تکلیف پسافتنه
مسعود پیرهادی
پسافتنه موقعیتی است که هیجانها تا حدی فروکش میکند اما آثارش در ذهنها، روابط و اعتماد عمومی باقی میماند. تجربه نشان داده است که خطر اصلی نه در روزهای التهاب، بلکه در روزهای بعد از آن است؛ زمانی که اگر مراقبت نشود، شکافها به گسل تبدیل میشوند.
پس از هر فتنه، جامعه با طیفی از افراد آسیبدیده روبهروست؛ کسانی که یا در میدان هیجانها قرار گرفتهاند، یا بهواسطه نسبتهای خانوادگی، شغلی و رسانهای با آن فضا مرتبط شدهاند. نگاه این افراد الزاما براندازانه نیست؛ اغلب ترکیبی است از بیاعتمادی، سرخوردگی، احساس شنیدهنشدن و گاه ترس از طرد. نادیدهگرفتن این وضعیت، سادهسازی مسئله است و نتیجهاش تعمیق و تشدید ریزشها خواهد بود.
اولین مراقبت، پرهیز از تعمیم است. تعمیم خطاهای عدهای به یک طیف اجتماعی، بزرگترین خدمت به دوقطبیسازی است. نظام جمهوری اسلامی زمانی توانسته سرمایه اجتماعی خود را حفظ کند که میان «خطا» و «هویت» تفکیک قائل شده و مسیر بازگشت را نبسته است. بستن درها، افراد مردد را به آغوش افراط میراند.
دومین نکته، ترمیم روایت است. پس از فتنهها، میدان روایت رها نمیشود. اگر روایت رسمی، صادقانه، دقیق و همدلانه نباشد، روایتهای رقیب جای آن را میگیرند. گفتنِ واقعیت، حتی اگر تلخ باشد، بسیار کمهزینهتر از سکوت یا روایتهای ناقص است. مردم تاب حقیقت را دارند؛ آنچه اعتماد را میسوزاند، احساس پنهانکاری است.
سوم، بازسازی پلهای اجتماعی است. نخبگان فرهنگی، اساتید، روحانیون محلی، فعالان اجتماعی و حتی خانوادهها نقش واسط دارند. سپردن همهچیز به سازوکارهای سخت، خطاست. جامعه با زبان رابطه ترمیم میشود، نه فقط با زبان دستور. گفتوگوهای محلی، نشستهای تخصصی و شنیدن بیواسطه اعتراضها، از ملزومات این مرحله است.
چهارم، عدالت بدون هیجان. برخورد با جرم و تخلف باید قاطع اما عادلانه و شفاف باشد. افراط در تساهل، بیعدالتی میآورد و افراط در سختگیری، کینه میسازد. نظام زمانی مقتدر است که عدالتش قابل فهم و قابل دفاع برای افکار عمومی باشد.
پنجم، بازتعریف امید عملی. شعار امید، بدون نشانههای عینی در اقتصاد، معیشت، و حکمرانی، کارساز نیست. جبران ریزشها نیازمند اصلاحات ملموس، مبارزه بیملاحظه با فساد و ارتقای کارآمدی است. امید، محصول عملکرد است نه تبلیغ.
در نهایت باید پذیرفت که پسافتنه، زمان صبر فعال است؛ صبری که با تدبیر، گفتوگو و اصلاح همراه باشد. جمهوری اسلامی زمانی از این مقاطع عبور موفق داشته که به جای حذف، جذب کرده؛ به جای برچسب، توضیح داده؛ و به جای دوقطبی، بر مشترکات ملی و دینی تکیه کرده است. مراقبت امروز، تضمین امنیت و انسجام فرداست.
پسافتنه موقعیتی است که هیجانها تا حدی فروکش میکند اما آثارش در ذهنها، روابط و اعتماد عمومی باقی میماند. تجربه نشان داده است که خطر اصلی نه در روزهای التهاب، بلکه در روزهای بعد از آن است؛ زمانی که اگر مراقبت نشود، شکافها به گسل تبدیل میشوند.
پس از هر فتنه، جامعه با طیفی از افراد آسیبدیده روبهروست؛ کسانی که یا در میدان هیجانها قرار گرفتهاند، یا بهواسطه نسبتهای خانوادگی، شغلی و رسانهای با آن فضا مرتبط شدهاند. نگاه این افراد الزاما براندازانه نیست؛ اغلب ترکیبی است از بیاعتمادی، سرخوردگی، احساس شنیدهنشدن و گاه ترس از طرد. نادیدهگرفتن این وضعیت، سادهسازی مسئله است و نتیجهاش تعمیق و تشدید ریزشها خواهد بود.
اولین مراقبت، پرهیز از تعمیم است. تعمیم خطاهای عدهای به یک طیف اجتماعی، بزرگترین خدمت به دوقطبیسازی است. نظام جمهوری اسلامی زمانی توانسته سرمایه اجتماعی خود را حفظ کند که میان «خطا» و «هویت» تفکیک قائل شده و مسیر بازگشت را نبسته است. بستن درها، افراد مردد را به آغوش افراط میراند.
دومین نکته، ترمیم روایت است. پس از فتنهها، میدان روایت رها نمیشود. اگر روایت رسمی، صادقانه، دقیق و همدلانه نباشد، روایتهای رقیب جای آن را میگیرند. گفتنِ واقعیت، حتی اگر تلخ باشد، بسیار کمهزینهتر از سکوت یا روایتهای ناقص است. مردم تاب حقیقت را دارند؛ آنچه اعتماد را میسوزاند، احساس پنهانکاری است.
سوم، بازسازی پلهای اجتماعی است. نخبگان فرهنگی، اساتید، روحانیون محلی، فعالان اجتماعی و حتی خانوادهها نقش واسط دارند. سپردن همهچیز به سازوکارهای سخت، خطاست. جامعه با زبان رابطه ترمیم میشود، نه فقط با زبان دستور. گفتوگوهای محلی، نشستهای تخصصی و شنیدن بیواسطه اعتراضها، از ملزومات این مرحله است.
چهارم، عدالت بدون هیجان. برخورد با جرم و تخلف باید قاطع اما عادلانه و شفاف باشد. افراط در تساهل، بیعدالتی میآورد و افراط در سختگیری، کینه میسازد. نظام زمانی مقتدر است که عدالتش قابل فهم و قابل دفاع برای افکار عمومی باشد.
پنجم، بازتعریف امید عملی. شعار امید، بدون نشانههای عینی در اقتصاد، معیشت، و حکمرانی، کارساز نیست. جبران ریزشها نیازمند اصلاحات ملموس، مبارزه بیملاحظه با فساد و ارتقای کارآمدی است. امید، محصول عملکرد است نه تبلیغ.
در نهایت باید پذیرفت که پسافتنه، زمان صبر فعال است؛ صبری که با تدبیر، گفتوگو و اصلاح همراه باشد. جمهوری اسلامی زمانی از این مقاطع عبور موفق داشته که به جای حذف، جذب کرده؛ به جای برچسب، توضیح داده؛ و به جای دوقطبی، بر مشترکات ملی و دینی تکیه کرده است. مراقبت امروز، تضمین امنیت و انسجام فرداست.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه
-
تکلیف پسافتنه
-
هرگونه ماجراجویی جدید آمریکا با شکست دوباره مواجه میشود
-
واشنگتن همه گزینهها را آزمود و هر بار شکست خورد
-
استبداد کبیر آمریکایی
-
مسجد از سنگر بیدارکننده تا عمارت خاموش
-
فرجام بازی اروپا در زمین واشنگتن
-
بنبست تهدیدهای آمریکا
-
بودجه با نیازهای معلولان فاصله دارد
-
تولید در تنگنای نقدینگی
-
جبهه حق پیروز نهایی تحولات منطقه است



