اثر موج انفجارهاست. در این راستا، اتحادیه طرح حمایتی ویژه‌ای برای ارزیابی رایگان خسارات وارد شده به ماشین‌آلات چاپ و بسته‌بندی ارائه داد تا روند بازسازی تسریع شود.
ضربه‌ی استراتژیک به این حوزه، متوجه زنجیره‌ی تامین مواد سلولزی بود. وقوع آتش‌سوزی مهیب در شهرک صنعتی فولاد اشکذر در استان یزد که منجر به سوختن کامل سه واحد صنعتی بزرگ تولید کاغذ و کارتن شد، مستقیماً بر موجودی کاغذ بسته‌بندی و چاپ در سطح کشور تأثیر گذاشت و زنجیره تأمین را با چالش جدی مواجه ساخت. با این حال، با مدیریت اتحادیه فروشندگان کاغذ، از بروز کمبودهای حاد در بازار در کوتاه‌مدت جلوگیری شد.
توقف زنجیره توزیع و تغییر استراتژی ناشران (شیفت دیجیتال)
یکی از بارزترین خسارات این حوزه، توقف کامل زنجیره توزیع فیزیکی مطبوعات و نشریات بود. در بازه زمانی نهم اسفند ۱۴۰۴ تا نیمه فروردین ۱۴۰۵، توزیع فیزیکی روزنامه‌ها و مجلات در سطح دکه‌ها عملاً فلج شد و رسانه‌های چاپی در این مدت به اجبار به انتشار نسخه‌های آنلاین در پلتفرم‌های دیجیتال بسنده کردند. توزیع فیزیکی تنها از شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ مجدداً از سر گرفته شد. این توقف چند هفته‌ای، علاوه بر ایجاد خسارت مالی مستقیم به کیوسک‌داران، شبکه‌های پخش و چاپخانه‌های روزنامه، باعث تسریع در تغییر ذائقه‌ی مخاطبان به سمت مصرف اخبار از طریق رسانه‌های دیجیتال گردید.
از سوی دیگر، تکانه‌های شدید ارزی ناشی از شرایط جنگی و اختلال در گمرکات، هزینه تأمین ملزومات وارداتی صنعت چاپ نظیر زینک، مرکب و کاغذ بالکی را به شدت افزایش داد. در نتیجه این فشار اقتصادی، ناشران برای کاهش ریسک مالی و جلوگیری از انباشت سرمایه در انبارهای کتاب، بیش از پیش به پیاده‌سازی مدل‌های «چاپ بر اساس تقاضا» (Print On Demand - POD) روی آورده‌اند. این رویکرد، اگرچه یک واکنش دفاعی و هوشمندانه برای بقا در شرایط بحران است، اما در سطح کلان نشان‌دهنده‌ی کاهش ظرفیت تولید انبوه، افت شمارگان کتاب و کوچک شدن اقتصاد نشر فرهنگی در کشور است.
۴. هنرهای تجسمی، گالری‌ها و بازار صنایع دستی: کوچ سرمایه و زوال بازار لوکس
اقتصاد هنرهای تجسمی و بازار صنایع دستی، عمدتاً بر پایه‌ی کالاهای غیرضروری (از منظر سبد خانوار) و تقاضای ثانویه بنا شده است. در زمان بروز جنگ، ناامنی و نااطمینانی اقتصادی، تقاضا برای خرید آثار هنری به سرعت به سمت صفر میل می‌کند، چرا که نقدینگی و سرمایه‌های خرد به سمت دارایی‌های امن (نظیر طلا و ارز) و تأمین نیازهای اولیه حرکت می‌کنند.
خسارت فیزیکی به زیرساخت‌های نمایشگاهی و هنرهای وابسته به معماری
زیرساخت‌های فیزیکی این بخش نیز از حملات در امان نماندند. در جریان حملات موشکی و هوایی به پایتخت در اسفند ۱۴۰۴، «گالری کاما» که یکی از فضاهای شناخته‌شده و معتبر عرضه هنرهای تجسمی معاصر در تهران است، به طور مستقیم هدف قرار گرفت و دیوارهای نمایشگاهی آن آسیب جدی دید. این تخریب، نمادی از آسیب‌پذیری زیرساخت‌های سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در حوزه هنر بود.
در حوزه صنایع دستی بومی، آسیب‌های وارده به المان‌های هنری در بناهای تاریخی بسیار دردناک و غیرقابل جبران ارزیابی می‌شود. بر اساس گزارش‌های استان کردستان، تخریب اروسی‌های کم‌نظیر با قدمت چهارصد ساله در عمارت ملا لطف‌الله شیخ‌الاسلام، کاخ‌موزه خسروآباد و دو بالاخانه ایوان کوشک سلیمان‌خان اردلان در سنندج، تنها یک خسارت عمرانی نیست؛ بلکه نابودی شاهکارهای بی‌بدیل صنایع دستی چوبی و شیشه‌ای (شامل گره‌چینی‌های اصیل، آیینه‌کاری و قواره‌بری) محسوب می‌شود که حافظه بصری و هنری یک ملت را خدشه‌دار کرده و با معیارهای ریالی قابل جبران نیست.
رکود مطلق در بازار فروش و پدیده کوچ هنری
بازار فروش صنایع دستی در ایران همبستگی ارگانیک و عمیقی با صنعت گردشگری (اعم از داخلی و ورودی) دارد. با کاهش چشمگیر سفرها در نوروز ۱۴۰۵ و ترس مسافران از حضور در اماکن عمومی، فروشندگان و کارگاه‌های صنایع دستی در بازارهای تاریخی قطب‌های گردشگری (مانند بازار نقش‌جهان اصفهان، بازارهای سنندج و شیراز) با افت شدید و توقف کامل فروش مواجه شدند. قطعی گسترده اینترنت نیز مزید بر علت شد تا معدود بسترهای فروش دیجیتال و آنلاینِ این کسب‌وکارهای خرد نیز مسدود شود و رکود مطلق بر این بازار حاکم گردد.
در مارکت هنرهای تجسمی (شامل تابلوهای نقاشی، مجسمه و آثار فاخر)، سقوط ارزش پول ملی و التهابات جنگی باعث شد تا تمایل مجموعه‌داران به خرید آثار هنری در داخل کشور به شدت کاهش یابد. تحلیلگران بازار هنر معتقدند که این شرایط منجر به یک «بازآرایی اجباری» شده است؛ جایی که هنرمندان مطرح و دارای برند، ترجیح می‌دهند آثار خود را از طریق حراجی‌ها و گالری‌های کشورهای همسایه (به صورت ارزی) عرضه کنند تا ارزش آثارشان حفظ شود. این پدیده به معنای کوچ سرمایه‌های هنری از چرخه اقتصاد داخلی و تضعیف بازار رسمی هنر در داخل کشور است.
۵. رسانه‌های دیجیتال، پلتفرم‌های محتوایی و بازی‌های ویدیویی: فاجعه در زیرساخت و اقتصاد سایبری
بخش اقتصاد دیجیتال، پلتفرم‌های محتوایی و شبکه‌های اجتماعی، سنگین‌ترین، خاموش‌ترین و در عین حال ویرانگرترین خسارات را در جریان «جنگ رمضان» تجربه کرد. قطعی و اختلال گسترده و بی‌سابقه‌ی ۴۰ روزه اینترنت، اکوسیستم دیجیتال کشور را در آستانه‌ی فروپاشی کامل قرار داد و زنجیره‌ای از خسارات مستقیم و غیرمستقیم را به همراه داشت.
خسارات کلان به اقتصاد دیجیتال و انزوای بین‌المللی استودیوهای بازی‌سازی
بر اساس برآوردهای کارشناسی و داده‌های ارائه شده توسط مقامات وزارت ارتباطات و نهادهای صنفی، زیان روزانه ناشی از قطع اینترنت به هسته اقتصاد دیجیتال (شامل پلتفرم‌های محتوایی، VODها، مارکتینگ دیجیتال، خدمات ابری و اپلیکیشن‌ها) حدود ۵۰۰ میلیارد تومان برآورد شده است. با احتساب تداوم ۴۳ روزه این شرایط محدودکننده، حجم زیان انباشته صرفاً در هسته اقتصاد دیجیتال متجاوز از ۲۰ هزار میلیارد تومان (۲۰ همت) و با در نظر گرفتن لایه‌های دوم و سوم اقتصاد کلانِ وابسته به اینترنت، این رقم به بیش از ۲۱۵ هزار میلیارد تومان (۲۱۵ همت) می‌رسد. این آمار نشان می‌دهد که حوزه فناوری و رسانه‌های دیجیتال به تنهایی بار بخش عظیمی از خسارات اقتصادی جنگ را به دوش کشیده است.
در این میان، «صنعت بازی‌های ویدیویی و سرگرمی‌های دیجیتال» به عنوان یکی از پویاترین صنایع فرهنگی، به صورت خاص ضربات جبران‌ناپذیری دریافت کرد. بر اساس گزارش کمیسیون بازی‌های سازمان نظام صنفی رایانه‌ای (نصر) تهران، قطعی اینترنت حدود ۵۰۰ میلیارد تومان ضرر مستقیم به استودیوهای بازی‌سازی داخلی وارد کرده است.
اثرات مرتبه دوم این اتفاق در سطح بین‌المللی بسیار وخیم‌تر است. استودیوهای بازی‌سازی ایرانی که با ناشران خارجی همکاری داشتند یا مخاطبان بین‌المللی را هدف قرار داده بودند، برای حفظ حداقلیِ سرویس‌های خود مجبور به انتقال سرورها به داخل کشور شدند. این اقدام قهری باعث قطع دسترسی کاربران خارجی به بازی‌ها، لغو قراردادهای بین‌المللی، نقض توافق‌نامه‌های سطح خدمات (SLAs) و در نهایت نابودی اعتبار تجاری بازی‌سازان ایرانی در سطح جهانی شد. اینترنتی که با محدودیت شدید در اختیار استودیوها قرار داشت، صرفاً برای تبادل ایمیل و رفع باگ‌های جزئی کفایت می‌کرد و امکان انجام پروژه‌های سنگین گرافیکی، رندرینگ ابری و توسعه زیرساخت را عملاً فلج ساخته بود. کشف بدافزارهای پیشرفته (نظیر بدافزارهای مبتنی بر تکنیک AppDomainManager Hijacking متعلق به گروه‌های سازمان‌یافته APT) در شبکه‌های سازمانی توسط مرکز افتای ریاست جمهوری نیز اثبات کرد که زیرساخت‌های سایبری در دوران جنگ تا چه حد تحت حملات و جاسوسی‌های سازمان‌یافته قرار داشته‌اند.
واکنش پلتفرم‌ها و برنامه‌های تاب‌آوری بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای
در سمت دیگر این بحران، پلتفرم‌های نمایش خانگی (VOD) نظیر روبیکا، شیدا و فیلم‌نت تلاش کردند با تغییر سریع رویکرد محتوایی خود، به انتشار سرالj‌ها، مستندها و برنامه‌های تحلیلی متناسب با فضای جنگ بپردازند. پخش برنامه‌هایی نظیر «پارتیزان»، سرالی جاسوسی «هزارتو» و مجموعه مستندهای «جنگ ۱۲ روزه» در بستر شبکه ملی اطلاعات، تلاشی برای پر کردن خلاء اطلاعاتی و سرگرمی کاربران در شرایط قطعی اینترنت بین‌الملل بود.
همچنین «بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای» به عنوان نهاد متولی حاکمیتی، برای حفظ تاب‌آوری اجتماعی نوجوانان و نسل Z در برابر فشارهای روانی جنگ، پویش ملی «بازی‌ران» را طراحی و اجرا کرد. این پویش با حضور ۵۰ استودیوی بازی‌سازی داخلی و مشارکت بالغ بر ۴ میلیون کاربر در بستر سایت‌های داخلی برگزار شد تا اوقات فراغت ایمنی را برای کاربران فراهم کند. تسویه کامل تعهدات و پرداخت ۱۰ میلیارد تومان جوایز بازی‌سازان پیش از اتمام سال ۱۴۰۴، انتقال سرورها به داخل، و پیگیری برای ارائه اینترنت بدون فیلتر در لایه‌های تخصصی (جهت دور زدن تحریم‌های خارجی و محدودیت‌های داخلی)، از جمله اقدامات مدیریت بحران در این بخش بود.
با این وجود، مقامات این بنیاد صراحتاً هشدار داده‌اند که آستانه تاب‌آوری استودیوهای تولید محتوا بسیار شکننده است و در صورت عدم حمایت جدی، این زیست‌بوم با خطر تعطیلی دائمی و مهاجرت نخبگان مواجه خواهد شد.
داده‌های استخراج‌شده از ارزیابی وضعیت صنایع فرهنگی در طول «جنگ رمضان»، پرده از یک پارادوکس بزرگ در میزان «تاب‌آوری نهادی» برمی‌دارد. از یک سو، نهادهای متولی در بخش‌های مبتنی بر «حفاظت پیشگیرانه» (نظیر حفظ و انتقال اشیای موزه‌ای، تأمین انرژی پشتیبان مراکز مخابراتی، و انتقال سریع سرورهای دیجیتال به داخل شبکه ملی) عملکردی سریع، منسجم و موفقیت‌آمیز از خود نشان دادند که مانع از بروز فجایع تاریخی شد. از سوی دیگر، بخش‌هایی از اقتصاد فرهنگ که مستقیماً مبتنی بر «مخاطب»، «مصرف‌کننده نهایی» و «زنجیره تأمین باز» هستند (مانند سینما، تئاتر، بازار صنایع دستی، نشر و بازی‌های آنلاین بین‌المللی) به دلیل وابستگی مطلق به دو عنصر حیاتیِ «آرامش روانی جامعه» و «زیرساخت‌های ارتباطی آزاد»، دچار یک فروپاشی مقطعی و عدم‌النفع‌های چند صد هزار میلیارد تومانی شدند.
برای طراحی برنامه‌های بازیابی و بازسازی، سیاست‌گذاران کلان نباید صرفاً به پرداخت وام‌های مقطعی و تزریق نقدینگی کوتاه‌مدت (از محل بودجه ۷۰۰ همتی مصوب دولت) بسنده کنند. بازسازی اکوسیستم صنایع فرهنگی پس از این جنگ، نیازمند اتخاذ رویکردهای ساختاری است. این رویکردها باید شامل «دیپلماسی فرهنگی و دیجیتالِ فعال» برای بازیابی اعتبار از دست‌رفته‌ی استودیوهای بازی‌سازی در بازارهای جهانی، تدوین «بسته‌های حمایت ارزی هدفمند» برای تثبیت قیمت مواد اولیه در صنعت چاپ و نشر، و اعمال «معافیت‌های مالیاتی و بیمه‌ایِ بلندمدت» برای سینماداران، گالری‌دارها و فعالان هنرهای نمایشی باشد. تنها با یک نگاه سیستماتیک و حمایت‌گرایانه است که چرخ‌دنده‌های اقتصاد خلاق و هویت‌ساز ایران می‌تواند از زیر آوار خسارات این بحران ۴۰ روزه خارج شده و پویایی خود را بازیابد.

 زخم عمیق تجاوز دشمن بر فرهنگ ایران