ما و نسخه‌های خدا 

سید مقدام حیدری
نسخه‌های خدا برای به‌بود زندگی و خوش‌بختی‌مان در دنیا، از جنس همان نسخه‌ای است که به مادر موسی داد. فرمود: بچه‌ات را در آب انداز اگر نگرانشی! هر چه این نسخه را آدم ورانداز می‌کند، بیش‌تر به راه‌کار سربه‌نیست کردنِ موسی می‌ماند تا حفظ و نجاتش. این، سبکِ کار خداست. دین خدا هم به همین سبکِ غلط‌انداز تنظیم شده است.  هم احکامِ تقوای فردی چنین می‌نمایند که انسان را دست کم در دنیا به مهلکه می‌اندازند، هم الزامات و قید و بندهای تقوای اجتماعی جوری است که چشم انسان آب نمی‌خورد جامعه بتواند با این حرف‌ها اداره شود و خیری ببیند. از این رو، از اول تاریخ تا کنون، انسان برای این که خوش‌بخت‌تر باشد و آسوده‌تر زندگی کند، یا دست از دین کشید و انبیا را تکذیب کرد، یا به دین حداقلی بسنده کرد و هر جا نیاز بود، از چنگ دین در رفت که حظی چند از لذت ببرد و از رنج‌هایش کمی بکاهد. این را در تاریخ تمدنِ گناه و عصیان باید نوشت که داستان گناه بسیاری از بنی‌آدم از این قرار بود. 
انسان، هزاران سال در نکبت و شقاوت و تنگ‌نا زندگی کرد و بارها برای حفظ موساهایش کوشید و تلاشش به سرانجام نرسید. اما توی کَتَش نرفت و جگر نکرد که موسی را به رود بسپارد. بناچار نکبت دید و محنت کشید و هر چه کوشید خود را از چاله برهاند، در چاه افتاد. تاریخ تمدن بشر، تاریخ آزمون و خطاهای احمقانه و ابلهانه‌ او برای حفظ موسای خویش است؛ بی آن که بخواهد به خدا اعتماد کند و مدتی دست از موسی بشوید. ولایت انبیا را نپذیرفت که نکند زیادی سخت بگیرند و اوقاتش را کمی تلخ کنند. خواست بدون ولایت انبیا، به تنهایی خودش را اداره کند تا بدون سخت‌گیری‌ها و تلخ‌کامی‌های انبیا زندگی شیرینی برای خود ردیف کند. شد همین که می‌بینی؛ تاریخی تاریک و سیاه، پر از کشتار‌ و ستم و پستی و پلشتی.
امروز، هم‌چنان ما ملت و دولت، در مراحلِ راقی و ان‌شاءالله واپسینِ آزمون و خطای حفظ موسی، بدون نسخه‌ی خدائیم. نمره‌ ولایت‌مداری و اعتماد به خدای ملت شریف ما بالاست، اما هنوز جای کار دارد. هنوز راه‌نمایی و خط‌دهی ره‌بر را کنار می‌گذاریم و به بهانه‌های گوناگون و عناوین مختلف، با آمریکا مذاکره می‌کنیم؛ بل‌که امنیت‌مان تَرَک برندارد و اقتصادمان نفسی تازه کند. در انتخابات‌ها بیش‌تر سراغ کسانی رفته‌ایم که از مذاکره دم زدند و قول دادند بدون مقاومت و جهاد، کار را دربیاورند. خب نتیجه؟! جنگ از بیرونِ مرزها به درون کشیده شد. فاصله‌ی بین فتنه‌ها کم و کم‌تر شد. هزینه‌های جانی و مالی بیش‌تر شد و کام ما مردم تلخ‌تر.
حرف‌های اقتصادِ اسلامی و نسخه‌ بروزش یعنی اقتصاد مقاومتی را مدیران ما به کناری نهاده‌اند. شاید چون غیر کاربردی و نامعقول پنداشته‌اند. در عوض چسبیده‌اند به نسخه‌های لیبرالیسم آمریکایی تا بل‌که از حرف‌های آدام اسمیت، فردریش هایک و میلتون فریدمن برکت به سفره‌ شیعیان علی بن ابی‌طالب(ع) ببارد!
از قانون حجاب و این روزها از حرمت تبرّج کوتاه آمده‌ایم تا لابد راحت‌تر و بی‌چالش‌تر و خوش‌بخت‌تر زندگی کنیم. خب نمی‌شود. و روز‌به‌روز می‌بینید که بیش‌تر نمی‌شود. نسخه همان است؛ موسی را به رود بینداز و منتظر بازگشتش باش. 
حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمود: هر گاه مردم برای آباد کردن دنیای‌شان، بی‌خیالِ بخشی از دین‌شان شدند، درد و بلای بدتری دامن‌شان را گرفت؛ «لَا يَتْرُكُ النَّاسُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ دِينِهِمْ لِاسْتِصْلَاحِ دُنْيَاهُمْ إِلَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُوَ أَضَرُّ مِنْه‌» [نهج البلاغه خ106] راه دفع بسیاری از رنج‌ها و نابسامانی‌ها پذیرش خطر و رنج نسخه‌های هر چند غلط‌اندازِ خداست. چندی پیش حضرت آقا فرمود: «ما فصل مُشبعی را حرکت کرده‌ایم؛ این سربالایی، این شیب تند را عبور کرده‌ایم، به قلّه‌ها نزدیک شده‌ایم.» این سخن آقا نویدبخش این است که ان شاء الله ما ملت و دولت به واپسین مراحل کنار نهادن نسخه‌های خدا، و آزمون و خطاهای تلخ و پرعبرت نزدیک شده‌ایم. ان شاء الله دیر نخواهد بود آن روزی که هیچ نامزدی نتواند با وعده‌های آزادی گناه، از ما مردم رأی بگیرد. 
دوران پس از ظهور امام زمان(عج) دوران آبادانی و فراوانی و نعمت و آسایش و امنیت است. در آن زمان، مردم پس از دورانی تلخ و طولانی از کنار گذاشتن نسخه‌های خدا و اعتماد به حرف‌های فریبنده‌ طاغوت، یک‌باره از هر چه طاغوتی و غیر خدایی است، متنفر می‌شوند و سبک زندگی و راه‌کارهای خدا را می‌پذیرند. و آن‌گاه زمین، پس از هزاران سال ویرانی، آباد خواهد شد.
ما و نسخه‌های خدا