نسخه Pdf

با ادامه حملات آمریکا به خاک ایران، جبهه پاسخ جمهوری اسلامی ایران نیز گسترش یافت

شب‌های سخت آمریکا در غرب آسیا

گروه سیاسی
هفتمین شب متوالی حملات ایالات متحده آمریکا به خاک جمهوری اسلامی ایران شامگاه گذشته در حالی سپری شد که منطقه خاورمیانه یکی از ملتهب‌ترین دوران تاریخ معاصر خود را تجربه می‌کند؛ حملاتی که پس از فروپاشی عملی آتش‌بس ناشی از «تفاهم ژوئن» میان تهران و واشنگتن، اکنون وارد مرحله‌ای تازه، پیچیده و به‌شدت غیرقابل پیش‌بینی شده است. تفاهمی که امید می‌رفت بتواند به‌عنوان یک ضربه‌گیر دیپلماتیک از تصاعد بحران جلوگیری کند، اکنون جای خود را به غرش موشک‌ها و پهپادها در آسمان غرب آسیا داده است. در حالی که جنوب و بخش‌هایی از مرکز ایران بار دیگر هدف حملات سنگین ائتلاف آمریکایی قرار گرفت، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نیز با تغییر دکترین واکنشی خود، دامنه پاسخ‌های تلافی‌جویانه را به پایگاه‌های نظامی آمریکا و مراکز پشتیبانی لجستیک آن در چندین کشور منطقه به‌طور بی‌سابقه‌ای گسترش دادند؛ رخدادی که به‌روشنی نشان می‌دهد تنگه هرمز و آب‌راه‌های بین‌المللی مجاور آن، همچنان مهم‌ترین نقطه کانونی و گرانیگاه این رویارویی ویرانگر محسوب می‌شوند.
ابعاد حملات آمریکا به زیرساخت‌های ایران و پیامدهای انسانی
در جبهه داخلی و در نوار جنوبی کشور، بنا بر اعلام رسمی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) و تأیید منابع محلی، جنگنده‌ها و ناوهای آمریکایی شهرهای استراتژیک جاسک، سیریک، بوشهر، بندرعباس، جزیره قشم، اهواز و یزد را آماج حملات خود قرار دادند. انتخاب این اهداف نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای فلج کردن زیرساخت‌های ترانزیتی، انرژی و نظامی ایران در مجاورت خلیج فارس و دریای عمان است. کشیده شدن دامنه حملات به شهرهایی مانند اهواز در جنوب غرب و یزد در مرکز کشور، حاکی از تغییر سطح عملیات از نوار ساحلی به عمق استراتژیک ایران است.
در بندرخمیر واقع در استان هرمزگان، بمباران‌های شب گذشته به تخریب گسترده زیرساخت‌های مواصلاتی انجامید و چند پل حیاتی که نقش مهمی در زنجیره تأمین و جابه‌جایی نیروها داشتند، به‌طور کامل ویران شدند. اما یکی از دردناک‌ترین ابعاد این درگیری، هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های غیرنظامی و حیاتی بوده است. اصابت موشک به یک تأسیسات بزرگ آب‌شیرین‌کن در جنوب کشور، بحران زیست‌محیطی و انسانی بزرگی را رقم زده است. شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور اعلام کرد که در پی این اختلال گسترده، شبکه توزیع مختل شده و در گرمای طاقت‌فرسای تابستان، نزدیک به ۱۰ هزار نفر از ساکنان ۲۰ روستای منطقه با قطعی مطلق آب آشامیدنی روبه‌رو شده‌اند و آبرسانی سیار به سختی در حال انجام است.
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیز روز شنبه در بیانیه‌ای اضطراری، مجموع تلفات غیرنظامی و نظامی حملات آمریکا از ششم ژوئیه تاکنون را دست‌کم ۵۰ شهید و بیش از ۵۰۰ مجروح اعلام کرد. این آمار که مربوط به کل این دور از تجاوزات یک هفته‌ای است، زنگ خطری جدی برای تاب‌آوری زیرساخت‌های درمانی در استان‌های جنوبی به شمار می‌رود. گزارش‌ها حاکی از آن است که بیمارستان‌های بندرعباس و بوشهر در وضعیت آماده‌باش کامل (کد قرمز) قرار دارند و ظرفیت پذیرش بخش‌های مراقبت‌های ویژه با چالش مواجه شده است.
دکترین «ضربه متقابل»؛ گسترش بی‌سابقه حملات ایران در منطقه
در مقابل این تجاوزات، جمهوری اسلامی ایران سیاست انفعال را کنار گذاشته و ماشین جنگی خود را برای تحمیل بالاترین هزینه ممکن به شبکه استقرار نظامی آمریکا در منطقه فعال کرده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای از هدف قرار گرفتن انبار استراتژیک پهپادهای تهاجمی و شناسایی آمریکایی در پایگاه هوایی شیخ عیسی در بحرین خبر داد. این پایگاه که یکی از شریان‌های اصلی اطلاعاتی و عملیاتی آمریکا در خلیج فارس محسوب می‌شود، شبی جهنمی را پشت سر گذاشت. هرچند این ادعا تاکنون از سوی مقامات واشنگتن با سکوت رسانه‌ای همراه بوده و تأیید نشده است، اما ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز در تکمیل این عملیات اعلام کرد که آشیانه هواپیماهای جنگنده، محوطه پارکینگ ادوات نظامی و مخازن عظیم سوخت این پایگاه را با امواج متعددی از حملات موشکی دقیق و نقطه‌زن در هم کوبیده است.
هم‌زمان با عملیات در بحرین، سپاه پاسداران برای دومین شب متوالی، تاکتیک «ضربه در برابر ضربه» را در کویت پیاده‌سازی کرد. در پاسخ به تخریب تأسیسات آبی ایران، تأسیسات برق و آب‌شیرین‌کن‌های حیاتی در کویت که پشتیبان پایگاه‌های آمریکایی بودند، هدف قرار گرفتند. مقام‌های ارشد کویتی در نشست اضطراری کابینه تأیید کردند که چند واحد تولید برق از مدار سراسری خارج شده و تاریکی بخش‌هایی از این کشور را فرا گرفته است، هرچند آتش‌سوزی‌های ناشی از اصابت پرتابه‌ها توسط تیم‌های امدادی مهار شده است.
دامنه این حملات به زیرساخت‌های کویت محدود نماند؛ یگان‌های موشکی سپاه از هدف قرار گرفتن اسکله لجستیک و سوخت‌رسانی نیروی دریایی آمریکا در بندر احمدی، یک مرکز مخابراتی پیشرفته و راداری، انبار مهمات پادگان استراتژیک العدیری و همچنین ستاد فرماندهی و انبارهای مهمات پایگاه هوایی علی‌السالم (معروف به دروازه لجستیک آمریکا در خاورمیانه) خبر دادند. این حجم از آتش‌باری نشان‌دهنده بانک اهداف از پیش تعیین‌شده و دقیق نیروهای مسلح ایران است.
سرریز تنش به کشورهای میزبان؛ از اردن تا عربستان
الگوی پاسخ متقارن و نامتقارن ایران به کشورهای میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا — از جمله بحرین، کویت، قطر، عمان و اردن — پس از فروپاشی کامل آتش‌بس، با شدت، فرکانس و گستردگی بسیار بیشتری دنبال شده است. پیام صریح تهران به کشورهای همسایه این است که میزبانی از ماشین جنگی واشنگتن، هزینه‌های امنیتی مستقیمی در پی خواهد داشت.
در بحرین که میزبان ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکاست، ارتش این کشور اعلام کرد سامانه‌های پدافند هوایی (از جمله پاتریوت) چندین موج از پهپادهای انتحاری و موشک‌های کروز ایران را در آسمان رهگیری کرده‌اند. التهاب در منامه به حدی بود که آژیرهای هشدار حمله هوایی از بامداد روز شنبه دست‌کم چهار تا پنج مرتبه به صدا درآمدند و ساکنان را به پناهگاه‌ها فرستادند.
در جبهه غربی‌تر، ترکش‌های این بحران به اردن نیز رسید. مخازن سوخت پایگاه هوایی العزرق (موفق السلطی) که نقشی کلیدی در سوخت‌گیری جنگنده‌های آمریکایی در منطقه شامات دارد، هدف حمله پهپادی قرار گرفت. عربستان سعودی نیز که تلاش کرده بود موضعی بی‌طرفانه در این دور از درگیری‌ها اتخاذ کند، به‌صورت موقت برای دو استان حساس الخرج (محل قرارگیری پایگاه هوایی شاهزاده سلطان) و ینبع (قطب صنعتی و نفتی در کرانه دریای سرخ) هشدار امنیتی سطح قرمز صادر کرد؛ هشداری که اگرچه ساعاتی بعد لغو شد، اما نشان‌دهنده هراس ریاض از سرایت آتش جنگ به تأسیسات نفتی آرامکو است.
در قطر نیز که معمولاً نقش میانجی را ایفا می‌کند، آسمان دوحه شاهد تقاطع موشک‌های پدافندی و پرتابه‌های تهاجمی بود. بر اثر رهگیری و انهدام موشک‌ها در ارتفاع پایین، بارش ترکش‌ها در مناطق مسکونی باعث مجروح شدن سه غیرنظامی از جمله یک کودک شد که این موضوع فشار افکار عمومی در کشورهای عربی خلیج فارس را برای اخراج نیروهای آمریکایی افزایش داده است.
تنگه هرمز و اقیانوس هند؛ شریان‌های لرزان اقتصاد جهانی
با وجود تبادل آتش سنگین در خشکی، تنگه هرمز همچنان مهم‌ترین، حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین نقطه تنش در این بحران بین‌المللی باقی مانده است؛ آبراهی که روزانه میلیون‌ها بشکه نفت از آن عبور می‌کند و هرگونه اختلال در آن می‌تواند اقتصاد جهانی را به ورطه رکود بکشاند. در جبهه دریایی، گزارش‌های موثقی از هدف قرار گرفتن یک کشتی ترابری مرتبط با شبکه لجستیک آمریکا در شمال اقیانوس هند منتشر شد که نشان می‌دهد شعاع عملیاتی نیروهای مسلح ایران از خلیج فارس بسیار فراتر رفته است.
رسانه‌های داخلی ایران از یک رویداد هشداردهنده پرده برداشتند: آتش گرفتن دو نفتکش غول‌پیکر بر اثر برخورد با مین‌های دریایی هوشمند هنگام عبور از باریکه تنگه هرمز. اگرچه فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) بلافاصله این گزارش را «عملیات روانی و اطلاعات نادرست» خواند و آن را قویاً رد کرد، اما همین خبر کافی بود تا نرخ بیمه کشتی‌های تجاری به شکل سرسام‌آوری افزایش یابد.
در حادثه‌ای دیگر در آب‌های متلاطم خلیج عمان، یک مهندس هندی حاضر در خدمه یک کشتی تجاری بر اثر اصابت ترکش جان خود را از دست داد. این اتفاق باعث شد تا وزارت خارجه و دولت هند در ابلاغیه‌ای فوری از تمامی شرکت‌های کشتیرانی بخواهند تا اطلاع ثانوی از اعزام ملوانان، افسران و کارگران هندی به مسیر خطرناک تنگه هرمز و خلیج فارس خودداری کنند. با وجود این مخاطرات، داده‌های سامانه‌های رهگیری دریایی جهانی نشان می‌دهد که عبور و مرور کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها از این آبراه راهبردی متوقف نشده و همچنان ادامه دارد، هرچند ترددها اکنون با سرعتی کمتر، با احتیاط فوق‌العاده بالا، خاموش کردن سیستم‌های موقعیت‌یاب (AIS) و تحت تدابیر امنیتی گسترده‌تر اسکورت‌های نظامی انجام می‌شود.
بن‌بست دیپلماتیک و شمارش معکوس برای فاز جدید درگیری
در عرصه دیپلماسی بین‌المللی، هیچ کورسوی امیدی برای کاهش تنش‌ها دیده نمی‌شود. تلاش‌های میانجی‌گرانه کشورهای ثالث از جمله عمان و سوئیس تاکنون به در بسته خورده است. تهران با لحنی قاطع تأکید کرده است که در سایه بمباران شهرهای خود و زیر آتش دشمن، در شرایط کنونی هیچ برنامه‌ای برای ازسرگیری گفت‌وگوهای مستقیم یا غیرمستقیم با واشنگتن ندارد و شرط هرگونه مذاکره را توقف فوری و بدون قید و شرط تجاوزات سنتکام اعلام کرده است.
در سوی دیگر میدان، مقام‌های کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا ضمن پافشاری بر ادامه حمایت از نیروهای خود، در اظهاراتی متناقض همچنان از «ضرورت یافتن راهکاری دیپلماتیک و فوری» برای مهار بحران در تنگه هرمز سخن می‌گویند؛ چرا که واشنگتن به‌خوبی می‌داند طولانی شدن این جنگ می‌تواند به بحران جهانی انرژی پیش از انتخابات آمریکا منجر شود.
با این حال، معادلات میدانی خبر از روزهای سخت‌تری می‌دهند. هم‌زمان با این کشمکش‌های سیاسی، محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر معظم انقلاب و فرمانده اسبق کل سپاه، در اظهاراتی صریح و بی‌پرده هشدار داده است که در صورت تداوم حملات کور و متجاوزانه آمریکا طی دو تا سه روز آینده، صبر استراتژیک جمهوری اسلامی به پایان رسیده و ایران رسماً وارد «مرحله‌ای جدید و بی‌سابقه از عملیات تهاجمی ترکیبی» خواهد شد.
کارشناسان نظامی معتقدند این هشدارِ مشاور عالی نظامی، صرفاً یک لفاظی سیاسی نیست، بلکه می‌تواند نشانه ورود قریب‌الوقوع این تقابل به فازی بسیار پرهزینه‌تر باشد. این فاز جدید می‌تواند شامل استفاده از تسلیحات ناشناخته، حملات سایبری فلج‌کننده به زیرساخت‌های حیاتی آمریکا در منطقه، فعال‌سازی گسترده‌تر شبکه گروه‌های مقاومت در سراسر غرب آسیا و حتی مسدودسازی کامل و عملی تنگه هرمز باشد؛ سناریویی آخرالزمانی که نه تنها برای آمریکا، بلکه برای کل معماری امنیتی و اقتصادی منطقه و جهان، تبعاتی جبران‌ناپذیر و تاریخی به همراه خواهد داشت. هم‌اکنون خاورمیانه نفس‌ها را در سینه حبس کرده و منتظر است تا ببیند آیا صدای دیپلماسی بر غرش موشک‌ها غلبه خواهد کرد، یا منطقه در کام یک جنگ تمام‌عیار منطقه‌ای فرو خواهد رفت.

 شب‌های سخت آمریکا در غرب آسیا