نسخه Pdf

تجلی ولی‌شناسی حکیمانه در کلمات وداع

گاه در تاریخ، لحظه‌هایی فرا می‌رسد که یک جمله، از هزاران خطابه رساتر می‌شود؛ و یک دعا، از صدها کتاب، عمیق‌تر حقیقت را می‌نمایاند. در هنگامه وداع با مردان بزرگ الهی، آنچه از زبان عالمان ربانی جاری می‌شود، تنها الفاظی برای بدرقه یک پیکر نیست، بلکه ترجمان یک عمر معرفت، شهادت بر یک حقیقت زنده، و تفسیر مقام کسی است که در پیشگاه الهی سربلند حاضر شده است. از همین رو، عبارات جان‌سوز و پرمعنایی که از زبان حکیم فرزانه، حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی، در نماز بر پیکر رهبر شهید ایران، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، جاری شد، صرفاً جمله‌هایی آیینی و عاطفی نبود؛ بلکه در حقیقت، درسی سترگ در باب ولی‌شناسی، مجاهدشناسی، توحیدشناسی و شهادت‌شناسی بود.
آنجا که با سوز دل و بغضی آشکار عرضه داشتند: «اللهم انه نزل مجاهدا موحدا»، این تعبیر دربردارنده دو وصف بنیادین و سرنوشت‌ساز است: مجاهد و موحد. گویی در همین دو کلمه، شناسنامه حقیقی یک انسان الهی ترسیم شد. مجاهد، یعنی کسی که عمر خود را در میدان مبارزه با باطل، در دفاع از حق، در صیانت از دین، و در حفظ عزت امت اسلامی سپری کرده است؛ و موحد، یعنی آن‌که تمامی این مجاهدت را نه برای نام، نه برای قدرت، نه برای تحسین خلق، بلکه برای خدا و در مسیر عبودیت خالصانه انجام داده است. این‌گونه، دعای ایشان تنها بیانگر یک ستایش احساسی نبود، بلکه شهادتی حکیمانه بر این حقیقت بود که این شخصیت عظیم، هم در عرصه عمل، اهل جهاد بود و هم در ساحت باطن، مرد توحید.
سپس آن هنگام که با تکراری جان‌سوز و تأکیدی لرزان از عمق دل فرمودند: «اللهم اللهم اللهم انه نزل عندک شهیدا»، این تکرار سه‌باره، خود حامل رازی بلند است. در ادبیات دعا و مناجات، تکرار، زبان التهاب روح و فوران یقین قلب است. این‌که عالمی بزرگ، فیلسوفی متأله و مفسری ژرف‌اندیش، در واپسین لحظات وداع، با چنین تأکیدی بر مقام شهادت تصریح می‌کند، نشان می‌دهد که مسئله، صرف تعبیر عاطفی و تشریفاتی نیست؛ بلکه نوعی اعلام حقیقت و گواهی معنوی است. ایشان نفرمودند که امید است او شهید باشد، یا دعا نکردند که خداوند او را در زمره شهدا قرار دهد؛ بلکه با لحنی آمیخته به یقین و معرفت عرضه داشتند که او نزد تو شهید فرود آمده است. این بیان، از جایگاه کسی صادر شده که وزن واژگان را می‌شناسد، مرز تعارف و حقیقت را می‌داند، و با بصیرت دینی و حکمی سخن می‌گوید.
و آنگاه آن تعبیر پرصلابت و روشن‌گر: «اللهم انه نزل عندک قتیلا للاسلام قتیلا لامه مسلما». این عبارت، پرده از ماهیت یک حیات و یک شهادت برمی‌دارد. در اینجا، مرگ نه یک پایان طبیعی، و نه صرفاً حادثه‌ای سیاسی یا تاریخی، بلکه کشته شدن برای اسلام و جان دادن در راه امت مسلمان معنا می‌شود. این تعبیر، نهایت پیوند میان شخص و رسالت را نشان می‌دهد؛ یعنی آن‌که حیات او از اسلام جدا نبود و ممات او نیز در همان مسیر رقم خورد. چنین بیانی، شخص را از سطح یک چهره تاریخی فراتر برده و در تراز یک مجاهد امت‌ساز معرفی می‌کند؛ کسی که نه برای خود، بلکه برای دین، برای امت، و برای آرمان‌های بزرگ اسلامی زیست و جان سپرد.
در حقیقت، مجموعه این عبارات، یک ولی‌شناسی کامل و حکیمانه بود. ارزش این سخنان در آن است که از زبان شخصیتی صادر شد که هم در عرصه فقاهت و فلسفه، جایگاهی ممتاز دارد و هم در میدان تفسیر معارف قرآن و حکمت الهی، از قله‌های اندیشه معاصر به شمار می‌آید. هنگامی که چنین شخصیتی، در مقام نماز و دعا، این‌چنین اوصاف بلندی را برای فردی بر زبان می‌آورد، این سخنان دیگر صرف عواطف لحظه‌ای یا مناسبات عرفی نیست؛ بلکه سندی معرفتی و تاریخی است که می‌تواند برای امروز و فردای جامعه، درس‌آموز و روشنگر باشد.
بی‌تردید، این عبارات، دهان بسیاری را خواهد بست؛ آنان که خواسته یا ناخواسته، در شناخت مقام اولیای الهی، مجاهدان راستین و خادمان حقیقی اسلام دچار غفلت، تردید یا تجاهل شده‌اند. زیرا در لحظاتی که حقیقت، بی‌پرده‌تر از همیشه خود را نشان می‌دهد، زبان اهل حکمت و معرفت، میزان سنجش بسیاری از داوری‌ها می‌شود. وقتی عالمی ربانی، با آن مرتبه از تقوا و دقت علمی، شخصی را مجاهد، موحد، شهید، و کشته‌شده در راه اسلام و امت مسلمه معرفی می‌کند، این توصیف، برای اهل انصاف حجتی بزرگ و برای نسل جوان درسی ماندگار خواهد بود.
مردم و به‌ویژه جوانان، در چنین صحنه‌هایی می‌آموزند که عظمت انسان‌ها را باید از منظر اهل معرفت شناخت، نه از هیاهوی تبلیغات و غوغای بدخواهان. جوان امروز، اگر بخواهد معیار حق و باطل را در شخصیت‌ها و جریان‌ها بیابد، باید به همین کلمات توجه کند؛ کلماتی که از ساحت علم، اخلاص، عرفان و حکمت برخاسته‌اند. این عبارات به او می‌آموزند که ولیّ الهی، تنها یک مدیر سیاسی یا یک چهره اجتماعی نیست، بلکه انسانی است که جهادش در بیرون، ریشه در توحیدش در درون دارد؛ و شهادتش، ادامه طبیعی همان زندگی الهی اوست.
از سوی دیگر، این دعاها نشان داد که نسبت میان حکمت و ولایت، نسبتی عمیق و ناگسستنی است. حکیم الهی، وقتی از ولیّ مجاهد سخن می‌گوید، او را با تعابیری سطحی و متعارف توصیف نمی‌کند؛ بلکه حقیقت وجودی او را در نسبت با خدا، اسلام و امت می‌سنجد. از این رو، آنچه در این نماز شنیده شد، نه فقط مرثیه‌ای برای یک فقدان، بلکه تبیینی بلند از منزلت کسی بود که در میدان بندگی و مبارزه، صادقانه ایستاد و سرانجام نیز با نشان شهادت به محضر پروردگار شتافت.
در روزگاری که گاه مفاهیم بلند دینی در معرض تحریف، تقلیل یا سوء‌برداشت قرار می‌گیرند، این‌گونه سخنان می‌تواند معیارساز باشد. وقتی واژگانی چون مجاهد، موحد و شهید از زبان فقیهی حکیم و عارفی مفسر برای شخصی به کار می‌رود، این کاربرد، مفاهیم را از ابهام و ابتذال نجات می‌دهد و جایگاه اصیل آن‌ها را در ذهن جامعه احیا می‌کند. این همان درسی است که مردم و به‌ویژه نسل جوان باید از این لحظه تاریخی بیاموزند: شناخت اولیای الهی و خادمان راستین اسلام، نیازمند گوش سپردن به شهادت اهل بصیرت و حکمت است.
آری، آن نماز، فقط نماز بر یک پیکر نبود؛ نماز بر یک مکتب، یک راه، یک عمر جهاد و یک حقیقت زنده بود. آن دعاها نیز صرفاً کلمات بدرقه نبود، بلکه بیانیه‌ای معنوی و تاریخی در معرفی مقام انسانی بود که با جهاد زیست، با توحید قامت افراشت، برای اسلام ایستاد، برای امت رنج کشید، و سرانجام با نشان شهادت به دیدار معبود شتافت. از همین رو، این عبارات، برای همیشه در حافظه تاریخ باقی خواهد ماند و همچون درسی روشن، به آیندگان خواهد آموخت که مردان خدا را باید از زبان مردان خدا شناخت.
تجلی ولی‌شناسی حکیمانه در کلمات وداع