تله تردید
محمدکاظم انبارلویی
1- یک سؤال کلیدی برای ناظران جهانی برای «نبرد آخرالزمانی» که در غرب آسیا در جریان است، مطرح میباشد و آن اینکه تردید ترامپ و نتانیاهو در حمله سوم چیست؟ چرا حمله با وجودیکه همه ابعاد آن بررسیشده به تعویق میافتد؟
پاسخ روشن است؛ آمریکا و رژیم صهیونیستی در تله پیشفرضهای نادرست گرفتار آمدهاند!
آنها در جنگ 12 روزه فکر میکردند اگر فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای را بزنند، شوک وارده به سازههای سیاسی و تصمیمگیری کشور ، ایران را به سمت تسلیم میبرد.اما همان 3و4 روزه اول فهمیدند این پیشفرض غلط است به التماس آتشبس افتادند!
آنها در جنگ 40 روزه فکر میکردند تداوم ترور فرماندهان نظامی و امنیتی و ترور رهبر انقلاب ، آنها را از بنبست خارج میکند. اما همان 10 روزه اول فهمیدند اشتباه میکنند و مبنای پایان درگیری را همان شروط ایران قراردادند و امضا کردند.
اما هنوز جوهر امضای آنها خشک نشده بود توافق را پاره کردند وارد تله پیشفرضهای نادرست سوم شدند.
2- پیشفرض نادرست سوم آنها این است اگر دُز حملات هوایی و ترور را بالا ببرند و یک حمله زمینی را از شمال غرب و جنوب شرقی تدارک ببینند و فشار اقتصادی را بیشتر کنند ، پیادهنظام آنها در شهرها با تظاهرات مسلحانه میتوانند ناکامیهای دو نبرد قبلی را جبران کنند.
دشمن روی جنگ روانی و شناختی حساب باز کرده است. باآنکه بر اساس محاسبات نظامی و تدارک بیشتر جابجایی نیرو و تجهیزات به دنبال شرارت جدید هستند اما کرکره مذاکرات را پایین نکشیدند و قدمبهقدم به عقب میروند.
آنها پیشنهادات شیرین میدهند و حتی از مقوله مذاکرات هستهای هم ظاهرا عقب نشستهاند و تمرکز آنها روی بازکردن تنگه هرمز و بازکردن تنگه بابالمندب است.
آمریکاییها نه در میدان نظامی بلکه در میدان دیپلماسی هم کم آوردند و در تله «پیشفرضهای نادرست» دستوپا میزنند.
سر محاسبات را درست میبینند اما ته ماجرا و آخر داستان را مبهم و تردید آلود و از همه مهمتر سیاه میبینند.
3- آمریکاییها در تنگه هرمز گیر افتادهاند. ماجراجویی آنها برای عبور از تنگه هزینههای سنگینی روی میز خزانهداری آمریکا گذاشته است. با این هزینههای سنگین قیمت نفت در بازار واقعی و حقیقی بالای 180 دلار است. اما آنها با ضربوزور فکر میکنند در حد 105 دلار میتوانند نگهدارند.
ذخایر استراتژیک آنها بهسرعت کاهشیافته و به نقطه صفر نزدیک شدهاند اما به روی خود نمیآورند دنبال یک شگفتانه «نظامی» یا «سیاسی» هستند. به همین دلیل تحرکات خود را هم در حوزه نظامی و هم در حوزه دیپلماسی تشدید کردهاند. مجموعه این تحرکات نتوانسته است جنگافروزان شرور نبرد آخرالزمانی را از تله تردید خارج کند.
4- میلیونها نفر از ایرانیان باغیرت و مصمم هر شب در خیابانها و میادین حضور مییابند و فریاد میزنند، «تنگه را محکم بگیر» نیروهای مسلح و شجاع ما امروز محدوده تنگه را همان باریکه نمیدانند. جغرافیای تنگه وسیعتر از آنکه در نقشه میبینیم و سواحل کشورهایی که میخواهند نفت صادر کنند، انبارهای نفت آنها و حتی اگر نفتکشهایی که به ضربوزور اسکورت عبور کردهاند در دریای عمان و فراتر از آن زیر ضرب قرار دارند. تا راهبرد ، «اگر ما نفت صادر نکنیم هیچکس هم نباید صادر کند» عملیاتی شود.
شرارت و ماجراجوییهای صهیونیستها و آمریکاییها که ما را تهدید میکردند به عصر حجر برمیگردیم تحققنیافته است. اما تهدید ما که میگفتیم دست از ماجراجویی بردارید والا به عصر یخبندان سقوط خواهید کرد، دارد عملیاتی میشود زمستان نزدیک است، ذخایر استراتژیک نفت روبه پایان است. پالایشگاههای نفت زیر ضرب پهپادهای انتحاری و موشکهای نقطهزن است. نفتکشها در محدوده تنگههای هرمز و بابالمندب در حال سوختن است. چاههای نفت در معرض ضربههای جدید است. شعلههای این آتشافروزی در سرتاسر غرب آسیا قابل رویت است. ناظران جهانی میگویند باند جنایتکار ترامپ و نتانیاهو در این آتش میسوزند و ارتش تروریست آمریکا از این منطقه اخراج خواهد شد.
5- یووال نوح هراری نویسنده کتاب پرفروش «انسان خردمند» که خود یک مورخ است اخیرا یک توییت در مورد جنگ علیه ایران به شرح زیر زده است.
«تاریخ انباشته از جنازه امپراتورهایی است که قدرت نظامی را با برتری تمدن اشتباه گرفتهاند ایران یک «کشور - تمدن» است.همه امپراتوریها سعی در دفن کردنش داشتند، بیشتر عمر کرده است. شما نمیتوانید فرهنگی را که در تاروپود شناخت بشری بافتهشده نابود کنید.
85 میلیون نفر بازدیدکننده این توییت بودند.
یک استاد دانشگاه ژاپن در واکنش به این توییت نوشت:
«هراری درست میگوید ایران مانند دی ان ای تمدن است. اگر آن را تغییر دهید. کل ارگانیسم تمدن بشری آسیب میبیند. ما مدیون ثبات فرهنگی ایران هستیم.»
1- یک سؤال کلیدی برای ناظران جهانی برای «نبرد آخرالزمانی» که در غرب آسیا در جریان است، مطرح میباشد و آن اینکه تردید ترامپ و نتانیاهو در حمله سوم چیست؟ چرا حمله با وجودیکه همه ابعاد آن بررسیشده به تعویق میافتد؟
پاسخ روشن است؛ آمریکا و رژیم صهیونیستی در تله پیشفرضهای نادرست گرفتار آمدهاند!
آنها در جنگ 12 روزه فکر میکردند اگر فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای را بزنند، شوک وارده به سازههای سیاسی و تصمیمگیری کشور ، ایران را به سمت تسلیم میبرد.اما همان 3و4 روزه اول فهمیدند این پیشفرض غلط است به التماس آتشبس افتادند!
آنها در جنگ 40 روزه فکر میکردند تداوم ترور فرماندهان نظامی و امنیتی و ترور رهبر انقلاب ، آنها را از بنبست خارج میکند. اما همان 10 روزه اول فهمیدند اشتباه میکنند و مبنای پایان درگیری را همان شروط ایران قراردادند و امضا کردند.
اما هنوز جوهر امضای آنها خشک نشده بود توافق را پاره کردند وارد تله پیشفرضهای نادرست سوم شدند.
2- پیشفرض نادرست سوم آنها این است اگر دُز حملات هوایی و ترور را بالا ببرند و یک حمله زمینی را از شمال غرب و جنوب شرقی تدارک ببینند و فشار اقتصادی را بیشتر کنند ، پیادهنظام آنها در شهرها با تظاهرات مسلحانه میتوانند ناکامیهای دو نبرد قبلی را جبران کنند.
دشمن روی جنگ روانی و شناختی حساب باز کرده است. باآنکه بر اساس محاسبات نظامی و تدارک بیشتر جابجایی نیرو و تجهیزات به دنبال شرارت جدید هستند اما کرکره مذاکرات را پایین نکشیدند و قدمبهقدم به عقب میروند.
آنها پیشنهادات شیرین میدهند و حتی از مقوله مذاکرات هستهای هم ظاهرا عقب نشستهاند و تمرکز آنها روی بازکردن تنگه هرمز و بازکردن تنگه بابالمندب است.
آمریکاییها نه در میدان نظامی بلکه در میدان دیپلماسی هم کم آوردند و در تله «پیشفرضهای نادرست» دستوپا میزنند.
سر محاسبات را درست میبینند اما ته ماجرا و آخر داستان را مبهم و تردید آلود و از همه مهمتر سیاه میبینند.
3- آمریکاییها در تنگه هرمز گیر افتادهاند. ماجراجویی آنها برای عبور از تنگه هزینههای سنگینی روی میز خزانهداری آمریکا گذاشته است. با این هزینههای سنگین قیمت نفت در بازار واقعی و حقیقی بالای 180 دلار است. اما آنها با ضربوزور فکر میکنند در حد 105 دلار میتوانند نگهدارند.
ذخایر استراتژیک آنها بهسرعت کاهشیافته و به نقطه صفر نزدیک شدهاند اما به روی خود نمیآورند دنبال یک شگفتانه «نظامی» یا «سیاسی» هستند. به همین دلیل تحرکات خود را هم در حوزه نظامی و هم در حوزه دیپلماسی تشدید کردهاند. مجموعه این تحرکات نتوانسته است جنگافروزان شرور نبرد آخرالزمانی را از تله تردید خارج کند.
4- میلیونها نفر از ایرانیان باغیرت و مصمم هر شب در خیابانها و میادین حضور مییابند و فریاد میزنند، «تنگه را محکم بگیر» نیروهای مسلح و شجاع ما امروز محدوده تنگه را همان باریکه نمیدانند. جغرافیای تنگه وسیعتر از آنکه در نقشه میبینیم و سواحل کشورهایی که میخواهند نفت صادر کنند، انبارهای نفت آنها و حتی اگر نفتکشهایی که به ضربوزور اسکورت عبور کردهاند در دریای عمان و فراتر از آن زیر ضرب قرار دارند. تا راهبرد ، «اگر ما نفت صادر نکنیم هیچکس هم نباید صادر کند» عملیاتی شود.
شرارت و ماجراجوییهای صهیونیستها و آمریکاییها که ما را تهدید میکردند به عصر حجر برمیگردیم تحققنیافته است. اما تهدید ما که میگفتیم دست از ماجراجویی بردارید والا به عصر یخبندان سقوط خواهید کرد، دارد عملیاتی میشود زمستان نزدیک است، ذخایر استراتژیک نفت روبه پایان است. پالایشگاههای نفت زیر ضرب پهپادهای انتحاری و موشکهای نقطهزن است. نفتکشها در محدوده تنگههای هرمز و بابالمندب در حال سوختن است. چاههای نفت در معرض ضربههای جدید است. شعلههای این آتشافروزی در سرتاسر غرب آسیا قابل رویت است. ناظران جهانی میگویند باند جنایتکار ترامپ و نتانیاهو در این آتش میسوزند و ارتش تروریست آمریکا از این منطقه اخراج خواهد شد.
5- یووال نوح هراری نویسنده کتاب پرفروش «انسان خردمند» که خود یک مورخ است اخیرا یک توییت در مورد جنگ علیه ایران به شرح زیر زده است.
«تاریخ انباشته از جنازه امپراتورهایی است که قدرت نظامی را با برتری تمدن اشتباه گرفتهاند ایران یک «کشور - تمدن» است.همه امپراتوریها سعی در دفن کردنش داشتند، بیشتر عمر کرده است. شما نمیتوانید فرهنگی را که در تاروپود شناخت بشری بافتهشده نابود کنید.
85 میلیون نفر بازدیدکننده این توییت بودند.
یک استاد دانشگاه ژاپن در واکنش به این توییت نوشت:
«هراری درست میگوید ایران مانند دی ان ای تمدن است. اگر آن را تغییر دهید. کل ارگانیسم تمدن بشری آسیب میبیند. ما مدیون ثبات فرهنگی ایران هستیم.»



