مردم ایران سه ماه است که مقاومت را تبدیل به سبک زندگی خود کردهاند
۹۰ شب میدانداری
گروه فرهنگی
نود شبانهروز از حضور مستمر و توقفناپذیر مردم در میدان میگذرد. این بازه زمانی سه ماهه، اکنون دیگر نمادی از یک دگردیسی عمیق در بطن جامعه است. شاید در نگاه نخست، شگفتانگیزترین جنبه این رویداد، استقامت ملتی باشد که توانسته است سه ماه تمام، سنگرهای مقاومت را حفظ کند و نشان دهد که چگونه ایرانیجماعت میتواند مفهوم سنگین و پرهزینه «مقاومت» را از یک کنش مقطعی، به بخش جداییناپذیری از «سبک زندگی» روزمره خود تبدیل کند. با این حال، تحلیل تقلیلگرایانه این حماسه به صرفِ «حضور فیزیکی در میدان»، تکرار مکررات و توضیح واضحات است. آنچه در پسِ این نود روز پنهان شده، حقیقتی بسیار بزرگتر و جوششی است که ریشه در یک مبدأ قدسی دارد.
برای درک چرایی این ایستادگی بینظیر، باید از سطح پدیدهها عبور کرد و به عمق تحولات خیره شد. ما اکنون تازه در نقطه آغازین درک رشحاتی از قدرت خون قائد شهید هستیم. محاسبات دشمن در مواجهه با این ملت، همواره بر پایه منطق مادی و دوگانههای سود و زیان شکل گرفته است. اتاقهای فکر نظام استکبار با خود گمان کردند که معادله ساده است: «میآییم، ضربه میزنیم، رهبرشان را میکشیم، میرویم و پس از مدتی آب از آب تکان نمیخورد.» آنها بر این باور بودند که با حذف فیزیکی یک رهبر، جریان متکی به او نیز دچار فروپاشی، یأس و در نهایت انفعال خواهد شد.
اما خطای راهبردی آنها در نشناختن ماهیت «خون» در مکتب تشیع است. خونِ این رهبر شهید، از جنس خونهایی نیست که مشمول مرور زمان شود و سردی بپذیرد. در هندسه فکری این جبهه، خون شهید هدر نمیرود، بلکه به موتور محرکه تاریخ تبدیل میشود. این خون، امتداد همان خونی است که هزار و چهارصد سال پیش در کربلا بر زمین ریخت و هنوز حرارت آن در قلوب مؤمنین شعلهور است.
برای فهم این نود شب میدانداری، باید به تاریخ هزار ساله این مکتب رجوع کرد. دشمن از خود نپرسید که چه نیرویی نهفته است که شیعیان را هر ساله، با وجود تمام تهدیدات امنیتی، فشارهای اقتصادی و سختیهای مسیر، به خلق بزرگترین اجتماع انسانی جهان یعنی «زیارت ۲۰ میلیونی اربعین» وامیدارد؟ پاسخی که در اتاقهای فکر غربی و صهیونیستی یافت نمیشود، در دلِ مناسکِ محرم نهفته است.
هزار سال است که این ملت، دهههای محرم را برای اباعبدالله الحسین (ع) ضجه میزنند، بر سر و سینه میکوبند و اشک میریزند. این سوگواری، نه از سرِ ضعف، که مانوری از قدرت و تجدید پیمانی هرساله با منطق «هیهات منا الذله» است. وقتی ملتی هزار سال خون سیدالشهدا را فراموش نکرده و آن را محور هویت جمعی خود قرار داده است، چگونه دشمن گمان برد که خون فرزند برومندش در این عصر را به دست فراموشی خواهد سپرد؟ خیر؛ این خون نه تنها فراموش نشد، بلکه جامعه را از نو متولد کرد و روحی تازه در کالبد جبهه حق دمید.
نقطه عطف این گزارش و پیام اصلی این نود شب مقاومت، در یک پیوند استراتژیک و عقیدتی با افق مهدویت خلاصه میشود. این میدانداری، صرفاً یک واکنش احساسی به یک ترور یا فقدان نیست؛ بلکه بخشی از یک «بعثت تاریخی» است. ما با قاتلانِ سیدعلی کار داریم و این پرونده با تسویهحسابهای مقطعی بسته نخواهد شد.
رمز و رازِ این ایستادگی در همان کلام نورانی و تکاندهندهای است که سیدالشهدا (ع) به فرزندش فرمود: «يـا وَلَدي يـا عَلِيُّ، وَاللّهِ لا يَسْكُنُ دَمي حَتّي يَبْعَثَ اللّهُ الْمَهْدِيَّ» (ای فرزندم، ای علی، به خدا سوگند که خون من از جوشش باز نمیایستد تا زمانی که خداوند مهدی را برانگیزد). این پیشبینی امام حسین، مانیفستِ امروزِ میدانداران است. خونی که امروز بر زمین ریخته شده، متصل به همان خونِ ثارالله است و به تبع آن، تا روز ظهور از جوشش نخواهد افتاد.
نود شب از این میدانداری گذشت، اما این پایان کار نیست؛ بلکه بلوغِ یک تفکر است. این خون، ملت ما را دوباره متولد کرد و به مبارزه ما معنایی فراتر از مرزهای جغرافیایی و زمانِ حال بخشید. بعثت ما تا زمانی که انتقامِ اصلی در سایه ظهورِ منجیِ موعود گرفته نشود، ادامه دارد. پیامِ روشنِ این نود روز مقاومت به دشمنان این است: ما تا تحقق وعده الهی (حَتّي يَبْعَثَ اللّهُ الْمَهْدِيَّ) در این مسیر استواریم و فعلاً هیچ بنایی برای بازگشت به خانههایمان و ترکِ میدان نداریم. نبرد تا صبحِ پیروزی ادامه دارد.
نود شبانهروز از حضور مستمر و توقفناپذیر مردم در میدان میگذرد. این بازه زمانی سه ماهه، اکنون دیگر نمادی از یک دگردیسی عمیق در بطن جامعه است. شاید در نگاه نخست، شگفتانگیزترین جنبه این رویداد، استقامت ملتی باشد که توانسته است سه ماه تمام، سنگرهای مقاومت را حفظ کند و نشان دهد که چگونه ایرانیجماعت میتواند مفهوم سنگین و پرهزینه «مقاومت» را از یک کنش مقطعی، به بخش جداییناپذیری از «سبک زندگی» روزمره خود تبدیل کند. با این حال، تحلیل تقلیلگرایانه این حماسه به صرفِ «حضور فیزیکی در میدان»، تکرار مکررات و توضیح واضحات است. آنچه در پسِ این نود روز پنهان شده، حقیقتی بسیار بزرگتر و جوششی است که ریشه در یک مبدأ قدسی دارد.
برای درک چرایی این ایستادگی بینظیر، باید از سطح پدیدهها عبور کرد و به عمق تحولات خیره شد. ما اکنون تازه در نقطه آغازین درک رشحاتی از قدرت خون قائد شهید هستیم. محاسبات دشمن در مواجهه با این ملت، همواره بر پایه منطق مادی و دوگانههای سود و زیان شکل گرفته است. اتاقهای فکر نظام استکبار با خود گمان کردند که معادله ساده است: «میآییم، ضربه میزنیم، رهبرشان را میکشیم، میرویم و پس از مدتی آب از آب تکان نمیخورد.» آنها بر این باور بودند که با حذف فیزیکی یک رهبر، جریان متکی به او نیز دچار فروپاشی، یأس و در نهایت انفعال خواهد شد.
اما خطای راهبردی آنها در نشناختن ماهیت «خون» در مکتب تشیع است. خونِ این رهبر شهید، از جنس خونهایی نیست که مشمول مرور زمان شود و سردی بپذیرد. در هندسه فکری این جبهه، خون شهید هدر نمیرود، بلکه به موتور محرکه تاریخ تبدیل میشود. این خون، امتداد همان خونی است که هزار و چهارصد سال پیش در کربلا بر زمین ریخت و هنوز حرارت آن در قلوب مؤمنین شعلهور است.
برای فهم این نود شب میدانداری، باید به تاریخ هزار ساله این مکتب رجوع کرد. دشمن از خود نپرسید که چه نیرویی نهفته است که شیعیان را هر ساله، با وجود تمام تهدیدات امنیتی، فشارهای اقتصادی و سختیهای مسیر، به خلق بزرگترین اجتماع انسانی جهان یعنی «زیارت ۲۰ میلیونی اربعین» وامیدارد؟ پاسخی که در اتاقهای فکر غربی و صهیونیستی یافت نمیشود، در دلِ مناسکِ محرم نهفته است.
هزار سال است که این ملت، دهههای محرم را برای اباعبدالله الحسین (ع) ضجه میزنند، بر سر و سینه میکوبند و اشک میریزند. این سوگواری، نه از سرِ ضعف، که مانوری از قدرت و تجدید پیمانی هرساله با منطق «هیهات منا الذله» است. وقتی ملتی هزار سال خون سیدالشهدا را فراموش نکرده و آن را محور هویت جمعی خود قرار داده است، چگونه دشمن گمان برد که خون فرزند برومندش در این عصر را به دست فراموشی خواهد سپرد؟ خیر؛ این خون نه تنها فراموش نشد، بلکه جامعه را از نو متولد کرد و روحی تازه در کالبد جبهه حق دمید.
نقطه عطف این گزارش و پیام اصلی این نود شب مقاومت، در یک پیوند استراتژیک و عقیدتی با افق مهدویت خلاصه میشود. این میدانداری، صرفاً یک واکنش احساسی به یک ترور یا فقدان نیست؛ بلکه بخشی از یک «بعثت تاریخی» است. ما با قاتلانِ سیدعلی کار داریم و این پرونده با تسویهحسابهای مقطعی بسته نخواهد شد.
رمز و رازِ این ایستادگی در همان کلام نورانی و تکاندهندهای است که سیدالشهدا (ع) به فرزندش فرمود: «يـا وَلَدي يـا عَلِيُّ، وَاللّهِ لا يَسْكُنُ دَمي حَتّي يَبْعَثَ اللّهُ الْمَهْدِيَّ» (ای فرزندم، ای علی، به خدا سوگند که خون من از جوشش باز نمیایستد تا زمانی که خداوند مهدی را برانگیزد). این پیشبینی امام حسین، مانیفستِ امروزِ میدانداران است. خونی که امروز بر زمین ریخته شده، متصل به همان خونِ ثارالله است و به تبع آن، تا روز ظهور از جوشش نخواهد افتاد.
نود شب از این میدانداری گذشت، اما این پایان کار نیست؛ بلکه بلوغِ یک تفکر است. این خون، ملت ما را دوباره متولد کرد و به مبارزه ما معنایی فراتر از مرزهای جغرافیایی و زمانِ حال بخشید. بعثت ما تا زمانی که انتقامِ اصلی در سایه ظهورِ منجیِ موعود گرفته نشود، ادامه دارد. پیامِ روشنِ این نود روز مقاومت به دشمنان این است: ما تا تحقق وعده الهی (حَتّي يَبْعَثَ اللّهُ الْمَهْدِيَّ) در این مسیر استواریم و فعلاً هیچ بنایی برای بازگشت به خانههایمان و ترکِ میدان نداریم. نبرد تا صبحِ پیروزی ادامه دارد.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



