در کدام اقلیم مانده‌ایم؟

تغییرات اقلیمی دیگر یک تهدید دوردست نیست، بلکه واقعیتی است که تأثیرات آن در سراسر جهان، از یخچال‌های طبیعی ایسلند تا خشکسالی‌های شدید در ایران نمایان است. ایران به‌عنوان یکی از آسیب پذیرترین کشور‌های منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در برابر تغییرات اقلیمی، سال‌ها است که دستخوش عوارض ناشی از آن است و این تغییرات در گام نخست با کاهش بارندگی و افزایش دما خود را نشان داده است.
«پیش‌بینی می‌شود دمای کشور تا سال ۲۰۳۰ افزایش یابد. تغییرات رواناب تمامی حوضه‌ها تا سال ۲۰۳۰ نیز کاهشی خواهد بود و بیشترین درصد کاهش رواناب به ترتیب مربوط به حوضه‌های بندرعباس- سدیج، کرخه و کارون است. در چنین شرایطی امکان بروز خشکسالی‌های شدید و سیلاب‌های شدید افزایش می‌یابد؛ چرا که با افزایش دو درجه دمای کشور، حدود ۲۷ میلیارد مترمکعب بر حجم تبخیر کشور افزوده شده و میزان تغذیه آب زیرزمینی تا حدود ۲۰ درصد کاهش می‌یابد و نهایتا تأمین آب شرب در اکثر کلان شهرهای کشور نیز در آینده با مشکل مواجه خواهد شد. تغییر اقلیم در ایران با توجه به موقعیت آن در کمربند عرض جغرافیایی میانی، تغییرات زیست محیطی چالش‌های قابل توجهی را برای ایران ایجاد می‌کند؛ بیش از ۸۲ درصد ایران به عنوان مناطق خشک و نیمه‌خشک طبقه‌بندی شده و بارش سالانه کمتر از یک سوم میانگین جهانی است (میانگین بارش تجمعی کشور حدود ۲۳۷ میلیمتراست).» (1) 
طبق گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، دمای هوا در ایران با میانگین ۵۰ تا ۵۴ درجه سانتی‌گراد در فصول گرم سال همچنان در حال افزایش است و گزارش‌های اخیر حاکی از آن است که منطقه خاورمیانه و ایران در دهه‌های آینده شاهد افزایش میانگین دمای ۲/۶ درجه سانتی‌گراد و کاهش ۳۵ درصدی بارندگی است. از این رو، تغییر اقلیم در ایران و خاورمیانه شدیدتر از مناطق دیگر جهان است. 
با‌این‌حال تغییر اقلیم در ایران هنوز شعاری است که پیوستی برای آن نیست و برهمین اساس مجله محیط‌زیستی صنوبر در مطلبی با ارائه چند پرده، عدم توجه نسبت به تغییرات اقلیمی را روایت کرده که به جهت اهمیت، در ادامه مشروح آن را از نظر می‌گذرانیم.(2) 
انگار ما در اقلیمی دیگر زندگی می‌کنیم!
پرده اول- چهره پُف‌کرده مأمور واحد فضای سبز شهری که در صبحگاهانِ تابستان در کنارِ شیر آبِ ماشین آب‌رسانی مشغول انجام مأموریت خود است، خودنمایی می‌کند. بیش از نیمی از آبِ آب‌رسانی به‌راحتی به آسفالت خیابان سرازیر می‌شود. خوش‌بینانه میزان آبی که برای آبیاری استفاده می‌شود ۵۰ درصد است. معلوم نیست چند صد لیتر یا چند هزار لیتر در شهر کوچکی مثل لاهیجان در شمال ایران، هرروزه هدر می‌رود. تا آن‌جا که به ما آموخته‌اند برای بهره‌برداریِ بهینه و صرفه‌جویانه بهتر است آبیاری فضای سبز هنگام غروب یا شب انجام شود تا بخش کمتری از آب مورد استفاده در آبیاری، تبخیر شود و بیشتر آن به زمین نفوذ کند. از شمال تا جنوب در بسیاری از مناطق همچنان در بخش بزرگی از این فلات گرمازده و خشک، ماشین‌های آبیاری صبح‌ها به کار آبیاری فضای سبز شهری می‌پردازند. داستانی کهنه ولی ادامه‌دار. تهران، کفِ پیاده‌رو و جداول و تا حدودی آسفالت خیس است. دقت می‌کنی و می‌بینی که آب‌فشان‌ها در حال پاشیدن آب به اطراف هستند، عجیب این‌که بخش زیادی از آبی که پخش می‌کنند به فضای سبز نمی‌رسد. حتی این آب‌فشان‌ها هم صبح‌ها مشغول فعالیت هستند. تعجب می‌کنی وقتی بعد از مدت‌ها گذارت به تهران افتاده و انتظار می‌داشتی با این وضعیت خشکی و کمبود آب و تغییر آب‌وهوا، حال‌وهوای مدیریتی و دولتی در مصرف آب تغییری کرده باشد یا حداقل تحولی در رفتار مدیریت و عوامل اجرایی دستگاهی چون شهرداری کلان‌شهر تهران رخ داده باشد. خشک بودن ایران که خصیصه ذاتی این کشور بوده بماند، پس این همه هشدار کم‌آبی و تأثیرهای گرمایش جهانی و تغییر آب‌‌وهوا چه شد؟ واقعا در این چند دهه، اتفاقی در آب‌وهوای تهران نیفتاده است؟ آیا بارش کمتر نشده؟ فکرش را می‌کنی مشغول دغدغه‌های دیگر می‌شوی. مجالی نیست. انگار که باید دید و ندید. مگر همین مسئولان به مردم هشدار کاهش منابع آبی نمی‌دهند؟ خب بیاییم از همین کارهای کوچک، عملی و البته مؤثر شروع کنیم. ما تازه می‌خواهیم شروع کنیم، مجالی برای مقایسه با دیگر کشورهای جهان نیست. حرف‌ها آن‌قدر تکراری است که شاید هیچ کنشگری نباشد که نداند، انگار ما در اقلیمی دیگر زندگی می‌کنیم، و دنیا در جای دیگر.
 عدم همسازی معماری با آب‌وهوای ذاتی کشور
پرده دوم- نگاهی به معماری فضاها و ساختمان‌های شهری ایران در جای‌جای کشور، نشان از تکرار سبک‌های مختلفی دارد که در هر برهه‌ای آشکارا همه‌گیر شده ‌است. فارغ از تفاوت‌های جغرافیایی و آب‌وهوایی، هرچند ما میراث‌دار یکی ‌از مهم‌ترین و ارزشمندترین معماری‌های همساز با آب‌وهوا از بادگیرهای جنوب ایران گرفته تا خانه‌های مسکونی شمال با ترکیب معماری خاص خود در جهان هستیم؛ دقت در مصالح و معماری و فلسفه وجودی بسیاری از سبک‌های ساخته‌شده معماری در فضای فعلی ایران، حاکی از کمتر اراده‌ای در جهت همسازی با آب‌وهوای ذاتی کشور و همچنین هرگونه سازگاری با شرایط گرمایش جهانی و تغییر آب‌وهواست. ظاهرا تنها راه مقابله با گرمایش جهانی و آسایش انسان در ایران در فضای ساختمان تهویه مطبوع است. عموما این مشکل به ساده‌ترین شکل ممکن با استفاده از سامانه‌های تهویه قوی‌تر رفع می‌شود. کاری به شهرهای خلاق و سازگار با تغییر آب‌وهوا در جهان و حتی در جنوب خلیج‌فارس نداریم که در این کشورهای ثروتمند و تشنه پرستیژ و رقابت، در حال ساخته شدن است. از نئوم در عربستان تا شهرسبز در امارات. انگار در ایران، همه‌چیز متفاوت است.
 کاشت درخت بدون توجه به شرایط اقلیمی
پرده سوم- در گوشه‌وکنار شهر رشت پرسه می‌زنی. کوچه‌های شهر تغییر کرده‌اند، مملو از ساختما‌ن‌های چندطبقه. طیف رنگی کرم، خاکستری، سفید. همه رنگ می‌بینی جز رنگ سبز. سِیر می‌کنی، کوچه‌های محلات مرفه‌تر، کوچه‌های محلات ضعیف‌تر، رنگی از سبزی نمی‌یابی. عجیب است در پایتخت یکی از سبزترین مناطق کشور قدم می‌گذاری، ولی کمتر فضایی برای پوشش گیاهی در کوچه‌ها و خیابان‌های فرعی می‌بینی. پوشش گیاهی که برای زنده ماندن در این شهر، حتی نیاز به آبیاری در اکثر روزها و ماه‌های سال ندارند و آب باران برای‌شان کفایت می‌کند. وضعیت وقتی بغرنج‌تر می‌شود که به خیابان‌های اصلی این شهر دقت می‌کنی. برخی خیابان‌ها اصلا پوشش گیاهی و ردیف درختان دو سوی خیابان را نمی‌بینی، در برخی دیگر همان پوشش سابق هم مانند دندان‌های افتاده است: یکی هست یکی نیست. کاری به کج‌اخلاقی و بی‌سلیقگی نداریم که  اگر هم چیزی کاشته شده، بدون توجه به اقلیم و سازگاری محیطی منطقه بوده است. هرکس، هرچه خواست کاشت، بدون دقت به نوع گونه‌هایی که از قبل کاشته شده‌ است. آن‌چه در زمینه تغییر آب‌وهوا می‌دانیم و اقدام در برابر آن، مگر بحث افزایش تاب‌آوری، کاهش تبعات و سازگاری نیست؟ شاید ارزان‌ترین روش در مقابله با گرمایش جهانی، چیزی جز کاشت درخت نیست آن هم در فضای شهری. انگار تغییر آب‌وهوا در کره‌ای دیگر و جغرافیایی دیگری غیر از فلات ایران رخ داده است.
 کارهای کوچک، اثرگذار و عملیاتی؛ حلقه گم‌شده در برنامه‌ریزی‌ها
این سه مثال از ابتدایی‌ترین مسائل شهری هستند که در مسائل مرتبط با سازگاری، تاب‌آوری و کاهش تبعات در مقابل تغییر اقلیم باید به آن‌ها پرداخته می‌شد. کارهای کوچک، اثرگذار و عملیاتی. حتی این حلقه گم‌شده در کمترین برنامه‌ریزی‌ها و برنامه‌های عملیاتی شهری ایران جایی ندارد. با این‌که برخی از نشانه‌های تغییر آب‌وهوا هرروزه به شکل رنگ‌هایی در طیفِ گرمِ نارنجی و قرمز در نقشه‌های تحلیل شرایط آب‌وهوایی ایران و نقشه‌های پیش‌یابی از سوی دستگاه‌های متولی تهیه می‌شود. رنگ‌های زرد، نارنجی و قرمز. این رنگ‌ها یا در نمودارها و نقشه‌هایی که در سال زراعی افتاده یا رویدادهای پیش‌ رو به فراوانی دیده می‌شود. تابستان گرم، زمستان گرم، بهار گرم؛ گرمی صفت مشخصه توصیف شرایط آب‌وهوایی اکثر مناطق کشور شده ‌است.
در شرایط بارشی و نقشه‌های خشکسالی نیز این اتفاق با شدت‌های مختلف در حال تکرار است و مشکل آن‌جاست که وقتی نوبت به شرایط نرمال و بالاتر از نرمال می‌رسد یعنی ظاهر شدن رنگ‌های آبی در پیش‌بینی‌های بلندمدت ماهانه و فصلی، ترس باریدنِ بسیار، به میان می‌آید. حال‌آن‌که این ترس بی‌دلیل نیست؛ سیل‌هایی که در گوشه‌وکنار کشور رخ می‌دهد یکی پس از دیگری با نشانه‌هایی از تغییر اقلیم همراه هستند اگر نخواهیم همه تقصیرها را گردن آن بیندازیم! اما بازی با رنگ‌ها، شاید سبب مثله شدنِ برخی از واقعیت‌هایی شود که به آن دچار هستیم.
چندین سال است که نقشه‌های تولیدشده در سازمان هواشناسی، شامل نقشه‌های ناهنجاری‌های بارش و خشکسالی است. این نقشه‌ها عمدتا در جلسات کارشناسی مرتبط با برنامه‌ریزی‌های کشاورزی و مدیریت منبع آبی استفاده می‌شود. این‌که چه تصمیماتی در این زمینه گرفته می‌شود موضوع بحث ما نیست. آن‌چه مسلم است، تکرار یک الگوی همیشگی و پیامی یکسان است. ما در این سال آبی، درگیر پدیده خشکسالی هستیم! نگاهی به تعریف خشکسالی و فسلفه آن اما، در تضاد با نگاه و گفتمان موجود در جلسات هم‌افزایی و مدیریت آب در ایران است.
 آیا در یافتن مفهوم خشکسالی و خشکی، دچار اشکال ادراکی نشده‌ایم؟
خشکسالی پدیده‌ای موقتی با بازه متفاوت است. آیا ما هنوز که هنوز است در بخش‌های زیادی از کشور دچار پدیده خشکسالی هستیم؟ آیا ما در یافتن مرز باریک مفهوم خشکسالی و خشکی دچار اشکال ادراکی نشده‌ایم؟ تا به کی خشکسالی! در ‌ظاهر ماهیت دوام این شرایط به احتمال زیاد نشانی از زایش شرایط خشکی برای بسیاری از مناطق ایران شده که قبلا از آب‌وهوای نیمه‌خشک برخوردار بودند. درک هرکدام از این شرایط، به درک بهتر مسئله کمک می‌کند. وقتی مسئله را بشناسی و ابعاد آن را بیابی، شاید بتوان برای آن درمانی پیدا کرد. سؤال این است: خشکی یا خشکسالی؟
تغییر اقلیم در ایران هنوز شعاری است که پیوستی برای آن نیست. شاید یکی از دلایل توجه به آن، موردِ دسترس بودن آن برای ارائه یک مقصر برای بسیاری از اتفاقات و خساراتی است که در ایران رخ می‌دهد. 
تغییر اقلیم در ایران نه دیگر در حالتی زیرپوستی، بلکه به شکلی عیان در حال نبرد است. نبردی تن‌به‌تن با تک‌تک افرادی که در این جغرافیا زیست می‌کنند. می‌تازد، می‌بَرَد، می‌کشد. خاکی را به توبره می‌کشد و برای بسیاری، خاطره‌ای از سرزمین آبا و اجدادی به جا می‌گذارد. تغییر اقلیم مسئله چرنوبیل ایران است. چرنوبیلی که نه با سرعت بلکه با قدرت حق حیات را از ما می‌ستاند. این بدان معنا نیست که ما خیلی زود چهره‌ای تکیده و تباه‌شده از ایران ببینیم، اما این سرطان جانکاه خوش‌خیم نیست…
پی نوشت‌ها:
1-منتشر شده در خبرگزاری ایسنا
2- نگارندگان: نیما فریدمجتهدی-سمانه نگاه
در کدام  اقلیم مانده‌ایم؟