در پازل دشمن بازی نکنیم
عباس محمدیان
در روزها و هفتههای اخیر سطح هشدارها و دامنه تنشها دارد بالا و بالاتر میرود. این یک واقعیت میدانی است، اما فقط در میدان نمیماند که در ما به ازای واقعی آن یعنی میدانِ مجازی یا همان فضای مجازی هم به شدت دنبال میشود. به واقع، در هیاهوی اخبار جنگ، بازار جذب مخاطب و فالوور در بسیاری از کانالهای خبری و تحلیلی داغ میشود حتی داغتر از میدان واقعی.
آنچه باید گفت این است که در میدان واقعی جنگ، ما بخشی از ماجراییم. همه چیز به اراده ما بستگی ندارد، اما در میدان مجازی، اگر از تلاش دشمن در جنگ ترکیبی به سلامت عبور کنیم در میدان خود ساخته مجازی گرفتار خواهیم شد. گرفتار کسانی که حاضرند «همه چیز» را فدای جذب فالوور و دنبال کننده کنند. برایشان لایک مهم است نه بلایی که بر سر افکار عمومی میآورند. آنچه براساس تخصص و تجربه میتوانم بگویم این است که در وضعیتی که گرفتار آن هستیم، همه ما به ویژه در مجازی باید مراقبت کنیم تا بر نگرانی جامعه افزوده نشود. نباید فضاسازی کرد. نباید غبار برافروخت. نباید با بزرگنمایی تهدیدات دشمن، مردم را ترساند. این عملا ایفای نقش در نقشه دشمن است.بازی در پازل عملیات روانی جبهه استکبار و صهیونیسم است. بله، جنگ احتمال بالایی دارد، اما جهان سیاست دنیای احتمالات است. دنیای متغیرهاست. گاه یک متغیر شکل میگیرد و همه چیز را تغییر میدهد. گیریم که هیچ متغیری اتفاق نیفتد. گیریم که همه چیز برای جنگ آماده باشد باز نباید ما با کار غیر حرفهای و ملیستیزانه و ضدایرانی کاری بکنیم که دشمن میخواهد. فضاسازی رسانهای میتواند باعث شکلگیری خطای محاسباتی شود. از آن نوعی که دشمن را به خطایی سوق دهد که میتواند ما را بشکند. این خطاست، اما خطرات زیادی پیامد دارد. چنان که پیش از این و در دو جنگ پیشین داشت. دشمن بر اثر خطای ادراکی و تحلیلی، جنگ را شروع کرد، اما به نتایجی که میخواست نرسید. اما همین شکست او برای ما هم گران و بسیار گران تمام شد. رهبر معظم و فرماندهان عالی و دانشمندان و نوگلان ما به شهادت رسیدند. منابع بزرگ انسانی ما قربانی شدند. سرمایههای مادی ما آسیب جدی دید. این تجربه باید عبرت شود تا ما کاری نکنیم که دشمن به خطای محاسباتی مجدد بیفتد. صحنهآرایی فیک از جامعه او را به طمع میاندازد و الا در واقعیت میدانی ما با آمریکا و رژیم صهیونیستی در نوبتهای قبلی جنگیدهایم. علیرغم برخی خسارتها، ضربات سهمگین و تعیینکننده بر قدرتشیطانی رژیم صهیونی و آمریکا وارد کردیم. هژمون ابرقدرتیشان را شکستیم و به جهان نشان دادیم میشود «ایستاد».
پس در جهان واقعی، احتمال "وقوع جنگ" موضوع جدیدی نیست. هر آن احتمال دارد «ساعت صفر» فرابرسد و جنگ آغاز شود. آنچه ما به عنوان فعالان رسانه در فضای رسمی و مجازی باید انجام دهیم، همان است که هر ایرانی شرافتمند در جای خود انجام میدهد. سرباز در میدان و مردم در خیابان و اهالی رسانه در مدیریت اذهان. ما در پیچ بزرگ تاریخی قرار داریم. درک حساسیت موضوع و فعالیت تمام ساحتی و تمام ایرانی باعث میشوداز این «نبرد تمدنی» سربلند بیرون آییم. رزمندگان در میدان دست به ماشهاند. مردم در خیابان دست هاشان مشت است، رسانه که تمام قد میدانداری کند، مچ دشمن را میخوابانیم و مشتش را باز میکنیم.
در روزها و هفتههای اخیر سطح هشدارها و دامنه تنشها دارد بالا و بالاتر میرود. این یک واقعیت میدانی است، اما فقط در میدان نمیماند که در ما به ازای واقعی آن یعنی میدانِ مجازی یا همان فضای مجازی هم به شدت دنبال میشود. به واقع، در هیاهوی اخبار جنگ، بازار جذب مخاطب و فالوور در بسیاری از کانالهای خبری و تحلیلی داغ میشود حتی داغتر از میدان واقعی.
آنچه باید گفت این است که در میدان واقعی جنگ، ما بخشی از ماجراییم. همه چیز به اراده ما بستگی ندارد، اما در میدان مجازی، اگر از تلاش دشمن در جنگ ترکیبی به سلامت عبور کنیم در میدان خود ساخته مجازی گرفتار خواهیم شد. گرفتار کسانی که حاضرند «همه چیز» را فدای جذب فالوور و دنبال کننده کنند. برایشان لایک مهم است نه بلایی که بر سر افکار عمومی میآورند. آنچه براساس تخصص و تجربه میتوانم بگویم این است که در وضعیتی که گرفتار آن هستیم، همه ما به ویژه در مجازی باید مراقبت کنیم تا بر نگرانی جامعه افزوده نشود. نباید فضاسازی کرد. نباید غبار برافروخت. نباید با بزرگنمایی تهدیدات دشمن، مردم را ترساند. این عملا ایفای نقش در نقشه دشمن است.بازی در پازل عملیات روانی جبهه استکبار و صهیونیسم است. بله، جنگ احتمال بالایی دارد، اما جهان سیاست دنیای احتمالات است. دنیای متغیرهاست. گاه یک متغیر شکل میگیرد و همه چیز را تغییر میدهد. گیریم که هیچ متغیری اتفاق نیفتد. گیریم که همه چیز برای جنگ آماده باشد باز نباید ما با کار غیر حرفهای و ملیستیزانه و ضدایرانی کاری بکنیم که دشمن میخواهد. فضاسازی رسانهای میتواند باعث شکلگیری خطای محاسباتی شود. از آن نوعی که دشمن را به خطایی سوق دهد که میتواند ما را بشکند. این خطاست، اما خطرات زیادی پیامد دارد. چنان که پیش از این و در دو جنگ پیشین داشت. دشمن بر اثر خطای ادراکی و تحلیلی، جنگ را شروع کرد، اما به نتایجی که میخواست نرسید. اما همین شکست او برای ما هم گران و بسیار گران تمام شد. رهبر معظم و فرماندهان عالی و دانشمندان و نوگلان ما به شهادت رسیدند. منابع بزرگ انسانی ما قربانی شدند. سرمایههای مادی ما آسیب جدی دید. این تجربه باید عبرت شود تا ما کاری نکنیم که دشمن به خطای محاسباتی مجدد بیفتد. صحنهآرایی فیک از جامعه او را به طمع میاندازد و الا در واقعیت میدانی ما با آمریکا و رژیم صهیونیستی در نوبتهای قبلی جنگیدهایم. علیرغم برخی خسارتها، ضربات سهمگین و تعیینکننده بر قدرتشیطانی رژیم صهیونی و آمریکا وارد کردیم. هژمون ابرقدرتیشان را شکستیم و به جهان نشان دادیم میشود «ایستاد».
پس در جهان واقعی، احتمال "وقوع جنگ" موضوع جدیدی نیست. هر آن احتمال دارد «ساعت صفر» فرابرسد و جنگ آغاز شود. آنچه ما به عنوان فعالان رسانه در فضای رسمی و مجازی باید انجام دهیم، همان است که هر ایرانی شرافتمند در جای خود انجام میدهد. سرباز در میدان و مردم در خیابان و اهالی رسانه در مدیریت اذهان. ما در پیچ بزرگ تاریخی قرار داریم. درک حساسیت موضوع و فعالیت تمام ساحتی و تمام ایرانی باعث میشوداز این «نبرد تمدنی» سربلند بیرون آییم. رزمندگان در میدان دست به ماشهاند. مردم در خیابان دست هاشان مشت است، رسانه که تمام قد میدانداری کند، مچ دشمن را میخوابانیم و مشتش را باز میکنیم.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



