انتخابات در رژیم اشغالگر برندهای نداشت
صهیونیسم ،از معادله ابهام تا تله سقوط
گروه بین الملل
انتخابات کنست در اراضی اشغالی (۲۷ اکتبر ۲۰۲۶) در شرایطی برگزار شد که «هیچ برندهای وجود ندارد»: و هیچکدام از احزاب به آستانه ۶۱ کرسی برای اکثریت نرسیدند. حالا مسیر آینده نتانیاهو بستگی به این دارد که آیا او میتواند از «دوره انتقالی» به عنوان نخستوزیر موقت برای ادامه بقای سیاسی استفاده کند یا خیر، اما او در حال حاضر در موقعیت تدافعی قرار دارد که توسط دو عامل کلیدی محدود شده است: پروندههای جنایی داخلی و بنبست ساختاری ائتلاف.
بر اساس قانون اساسی اسرائیل، پس از انتخابات، رئیسجمهور هرتزوگ با رهبران احزاب مشورت میکند و سپس به نامزد دارای بیشترین احتمال تشکیل دولت اختیار تشکیل کابینه میدهد. این فرآیند میتواند تا ۶ هفته (به علاوه تمدید) طول بکشد و در صورت شکست، به نامزد دیگری فرصت داده میشود. در طول دوره مذاکرات ائتلافی، نتانیاهو به عنوان نخستوزیر موقت به کار خود ادامه میدهد.با قضاوت بر اساس سابقه اسرائیل (پنج انتخابات در چهار سال از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲)، زمانی که هر دو طرف قادر به تشکیل دولت نباشند، «دوره انتقالی» میتواند ماهها ادامه یابد. برای نتانیاهو، این یک «پناهگاه» حیاتی است: تا زمانی که وضعیت موقت ادامه دارد، او نیازی به واگذاری قدرت ندارد و میتواند از منابع دولتی برای خرید زمان و آمادهسازی برای دور بعدی استفاده کند. برخی تحلیلها نشان میدهند که اگر ائتلاف نهایی شکست بخورد، نتانیاهو ممکن است تا نیمه اول ۲۰۲۷ همچنان به عنوان نخستوزیر موقت باقی بماند و در این مدت ممکن است سیاست خارجی و امنیتی تهاجمیتری را برای تثبیت پایگاه خود اتخاذ کند.
البته بر اساس گزارش واشنگتن پست، نزدیکان ترامپ در حال بررسی طرحی هستند که نتانیاهو و آیزنکوت را وادار به تشکیل دولت وحدت ملی کند. نتانیاهو در مکالمات خصوصی با مقامات آمریکایی و اروپایی متعهد شده است که در صورت ورود به دولت وحدت، از شرکای راست افراطی خود (بنگویر، اسموتریچ) فاصله بگیرد و ائتلاف میانهروتری تشکیل دهد؛ او همچنین خود را «بهترین شریک» برای از سرگیری اقدامات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران معرفی کرده است. با این حال، احتمال اجرایی این طرح به شدت به موضع آیزنکوت بستگی دارد. آیزنکوت علناً تشکیل دولت وحدت با نتانیاهو را رد کرده و حتی تهدید کرده است که در صورت رسیدن به چنین توافقی، از حزب خود استعفا خواهد داد.از طرف دیگر از نظر عددی، اردوگاه آیزنکوت به همراه احزاب عربی از آستانه ۶۱ کرسی عبور میکند. اما این ترکیب دو مانع تقریباً غیرقابل عبور دارد: اول: آیزنکوت و شرکای اردوگاهش (به ویژه لیبرمن) علناً با همکاری با احزاب عربی مخالفت کردهاند؛ دوم: حتی اگر حمایت خارجی (بدون ورود به ائتلاف) احزاب عربی پذیرفته شود، چنین دولت اقلیتی در کنست بسیار شکننده خواهد بود و هر رأیگیری مهمی میتواند باعث سقوط آن شود. بنابراین، این سناریو اگرچه از نظر ریاضی امکانپذیر است، اما از نظر سیاسی هزینه بسیار بالایی دارد.
آنچه بیشتر محتمل است اگر مذاکرات ائتلافی شکست بخورد و هیچ کس نتواند در کنست رأی عدم اعتماد را به نتیجه برساند، کنست منحل خواهد شد و انتخابات مجدد در اوایل ۲۰۲۷ برگزار میشود. برای نتانیاهو، این یک شمشیر دولبه است: از یک طرف، او زمان بیشتری برای بقا به دست میآورد؛ از طرف دیگر، با ادامه پروندههای جنایی و فرسایش مستمر پایگاه رأیدهندگانش و بویژه اختلافات درون حزب لیکود شانس او در دور بعدی کمتر خواهد بود، نه بیشتر.نتانیاهو در حال حاضر با اتهامات کلاهبرداری، رشوه و خیانت در اعتماد روبهرو است. تحلیلها نشان میدهند که اگر او قدرت را از دست بدهد، پروندههای قضایی به سرعت پیش خواهند رفت و احتمال زندان واقعی وجود دارد. این انگیزه اصلی او برای ماندن در قدرت است، نه صرفاً جاهطلبی سیاسی. هرگونه «ائتلاف وحدت» یا «دوره انتقالی» در اصل به معنای به تعویق انداختن روند قضایی است.
مهم ترین پیام سیاسی انتخابات
شکست ائتلاف نتانیاهو، مهمترین پیام سیاسی این انتخابات است. ائتلاف حاکم که در پارلمان پیشین ۶۸ کرسی داشت، اکنون به حدود ۵۳ کرسی رسیده است. نتانیاهو میتواند کسب بیشترین کرسی برای حزب خود را دستاوردی انتخاباتی معرفی کند، اما این نتیجه به معنای پیروزی سیاسی او نیست. معیار اصلی قدرت در پارلمان، توانایی تشکیل ائتلاف و کسب حمایت دستکم ۶۱ نماینده از مجموع ۱۲۰ کرسی است؛ هدفی که بلوک نتانیاهو در شرایط کنونی از دستیابی به آن بازمانده است. در سوی مقابل، آیزنکوت نیز با وجود بهرهمندی از مخالفت بخشهایی از جامعه با نتانیاهو، هنوز نتوانسته است اختلافات میان احزاب مخالف را برطرف کند. اختلاف بر سر مسائل امنیتی، اقتصادی و اجتماعی و همچنین نحوه تعامل با احزاب عربی، تشکیل یک ائتلاف منسجم را دشوار کرده است.
نقش احزاب عربی
افزایش کرسیهای احزاب عربی به ۱۹ کرسی، یکی دیگر از تحولات مهم انتخابات است. این جایگاه میتواند قدرت چانهزنی آنها را افزایش دهد و بر محاسبات دو بلوک اصلی تأثیر بگذارد. با این حال، مخالفت با نتانیاهو الزاماً به معنای حمایت از آیزنکوت یا مشارکت در کابینه او نیست. از همین رو، سرنوشت دولت آینده به مذاکرات سیاسی و میزان انعطافپذیری احزاب مختلف بستگی خواهد داشت.در مجموع، انتخابات اخیر نه پیروزی نتانیاهو را رقم زده و نه زمینه قدرتگیری حتمی رقیب او را فراهم کرده است. کاهش حمایت از ائتلاف حاکم و ناتوانی مخالفان در دستیابی به اکثریت، بار دیگر شکافهای عمیق در ساختار سیاسی رژیم صهیونی را آشکار میکند. این وضعیت میتواند روند تصمیمگیری در سرزمینهای اشغالی را دشوارتر سازد و اختلافات داخلی را تشدید کند. رژیمی که سالها کوشیده است بحرانهای خود را در بیرون از مرزهایش مدیریت کند، اکنون با چالشی جدی در عرصه داخلی مواجه است؛ چالشی که عبور از آن، برای رژیم آسان نخواهد بود.
انتخابات کنست در اراضی اشغالی (۲۷ اکتبر ۲۰۲۶) در شرایطی برگزار شد که «هیچ برندهای وجود ندارد»: و هیچکدام از احزاب به آستانه ۶۱ کرسی برای اکثریت نرسیدند. حالا مسیر آینده نتانیاهو بستگی به این دارد که آیا او میتواند از «دوره انتقالی» به عنوان نخستوزیر موقت برای ادامه بقای سیاسی استفاده کند یا خیر، اما او در حال حاضر در موقعیت تدافعی قرار دارد که توسط دو عامل کلیدی محدود شده است: پروندههای جنایی داخلی و بنبست ساختاری ائتلاف.
بر اساس قانون اساسی اسرائیل، پس از انتخابات، رئیسجمهور هرتزوگ با رهبران احزاب مشورت میکند و سپس به نامزد دارای بیشترین احتمال تشکیل دولت اختیار تشکیل کابینه میدهد. این فرآیند میتواند تا ۶ هفته (به علاوه تمدید) طول بکشد و در صورت شکست، به نامزد دیگری فرصت داده میشود. در طول دوره مذاکرات ائتلافی، نتانیاهو به عنوان نخستوزیر موقت به کار خود ادامه میدهد.با قضاوت بر اساس سابقه اسرائیل (پنج انتخابات در چهار سال از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲)، زمانی که هر دو طرف قادر به تشکیل دولت نباشند، «دوره انتقالی» میتواند ماهها ادامه یابد. برای نتانیاهو، این یک «پناهگاه» حیاتی است: تا زمانی که وضعیت موقت ادامه دارد، او نیازی به واگذاری قدرت ندارد و میتواند از منابع دولتی برای خرید زمان و آمادهسازی برای دور بعدی استفاده کند. برخی تحلیلها نشان میدهند که اگر ائتلاف نهایی شکست بخورد، نتانیاهو ممکن است تا نیمه اول ۲۰۲۷ همچنان به عنوان نخستوزیر موقت باقی بماند و در این مدت ممکن است سیاست خارجی و امنیتی تهاجمیتری را برای تثبیت پایگاه خود اتخاذ کند.
البته بر اساس گزارش واشنگتن پست، نزدیکان ترامپ در حال بررسی طرحی هستند که نتانیاهو و آیزنکوت را وادار به تشکیل دولت وحدت ملی کند. نتانیاهو در مکالمات خصوصی با مقامات آمریکایی و اروپایی متعهد شده است که در صورت ورود به دولت وحدت، از شرکای راست افراطی خود (بنگویر، اسموتریچ) فاصله بگیرد و ائتلاف میانهروتری تشکیل دهد؛ او همچنین خود را «بهترین شریک» برای از سرگیری اقدامات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران معرفی کرده است. با این حال، احتمال اجرایی این طرح به شدت به موضع آیزنکوت بستگی دارد. آیزنکوت علناً تشکیل دولت وحدت با نتانیاهو را رد کرده و حتی تهدید کرده است که در صورت رسیدن به چنین توافقی، از حزب خود استعفا خواهد داد.از طرف دیگر از نظر عددی، اردوگاه آیزنکوت به همراه احزاب عربی از آستانه ۶۱ کرسی عبور میکند. اما این ترکیب دو مانع تقریباً غیرقابل عبور دارد: اول: آیزنکوت و شرکای اردوگاهش (به ویژه لیبرمن) علناً با همکاری با احزاب عربی مخالفت کردهاند؛ دوم: حتی اگر حمایت خارجی (بدون ورود به ائتلاف) احزاب عربی پذیرفته شود، چنین دولت اقلیتی در کنست بسیار شکننده خواهد بود و هر رأیگیری مهمی میتواند باعث سقوط آن شود. بنابراین، این سناریو اگرچه از نظر ریاضی امکانپذیر است، اما از نظر سیاسی هزینه بسیار بالایی دارد.
آنچه بیشتر محتمل است اگر مذاکرات ائتلافی شکست بخورد و هیچ کس نتواند در کنست رأی عدم اعتماد را به نتیجه برساند، کنست منحل خواهد شد و انتخابات مجدد در اوایل ۲۰۲۷ برگزار میشود. برای نتانیاهو، این یک شمشیر دولبه است: از یک طرف، او زمان بیشتری برای بقا به دست میآورد؛ از طرف دیگر، با ادامه پروندههای جنایی و فرسایش مستمر پایگاه رأیدهندگانش و بویژه اختلافات درون حزب لیکود شانس او در دور بعدی کمتر خواهد بود، نه بیشتر.نتانیاهو در حال حاضر با اتهامات کلاهبرداری، رشوه و خیانت در اعتماد روبهرو است. تحلیلها نشان میدهند که اگر او قدرت را از دست بدهد، پروندههای قضایی به سرعت پیش خواهند رفت و احتمال زندان واقعی وجود دارد. این انگیزه اصلی او برای ماندن در قدرت است، نه صرفاً جاهطلبی سیاسی. هرگونه «ائتلاف وحدت» یا «دوره انتقالی» در اصل به معنای به تعویق انداختن روند قضایی است.
مهم ترین پیام سیاسی انتخابات
شکست ائتلاف نتانیاهو، مهمترین پیام سیاسی این انتخابات است. ائتلاف حاکم که در پارلمان پیشین ۶۸ کرسی داشت، اکنون به حدود ۵۳ کرسی رسیده است. نتانیاهو میتواند کسب بیشترین کرسی برای حزب خود را دستاوردی انتخاباتی معرفی کند، اما این نتیجه به معنای پیروزی سیاسی او نیست. معیار اصلی قدرت در پارلمان، توانایی تشکیل ائتلاف و کسب حمایت دستکم ۶۱ نماینده از مجموع ۱۲۰ کرسی است؛ هدفی که بلوک نتانیاهو در شرایط کنونی از دستیابی به آن بازمانده است. در سوی مقابل، آیزنکوت نیز با وجود بهرهمندی از مخالفت بخشهایی از جامعه با نتانیاهو، هنوز نتوانسته است اختلافات میان احزاب مخالف را برطرف کند. اختلاف بر سر مسائل امنیتی، اقتصادی و اجتماعی و همچنین نحوه تعامل با احزاب عربی، تشکیل یک ائتلاف منسجم را دشوار کرده است.
نقش احزاب عربی
افزایش کرسیهای احزاب عربی به ۱۹ کرسی، یکی دیگر از تحولات مهم انتخابات است. این جایگاه میتواند قدرت چانهزنی آنها را افزایش دهد و بر محاسبات دو بلوک اصلی تأثیر بگذارد. با این حال، مخالفت با نتانیاهو الزاماً به معنای حمایت از آیزنکوت یا مشارکت در کابینه او نیست. از همین رو، سرنوشت دولت آینده به مذاکرات سیاسی و میزان انعطافپذیری احزاب مختلف بستگی خواهد داشت.در مجموع، انتخابات اخیر نه پیروزی نتانیاهو را رقم زده و نه زمینه قدرتگیری حتمی رقیب او را فراهم کرده است. کاهش حمایت از ائتلاف حاکم و ناتوانی مخالفان در دستیابی به اکثریت، بار دیگر شکافهای عمیق در ساختار سیاسی رژیم صهیونی را آشکار میکند. این وضعیت میتواند روند تصمیمگیری در سرزمینهای اشغالی را دشوارتر سازد و اختلافات داخلی را تشدید کند. رژیمی که سالها کوشیده است بحرانهای خود را در بیرون از مرزهایش مدیریت کند، اکنون با چالشی جدی در عرصه داخلی مواجه است؛ چالشی که عبور از آن، برای رژیم آسان نخواهد بود.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



