«رسالت» بررسی میکند:
تفریح و فراغت رو به فراموشی
وقتی تفریح و سرگرمی را از زندگی حذف کنیم، آنچه جایگزین میشود، خستگی و دلمردگی است؛ این نکته را شاید میان زندگی روزمره و کار و مسئولیتها از خاطر برده باشیم. واقعیت این است که اغلب مردم تعریف و انتخابی برای تفریح ندارند و شاید بتوانند یکبار در سال به سفر بروند که البته آنهم عمومیت ندارد. اگرچه زندگی روزمره نیاز به یک سرگرمی مداوم هفتگی دارد اما با کاهش قدرت خرید خانواده، تفریح و فراغت جزو کالاهای لوکس قلمداد میشود. بنابراین افرادی که در دهکهای پاییندرآمدی قرار دارند کمتر میتوانند برای کالاهایی که در مرتبه بعدی اهمیت نسبت به کالاهای ضروری قرار دارند، هزینه کنند.
اوقات فراغت به وقتی گفته میشود که فرد خواب نیست اما در حال انجام کار روزانه هم نیست. افراد برحسب علاقه و امکاناتی که دارند تصمیم میگیرند این زمان را چگونه و با چه کسانی بگذرانند. اوقات فراغت ازآنرو اهمیت دارد که انرژی تحلیلرفته فرد را به او برمیگرداند و او را برای انجام فعالیتهای کاری آماده میکند.
مطابق تأکیداتی که در رسانهها صورت گرفته «هزینههای بخش تفریح و سرگرمی به سمت هزینههای ضروریتر مانند خوراکیها و آشامیدنیها سرازیر شده است. به همین دلیل میتوانیم بگوییم که خانوار ایرانی در دهه اخیر هزینه کمتری برای گذران اوقات فراغت خود قائل شدهاند. این در حالی است که خانواده یکی از نهادهای مهم اجتماعی بوده و درواقع خانواده هسته بنیادین نظام اجتماعی است. بنابراین میتوان گفت که کارکرد درست بسیاری از نهادهای اجتماعی هم وابسته به کارکرد نهاد خانواده است. درحالیکه تفریح و سرگرمی محملی برای رفع اضطراب، افزایش نشاط و آرامش در خانواده است، حذف و کاهش آن میتواند به معنای حذف اثرات مثبت تفریح بر سلامت روانی و اجتماعی اعضای خانواده و درنتیجه کارکردهای درست خانواده شود. با حذف پارامترهایی که میتواند وضعیت نهاد خانواده را بهبود ببخشد، میتوان انتظار داشت که خانواده با چالشهای جدیای روبهرو شود و درنتیجه، این چالشها بهکل جامعه تسری پیدا کند.»(1)
اوقات فراغت زمانی برای اتلاف وقت و بیهودگی نیست
دكتر احمد پدرام در قامت روانشناس ضمن تأکید بر اینکه شواهد موجود از زندگی و درآمد مردم نشان میدهد که با شدت یافتن تنگناهای مالی، تفریح و سفر و سرگرمی در جامعه در حال فراموشی است، میگوید: «صرفنظر از مسئله اقتصادی، بسیاری از افراد جامعه ما هنوز نمیدانند که اوقات فراغت زمانی برای اتلاف وقت و بیهودگی نیست، بلکه زمانی برای پویایی و رشد است. اوقات فراغت به معنای فراغ بال بودن است، چنانچه افراد جامعه دچار دغدغه و فشارعصبی باشند نمیتوانند بهدرستی به اوقات فراغت خود بیندیشند، بنابراین روند برنامهریزی نیز با کاستی روبهرو میشود. در این میان گرفتاریها و چالشهای اقتصادی نیز، تا حد زیادی آرامش را از خانوادهها سلب میکند و فکر و فشار روانی این موضوع، تفریح و فراغت را به حاشیه میراند.»
این روانشناس در ادامه تأکید میکند: «این روزها بخش بزرگی از خانوادهها امکانی برای فراغت و تفریح ندارند، حال اینکه این مقوله میتواند نقش شایانی در افزایش خوشبینی و امید داشته باشد، اوقات فراغت را نباید به یک دوره زمانی خاص محدود کرد، زیرا اوقات فراغت بهعنوان پرورش و شتابدهنده صفات مثبت انسانی، باید در هرروز زندگی شخص وجود داشته باشد. بدون تردید تأمین فراغت برای کیفیت زندگی همان قدر اهمیت دارد که تأمین سلامت و آموزش. درواقع، حق فراغت بهعنوان یکی از حقوق اصلی و اساسی همعرض با حقوقی چون حق حیات، سلامت، بهداشت و آموزش است که خود نشاندهنده اهمیت آن در زندگی انسان است. بهویژه در جهان امروز که خستگی و بیحوصلگی ناشی از فشار و استرس کار و شرایط زندگی به جزئی جداناشدنی از تجربه زیسته همه انسانها تبدیل شده است.»
پدرام با بیان اینکه بعضی افراد به دلیل نداشتن بودجه لازم برای تنوع در تفریح، از فعالیتهای تکراری برای اوقات فراغت استفاده میکنند، میگوید: «تفریح خیلی از افراد در سالیان اخیر به علت مشکلات اقتصادی، به خواندن خبرها یا تماشای تلویزیون محدود شده و به این موارد نمیشود تفریح گفت. بنابراین خوب است که افراد سفر بروند اما، در این شرایط میپذیریم که افراد زیادی توانایی مالی انجام این کار را ندارند اگر ما جامعهای را فرض کنیم که افراد بضاعت مالی لازم را داشته باشند باید هر سه ماه یکبار سفر بروند. اینکه تماموقت ما پای تلویزیون یا موبایل گذاشته شود سلامت روان را تهدید میکند.»
سعيد عرفانی، دانشآموخته جامعهشناسي دانشگاه تهران نیز دراین زمینه میگوید: «فراغت وقتی است که شخص نه کار میکند و نه استراحت. در این وقت فرد به سینما یا تئاتر یا مسافرت میرود، تلویزیون تماشا میکند، روزنامه مطالعه میکند، با دیگران گپ میزند، در مجامع و انجمنهای مختلف شرکت میکند، گاهی اوقات حتی به نمایشگاه میرود و بالاخره مجموع فعالیتهایی را انجام میدهد که این فعالیتها عملا انرژی از دسترفته او را بازمیگردانند و فرد احساس میکند که بخشی از یک جامعه است چون با این گذران اوقات فراغت در معرض بقیه بخشهای جامعه قرار میگیرد. مثلا فرد وقتی فیلم نگاه میکند در یک پروسه اجتماعی شرکت میکند یا وقتی مسافرت میرود در تعامل با دیگران قرار میگیرد و حس اجتماعیاش تقویت میشود؛ فعالیتهایی که اساسا انرژی از دسترفته را به فرد برمیگردانند. بنابراین بدون شک کار امروز نیاز به فراغت دارد و این فراغت عملا میتواند قوای دماغی، اجتماعی و روحی فرد را به او برگرداند و به این وسیله دوباره فرد میتواند انرژی جدیدی بگیرد. مضاف بر اینکه بهعنوان عضوی از جامعه احساس پیوند با جامعه میکند.»
فعالیتهای اجتماعی در اوقات فراغت تقویت میشود
عرفانی تصریح میکند: «هر جا که افراد اشتیاقی به ادامه کار ندارند زنگ خطری است که نشان میدهد فرد نیاز بیشتری به بازیافت نیروی دماغی و اجتماعی دارد. اوقات فراغت افراد گاهی ممکن است با اعضای خانواده طی بشود. رفتوآمد با خانواده و فامیل برای برخی افراد اوقات فراغت محسوب میشود. افراد مسئولیتهای اجتماعیشان را در اوقات فراغت به انجام میرسانند. اگر اوقات فراغت حذف بشود این مسئولیتها بر زمین میماند؛ مثلا مسئولیت کمک به همنوعان و کمک و همنوایی با خانواده بهعنوان پدر و مادر یا فرزند مسئولیتهایی هستند که در اوقات فراغت افراد انجام میشود. حال اگر اوقات فراغت حذف بشود تمامی این مسئولیتها بر زمین میماند. بنابراین فعالیتهای اجتماعی در اوقات فراغت تقویت میشود و درصورت حذف، این ظرفیتهای اجتماعی کاهش پیدا میکند و این میتواند بر میزان خشونت در روابط اجتماعی یا حتی آسیبهای اجتماعی دیگر هم اثر بگذارد. جامعهای که نتواند اوقات فراغت مناسبی را برای افراد تدارک ببیند این جامعه میتواند آسیبهایی دربرداشته باشد که افسردگی و تضادهای شدید بین افراد خانواده و بخشهای دیگر جامعه ایجاد میکند و روابط فردی و اجتماعی دچار مشکل میشوند.»
بهرهمندی از حق فراغت اما در دنیای امروز به همان سختیِ استرس و فشار ناشی از پیچیدگیهای زندگی است؛ بهویژه در کشور ما که در آن عوامل مختلف ازجمله عوامل اقتصادی شرایطی را ایجاد کرده که در آن حق فراغت بیشتر از آنکه یک حق اساسی باشد، تبدیل به کالایی لوکس و تجملی شده است. عرفانی دراینباره بیان میکند: «ازآنجاکه اساسا در دنیای امروز هرگونه فعالیتی بهعنوان یک کالا محسوب میشود؛ خرید فعالیت فراغتی برای خانوادهای که منابع درآمدیاش کفاف هزینههای ابتدایی و ضروری زندگی را نیز نمیدهد در عمل امکانپذیر نبوده و حتی در صورت امکان عقلانی نخواهد بود. حتی کمخرجترین تفریح امروز که همان رفتن به سینما است، برای یک خانوادهی چهار نفره با درآمدی زیرخط فقر بهشدت هزینهبر خواهد بود. بر همین اساس وقتگذرانی نوجوان یک خانواده کارگری در پارک با همسالان خود به دلیل بیبرنامگی و نبود فعالیت فراغتی، بههیچوجه اوقات فراغت محسوب نمیشود. چراکه اولا تحمیلی و اجباری است و دوم اینکه درنتیجه تنظیم و تقسیم وقت به دست نیامده که قابلیت اختصاص به فعالیتی مشخص را داشته باشد. بهعلاوه اینکه حتی ممکن است برای نوجوان موردنظر آسیبهای اجتماعی به همراه داشته باشد. البته نقش عامل اقتصادی در امکان بهرهمندی از اوقات فراغت همواره مستقیم و خطی نبوده و گاها در مواقع بسیاری به عاملی انگیزشی در احساس نیاز به اوقات فراغت تبدیل میشود. به این معنی که کافی نبودن منبع اقتصادی در زندگی روزمره افراد برای تأمین نیازهایی که اصلیتر و حیاتیتر تلقی میشوند مانند مسکن، خوراک، پوشاک و سلامت و بهداشت، افراد را از هرگونه انگیزه برای بهرهمندی از اوقات فراغت تهی کرده و اساسا آنها را آنقدر درگیر تأمین معیشت روزانه میکند که دیگر مجالی حتی برای فکر کردن به اوقات فراغت نیز باقی نخواهد ماند.»
خوابیدن به اصلیترین مدل گذراندن اوقات فراغت تبدیل شده است
این دانشآموخته جامعهشناسي در ادامه تأکید میکند: «ازاینرو خیلی جای تعجب نیست که چرا بخش زیادی از زمان شهروندان در شبانهروز صرف خواب و استراحت میشود. درجایی که انجام فعالیت تفریحی و فراغتی بهصرفه نباشد؛ روشن است که خواب خود تبدیل به اصلیترین مدل گذراندن اوقات فراغت خواهد شد. خیلیها ازجمله نوجوانان و جوانان عادت دارند بیشتر وقت خود را با دوستانشان بگذرانند و یا کافه، رستوران و کافیشاپ بروند؛ البته بهجز اینها هممکان تفریحی خاص دیگری نیست. میبینید که جوانها در کافیشاپها میچرخند و با نشستن و حرف زدن وقت میگذرانند. همان هزینه را هم که نداشته باشند، به پاساژ گردی می روند. درمیان افراد میانسال نیز بهجز استراحت در خانه، تنها تفریح رایج، رفتن به خانه اعضای درجهیک خانواده است و آنهایی که وضعیت مالی بهتری دارند، رستوران رفتن را تفریح اصلیشان بیان میکنند که این دسته از افراد کم تعداد هستند. اما مسئله این است که رستوران گردی و کافیشاپ رفتن تفریح بهحساب نمیآید.»
علی کاظمی دلوئی، دکتر روانشناسی نیز دراینباره عنوان میکند: «کسی که برود رستوران و یکمیلیون تومان پول غذا بدهد، نهتنها تفریح نکرده، بلکه نگرانیهایش بیشتر شده است.» او به «شهرآرا آنلاین» میگوید: «مشکلی که در کودکان، جوانان و بزرگسالان ما دیده میشود و ارتباطی هم با سن و جنسیت ندارد، میزان بالای اضطراب و استرس ناشی از همه عوامل مادی، اجتماعی و حتی شغلی است. استرس در افراد زیاد شده است. همه مشکل هم تنها جنبه مالی ندارد و یک مسئله تکنولوژیک است؛ ترافیک، آلودگی هوا و حتی استرس های تحصیلی برای دانش آموزان و دانشجویان. وقتی این چرخه پراسترس وجود دارد، باید روشی را به مردم توصیه کنیم که استرس را کاهش دهند. به همه افراد هم نمیشود دارو تجویز کرد؛ پس مجبوریم از عوامل کمکی استفاده کنیم که یکی از مهمترین روشهای خوب کاهش استرس در همه سطوح، تفریح و هیجانات مثبت و ورزش است. حالا باید ببینیم مراکز تفریحی آیا کافی هستند و آیا نیاز ما را برآورده میکنند؟ آیا وقتی افراد به آنجا مراجعه میکنند، حس خوب میگیرند یا خیر؟ اگر بروند و دچار مشکلات روحی حادتر شوند، مضر است. کسی که برود رستوران و یکمیلیون تومان پول غذا بدهد، نهتنها تفریح نکرده، بلکه نگرانیهایش بیشتر شده است.»
این روانشناس اضافه میکند: «ما مفهومی به نام چالش هیجانی مثبت داریم و باید ببینم چه فضایی حال مردم را خوب میکند. تصور میکنیم مدیران این حوزه به این مسئله توجه نکردهاند که وقتی حال آدمها خوب باشد، حال شهر و جامعه خوب است. آنوقت آن چرخه منفی را مثبت میکنیم. حالا که فراغت و تفریح به طرز محسوسی کاهشیافته، اضطراب بین خودمان میچرخد و به بدترین شکل بروز پیدا میکند. برای همین احساس میکنیم حالمان بد است. استرس و اضطراب زمینه همه مشکلات روحی دیگر است.»
آنطور که بررسیهای رسانهای نشان میدهد، «صرف داشتن وقت آزاد (وقتیکه به هیچ فعالیتی تخصیص داده نشده) بههیچوجه به معنی داشتن زمان فراغت و درنتیجه انجام فعالیتهای فراغتی و تفریحی نیست. آنچه این زمان آزاد را به اوقات فراغت تبدیل میکند، انجام فعالیتی است که آگاهانه و از روی رضایت انتخابشده باشد. ازاینرو روشن است که بهعنوان نمونه قدم زدن در پارک برای فردی که علاقهمند به موسیقی است و تمایل دارد در یک کنسرت شرکت کند اما بنا به دلایلی نمیتواند به آن بپردازد، نباید بهعنوان اوقات فراغت فرد محسوب شود. جدا از عوامل فردی و محیطی مؤثر، آنچه اما بهواقع نقش اصلی را در امکان برخورداری از اوقات فراغت بازی میکند عوامل اقتصادی است. این درست است که ما همواره شنیدهایم که برای شاد بودن، لذت بردن و تفریح کردن نیازی به پول نیست اما این جملهها بیشتر از آنکه بر پایه واقعیت دنیای امروز باشند شعارهایی فیلم گونهاند که صرفا جهت انگیزه بخشی به کار میروند. روندی که در دنیای خارج از این شعارها و فیلمها در جریان است، دنیایی بهمراتب پولَکیتر است.»(2)
اما صرفنظر از مسئله اقتصادی، آنطور که بهار عباسی، کارشناس در حوزه اوقات فراغت میگوید: «فراغت تا حدود زیادی به امکانات و تجهیزات فضاهای شهری وابسته است. بنابراین تحقق این امر یعنی برنامهریزی برای «گذران فراغت» ارتباط نزدیکی با برنامهریزی شهری دارد و مستلزم سیستم مطلوب بوروکراسی، مدیران متخصص، تأمین مالی و البته ارتباط و همکاری پویای نهادهای دولتی با مردم است. در این راستا نقش مدیریتی ارگانها و سازمانهای مختلف شهری نظیر شهرداری جهت تأمین فضاهای تفریحیورزشی موردنیاز اقشار مختلف جامعه برای بهتر سپری کردن اوقات فراغت افراد پراهمیت است. ایجاد تغییراتی در نظام مدیریتی شهرداری، اتخاذ تصمیمات نوین برای ارائه ضوابط و الگوهایی برای فراهم نمودن فضاهای گذران اوقات فراغت ازجمله پارک، زمینهای بازی و مراکز تفریحیورزشی ضروری است.»
عباسی عنوان میکند: «در دنیای امروز که رسانههای جمعی و فضای مجازی ذهن و روان افراد جامعه را به خود مشغول ساخته و افراد زمان و وقت قابلتوجهی در روز را به گشتوگذار در فضای مجازی اختصاص میدهند، تدارک امکانات تفریحی بهنوبه خود میتواند منتهی به فارغ شدن افراد از فضای مجازی و حضور در محیط اجتماعی شوند. البته امکانات و شرایط موجود، هنوز فاصله بسیار زیادی با استانداردهای جهانی داشته و همه عناصر و شاخصههای این حوزه را در برندارند. کلانشهرها هم، اکنون به یکی از شلوغترین و پرترافیکترین شهرهای جهان تبدیلشدهاند. پاسخگویی به نیازهای اجتنابناپذیر این طیف عظیم جمعیتی، امکانات و فضاهای شهری خاص خود را میطلبد. دراینبین، تکثّر و حجم بالای جمعیت شهری از یک سو و نبود فضاهای باز و بزرگ از طرف دیگر ایجاب میکند که مجتمعهایی با شاخصههای همهجانبه و مختلف تأسیس شوند تا با ارائه خدمات متنوع و تسهیلات تفریحی و رفاهی مختلف، بتوانند نیازهای عادی و روزمره شهروندان با هر طبقه و سطح معیشتی را برطرف سازند.»
شهروندان، فراغت خود را چگونه میگذرانند؟
«آمار روشنی از اینکه شهروندان اوقات فراغت خود را بهواقع چگونه میگذرانند وجود ندارد. پژوهشهای مختلفی هم که در این زمینه صورت گرفته یا آنقدر محلی و جزئی بوده (یک شهر یا شهرستان کوچک) یا یافتههایشان آنقدر کلی بوده که اساسا نمیشود به آن استناد کرد. بهعنوان نمونه در تحقیقی که موسسه ایران پُل (یک موسسه نظرسنجی مستقر در کانادا) در مردادماه ۱۳۹۶ در مورد چگونگی وقت گذارندن شهروندان ایرانی در طی ۲۴ ساعت شبانهروز انجام داده، عمدهی زمان ایرانیها به ترتیب صرف خواب، خوردن، کار، فعالیتهای خانگی، ورزش و فراغت، عبادت، مسافرت، تماشای تلویزیون و فیلم میشود. نکته این تحقیق آن است که مسافرت را از زمان فراغت جدا کرده و اساسا مشخص نیست منظور از فراغت و فعالیت انجام شده در آن چیست. در ۱۰ سال اخیر، تورم فزاینده، افزایش سرسامآور قیمتها و کاهش توان مالی مردم باعث شد که ایرانیان برای تفریح و سرگرمی پول کمتری پرداخت کنند. گزارش مرکز آمار ایران نشان میدهد که سهم تفریح و سرگرمی از هزینههای زندگی خانوارهای شهری و روستایی در سالهای ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۹ به زیر دو درصد کاهش یافته است. این سازمان پیشتر نیز اعلام کرده بود که ۴۳ درصد جمعیت ایران در سال به هیچ سفری نمیروند و ۱۵ درصد هم یا بهقصد زیارت یا به انگیزه دیدارهای فامیلی سفر میکنند. در نمونه دیگر، آماری که خرداد ماه ۱۳۹۸ از سوی مرکز آمار منتشر شده نشان میدهد شهروندان ایرانی بیشترین وقت خود را در طول شبانهروز صرف فعالیت نگهداری و مراقبت شخصی میکنند که از این میان ۸۰ درصد این زمان صرف خواب میشود. بنابراین آمار فعالیتهای تفریحی، ورزشی و فرهنگی، که میتوان آن را همان زمان صرف شده برای اوقات فراغت دانست، یکی از کمترین زمانها (تنها ۱۵ دقیقه در روز) در فعالیتهای روزانه است. آنچه در این تحقیق جالبتوجه است زمان صرف شده برای استفاده از رسانههای جمعی است که برای شهروندان ایرانی بهطور میانگین روزانه دو ساعت است؛ یعنی یک ساعت و ۴۵ دقیقه بیشتر از فعالیت تفریحی فراغتی. بهویژه اینکه ایرانیان در این پژوهش استفاده از رسانههای جمعی را بهعنوان فعالیتی فراغتی تفریحی محسوب نکردهاند. روشن است که نامشخص بودن معنی و مفهوم اوقات فراغت و فعالیت فراغتی تفریحی در ایران سبب شده اساسا نه شهروندان و نه سازمانهای مسئول دراین زمینه تعریف روشنی از این فعالیتها نداشته و درنتیجه تصویر روشنی نیز از نیازهای فراغتی در دست نباشد.»
نکته حائز اهمیت این است که هزینههای یک خانوار به دو دسته کلی خوراکی و غیرخوراکی تقسیم میشود. بیشتر رقمهای پرداختی نیز به هزینههای غیرخوراکی مربوط است که مواردی مثل اجارهبهای مسکن، درمان، حملونقل، آموزش، پوشاک و سرگرمی را در برمیگیرد. به این موارد باید هزینههای درمانی و آموزش را نیز اضافه کرد. با یک حساب سرانگشتی میتوان به این نتیجه رسید که در چنین شرایطی درصد بالایی از مردم از توان مالی لازم برای تفریح و سرگرمی برخوردار نیستند، بهخصوص اینکه همزمان با افزایش دیگر قیمتها، هزینههای تفریح و سرگرمی مثل رفتن به کنسرت و سینما هم رشد صعودی داشته است.
پینوشت:
1- مریم زارعیان، تحلیلگر مسائل اجتماعی در گفتگو با «تجارت فردا»
2- اوقات فراغت؛ زمانی که وجود ندارد/ معین خزائلی
اوقات فراغت به وقتی گفته میشود که فرد خواب نیست اما در حال انجام کار روزانه هم نیست. افراد برحسب علاقه و امکاناتی که دارند تصمیم میگیرند این زمان را چگونه و با چه کسانی بگذرانند. اوقات فراغت ازآنرو اهمیت دارد که انرژی تحلیلرفته فرد را به او برمیگرداند و او را برای انجام فعالیتهای کاری آماده میکند.
مطابق تأکیداتی که در رسانهها صورت گرفته «هزینههای بخش تفریح و سرگرمی به سمت هزینههای ضروریتر مانند خوراکیها و آشامیدنیها سرازیر شده است. به همین دلیل میتوانیم بگوییم که خانوار ایرانی در دهه اخیر هزینه کمتری برای گذران اوقات فراغت خود قائل شدهاند. این در حالی است که خانواده یکی از نهادهای مهم اجتماعی بوده و درواقع خانواده هسته بنیادین نظام اجتماعی است. بنابراین میتوان گفت که کارکرد درست بسیاری از نهادهای اجتماعی هم وابسته به کارکرد نهاد خانواده است. درحالیکه تفریح و سرگرمی محملی برای رفع اضطراب، افزایش نشاط و آرامش در خانواده است، حذف و کاهش آن میتواند به معنای حذف اثرات مثبت تفریح بر سلامت روانی و اجتماعی اعضای خانواده و درنتیجه کارکردهای درست خانواده شود. با حذف پارامترهایی که میتواند وضعیت نهاد خانواده را بهبود ببخشد، میتوان انتظار داشت که خانواده با چالشهای جدیای روبهرو شود و درنتیجه، این چالشها بهکل جامعه تسری پیدا کند.»(1)
اوقات فراغت زمانی برای اتلاف وقت و بیهودگی نیست
دكتر احمد پدرام در قامت روانشناس ضمن تأکید بر اینکه شواهد موجود از زندگی و درآمد مردم نشان میدهد که با شدت یافتن تنگناهای مالی، تفریح و سفر و سرگرمی در جامعه در حال فراموشی است، میگوید: «صرفنظر از مسئله اقتصادی، بسیاری از افراد جامعه ما هنوز نمیدانند که اوقات فراغت زمانی برای اتلاف وقت و بیهودگی نیست، بلکه زمانی برای پویایی و رشد است. اوقات فراغت به معنای فراغ بال بودن است، چنانچه افراد جامعه دچار دغدغه و فشارعصبی باشند نمیتوانند بهدرستی به اوقات فراغت خود بیندیشند، بنابراین روند برنامهریزی نیز با کاستی روبهرو میشود. در این میان گرفتاریها و چالشهای اقتصادی نیز، تا حد زیادی آرامش را از خانوادهها سلب میکند و فکر و فشار روانی این موضوع، تفریح و فراغت را به حاشیه میراند.»
این روانشناس در ادامه تأکید میکند: «این روزها بخش بزرگی از خانوادهها امکانی برای فراغت و تفریح ندارند، حال اینکه این مقوله میتواند نقش شایانی در افزایش خوشبینی و امید داشته باشد، اوقات فراغت را نباید به یک دوره زمانی خاص محدود کرد، زیرا اوقات فراغت بهعنوان پرورش و شتابدهنده صفات مثبت انسانی، باید در هرروز زندگی شخص وجود داشته باشد. بدون تردید تأمین فراغت برای کیفیت زندگی همان قدر اهمیت دارد که تأمین سلامت و آموزش. درواقع، حق فراغت بهعنوان یکی از حقوق اصلی و اساسی همعرض با حقوقی چون حق حیات، سلامت، بهداشت و آموزش است که خود نشاندهنده اهمیت آن در زندگی انسان است. بهویژه در جهان امروز که خستگی و بیحوصلگی ناشی از فشار و استرس کار و شرایط زندگی به جزئی جداناشدنی از تجربه زیسته همه انسانها تبدیل شده است.»
پدرام با بیان اینکه بعضی افراد به دلیل نداشتن بودجه لازم برای تنوع در تفریح، از فعالیتهای تکراری برای اوقات فراغت استفاده میکنند، میگوید: «تفریح خیلی از افراد در سالیان اخیر به علت مشکلات اقتصادی، به خواندن خبرها یا تماشای تلویزیون محدود شده و به این موارد نمیشود تفریح گفت. بنابراین خوب است که افراد سفر بروند اما، در این شرایط میپذیریم که افراد زیادی توانایی مالی انجام این کار را ندارند اگر ما جامعهای را فرض کنیم که افراد بضاعت مالی لازم را داشته باشند باید هر سه ماه یکبار سفر بروند. اینکه تماموقت ما پای تلویزیون یا موبایل گذاشته شود سلامت روان را تهدید میکند.»
سعيد عرفانی، دانشآموخته جامعهشناسي دانشگاه تهران نیز دراین زمینه میگوید: «فراغت وقتی است که شخص نه کار میکند و نه استراحت. در این وقت فرد به سینما یا تئاتر یا مسافرت میرود، تلویزیون تماشا میکند، روزنامه مطالعه میکند، با دیگران گپ میزند، در مجامع و انجمنهای مختلف شرکت میکند، گاهی اوقات حتی به نمایشگاه میرود و بالاخره مجموع فعالیتهایی را انجام میدهد که این فعالیتها عملا انرژی از دسترفته او را بازمیگردانند و فرد احساس میکند که بخشی از یک جامعه است چون با این گذران اوقات فراغت در معرض بقیه بخشهای جامعه قرار میگیرد. مثلا فرد وقتی فیلم نگاه میکند در یک پروسه اجتماعی شرکت میکند یا وقتی مسافرت میرود در تعامل با دیگران قرار میگیرد و حس اجتماعیاش تقویت میشود؛ فعالیتهایی که اساسا انرژی از دسترفته را به فرد برمیگردانند. بنابراین بدون شک کار امروز نیاز به فراغت دارد و این فراغت عملا میتواند قوای دماغی، اجتماعی و روحی فرد را به او برگرداند و به این وسیله دوباره فرد میتواند انرژی جدیدی بگیرد. مضاف بر اینکه بهعنوان عضوی از جامعه احساس پیوند با جامعه میکند.»
فعالیتهای اجتماعی در اوقات فراغت تقویت میشود
عرفانی تصریح میکند: «هر جا که افراد اشتیاقی به ادامه کار ندارند زنگ خطری است که نشان میدهد فرد نیاز بیشتری به بازیافت نیروی دماغی و اجتماعی دارد. اوقات فراغت افراد گاهی ممکن است با اعضای خانواده طی بشود. رفتوآمد با خانواده و فامیل برای برخی افراد اوقات فراغت محسوب میشود. افراد مسئولیتهای اجتماعیشان را در اوقات فراغت به انجام میرسانند. اگر اوقات فراغت حذف بشود این مسئولیتها بر زمین میماند؛ مثلا مسئولیت کمک به همنوعان و کمک و همنوایی با خانواده بهعنوان پدر و مادر یا فرزند مسئولیتهایی هستند که در اوقات فراغت افراد انجام میشود. حال اگر اوقات فراغت حذف بشود تمامی این مسئولیتها بر زمین میماند. بنابراین فعالیتهای اجتماعی در اوقات فراغت تقویت میشود و درصورت حذف، این ظرفیتهای اجتماعی کاهش پیدا میکند و این میتواند بر میزان خشونت در روابط اجتماعی یا حتی آسیبهای اجتماعی دیگر هم اثر بگذارد. جامعهای که نتواند اوقات فراغت مناسبی را برای افراد تدارک ببیند این جامعه میتواند آسیبهایی دربرداشته باشد که افسردگی و تضادهای شدید بین افراد خانواده و بخشهای دیگر جامعه ایجاد میکند و روابط فردی و اجتماعی دچار مشکل میشوند.»
بهرهمندی از حق فراغت اما در دنیای امروز به همان سختیِ استرس و فشار ناشی از پیچیدگیهای زندگی است؛ بهویژه در کشور ما که در آن عوامل مختلف ازجمله عوامل اقتصادی شرایطی را ایجاد کرده که در آن حق فراغت بیشتر از آنکه یک حق اساسی باشد، تبدیل به کالایی لوکس و تجملی شده است. عرفانی دراینباره بیان میکند: «ازآنجاکه اساسا در دنیای امروز هرگونه فعالیتی بهعنوان یک کالا محسوب میشود؛ خرید فعالیت فراغتی برای خانوادهای که منابع درآمدیاش کفاف هزینههای ابتدایی و ضروری زندگی را نیز نمیدهد در عمل امکانپذیر نبوده و حتی در صورت امکان عقلانی نخواهد بود. حتی کمخرجترین تفریح امروز که همان رفتن به سینما است، برای یک خانوادهی چهار نفره با درآمدی زیرخط فقر بهشدت هزینهبر خواهد بود. بر همین اساس وقتگذرانی نوجوان یک خانواده کارگری در پارک با همسالان خود به دلیل بیبرنامگی و نبود فعالیت فراغتی، بههیچوجه اوقات فراغت محسوب نمیشود. چراکه اولا تحمیلی و اجباری است و دوم اینکه درنتیجه تنظیم و تقسیم وقت به دست نیامده که قابلیت اختصاص به فعالیتی مشخص را داشته باشد. بهعلاوه اینکه حتی ممکن است برای نوجوان موردنظر آسیبهای اجتماعی به همراه داشته باشد. البته نقش عامل اقتصادی در امکان بهرهمندی از اوقات فراغت همواره مستقیم و خطی نبوده و گاها در مواقع بسیاری به عاملی انگیزشی در احساس نیاز به اوقات فراغت تبدیل میشود. به این معنی که کافی نبودن منبع اقتصادی در زندگی روزمره افراد برای تأمین نیازهایی که اصلیتر و حیاتیتر تلقی میشوند مانند مسکن، خوراک، پوشاک و سلامت و بهداشت، افراد را از هرگونه انگیزه برای بهرهمندی از اوقات فراغت تهی کرده و اساسا آنها را آنقدر درگیر تأمین معیشت روزانه میکند که دیگر مجالی حتی برای فکر کردن به اوقات فراغت نیز باقی نخواهد ماند.»
خوابیدن به اصلیترین مدل گذراندن اوقات فراغت تبدیل شده است
این دانشآموخته جامعهشناسي در ادامه تأکید میکند: «ازاینرو خیلی جای تعجب نیست که چرا بخش زیادی از زمان شهروندان در شبانهروز صرف خواب و استراحت میشود. درجایی که انجام فعالیت تفریحی و فراغتی بهصرفه نباشد؛ روشن است که خواب خود تبدیل به اصلیترین مدل گذراندن اوقات فراغت خواهد شد. خیلیها ازجمله نوجوانان و جوانان عادت دارند بیشتر وقت خود را با دوستانشان بگذرانند و یا کافه، رستوران و کافیشاپ بروند؛ البته بهجز اینها هممکان تفریحی خاص دیگری نیست. میبینید که جوانها در کافیشاپها میچرخند و با نشستن و حرف زدن وقت میگذرانند. همان هزینه را هم که نداشته باشند، به پاساژ گردی می روند. درمیان افراد میانسال نیز بهجز استراحت در خانه، تنها تفریح رایج، رفتن به خانه اعضای درجهیک خانواده است و آنهایی که وضعیت مالی بهتری دارند، رستوران رفتن را تفریح اصلیشان بیان میکنند که این دسته از افراد کم تعداد هستند. اما مسئله این است که رستوران گردی و کافیشاپ رفتن تفریح بهحساب نمیآید.»
علی کاظمی دلوئی، دکتر روانشناسی نیز دراینباره عنوان میکند: «کسی که برود رستوران و یکمیلیون تومان پول غذا بدهد، نهتنها تفریح نکرده، بلکه نگرانیهایش بیشتر شده است.» او به «شهرآرا آنلاین» میگوید: «مشکلی که در کودکان، جوانان و بزرگسالان ما دیده میشود و ارتباطی هم با سن و جنسیت ندارد، میزان بالای اضطراب و استرس ناشی از همه عوامل مادی، اجتماعی و حتی شغلی است. استرس در افراد زیاد شده است. همه مشکل هم تنها جنبه مالی ندارد و یک مسئله تکنولوژیک است؛ ترافیک، آلودگی هوا و حتی استرس های تحصیلی برای دانش آموزان و دانشجویان. وقتی این چرخه پراسترس وجود دارد، باید روشی را به مردم توصیه کنیم که استرس را کاهش دهند. به همه افراد هم نمیشود دارو تجویز کرد؛ پس مجبوریم از عوامل کمکی استفاده کنیم که یکی از مهمترین روشهای خوب کاهش استرس در همه سطوح، تفریح و هیجانات مثبت و ورزش است. حالا باید ببینیم مراکز تفریحی آیا کافی هستند و آیا نیاز ما را برآورده میکنند؟ آیا وقتی افراد به آنجا مراجعه میکنند، حس خوب میگیرند یا خیر؟ اگر بروند و دچار مشکلات روحی حادتر شوند، مضر است. کسی که برود رستوران و یکمیلیون تومان پول غذا بدهد، نهتنها تفریح نکرده، بلکه نگرانیهایش بیشتر شده است.»
این روانشناس اضافه میکند: «ما مفهومی به نام چالش هیجانی مثبت داریم و باید ببینم چه فضایی حال مردم را خوب میکند. تصور میکنیم مدیران این حوزه به این مسئله توجه نکردهاند که وقتی حال آدمها خوب باشد، حال شهر و جامعه خوب است. آنوقت آن چرخه منفی را مثبت میکنیم. حالا که فراغت و تفریح به طرز محسوسی کاهشیافته، اضطراب بین خودمان میچرخد و به بدترین شکل بروز پیدا میکند. برای همین احساس میکنیم حالمان بد است. استرس و اضطراب زمینه همه مشکلات روحی دیگر است.»
آنطور که بررسیهای رسانهای نشان میدهد، «صرف داشتن وقت آزاد (وقتیکه به هیچ فعالیتی تخصیص داده نشده) بههیچوجه به معنی داشتن زمان فراغت و درنتیجه انجام فعالیتهای فراغتی و تفریحی نیست. آنچه این زمان آزاد را به اوقات فراغت تبدیل میکند، انجام فعالیتی است که آگاهانه و از روی رضایت انتخابشده باشد. ازاینرو روشن است که بهعنوان نمونه قدم زدن در پارک برای فردی که علاقهمند به موسیقی است و تمایل دارد در یک کنسرت شرکت کند اما بنا به دلایلی نمیتواند به آن بپردازد، نباید بهعنوان اوقات فراغت فرد محسوب شود. جدا از عوامل فردی و محیطی مؤثر، آنچه اما بهواقع نقش اصلی را در امکان برخورداری از اوقات فراغت بازی میکند عوامل اقتصادی است. این درست است که ما همواره شنیدهایم که برای شاد بودن، لذت بردن و تفریح کردن نیازی به پول نیست اما این جملهها بیشتر از آنکه بر پایه واقعیت دنیای امروز باشند شعارهایی فیلم گونهاند که صرفا جهت انگیزه بخشی به کار میروند. روندی که در دنیای خارج از این شعارها و فیلمها در جریان است، دنیایی بهمراتب پولَکیتر است.»(2)
اما صرفنظر از مسئله اقتصادی، آنطور که بهار عباسی، کارشناس در حوزه اوقات فراغت میگوید: «فراغت تا حدود زیادی به امکانات و تجهیزات فضاهای شهری وابسته است. بنابراین تحقق این امر یعنی برنامهریزی برای «گذران فراغت» ارتباط نزدیکی با برنامهریزی شهری دارد و مستلزم سیستم مطلوب بوروکراسی، مدیران متخصص، تأمین مالی و البته ارتباط و همکاری پویای نهادهای دولتی با مردم است. در این راستا نقش مدیریتی ارگانها و سازمانهای مختلف شهری نظیر شهرداری جهت تأمین فضاهای تفریحیورزشی موردنیاز اقشار مختلف جامعه برای بهتر سپری کردن اوقات فراغت افراد پراهمیت است. ایجاد تغییراتی در نظام مدیریتی شهرداری، اتخاذ تصمیمات نوین برای ارائه ضوابط و الگوهایی برای فراهم نمودن فضاهای گذران اوقات فراغت ازجمله پارک، زمینهای بازی و مراکز تفریحیورزشی ضروری است.»
عباسی عنوان میکند: «در دنیای امروز که رسانههای جمعی و فضای مجازی ذهن و روان افراد جامعه را به خود مشغول ساخته و افراد زمان و وقت قابلتوجهی در روز را به گشتوگذار در فضای مجازی اختصاص میدهند، تدارک امکانات تفریحی بهنوبه خود میتواند منتهی به فارغ شدن افراد از فضای مجازی و حضور در محیط اجتماعی شوند. البته امکانات و شرایط موجود، هنوز فاصله بسیار زیادی با استانداردهای جهانی داشته و همه عناصر و شاخصههای این حوزه را در برندارند. کلانشهرها هم، اکنون به یکی از شلوغترین و پرترافیکترین شهرهای جهان تبدیلشدهاند. پاسخگویی به نیازهای اجتنابناپذیر این طیف عظیم جمعیتی، امکانات و فضاهای شهری خاص خود را میطلبد. دراینبین، تکثّر و حجم بالای جمعیت شهری از یک سو و نبود فضاهای باز و بزرگ از طرف دیگر ایجاب میکند که مجتمعهایی با شاخصههای همهجانبه و مختلف تأسیس شوند تا با ارائه خدمات متنوع و تسهیلات تفریحی و رفاهی مختلف، بتوانند نیازهای عادی و روزمره شهروندان با هر طبقه و سطح معیشتی را برطرف سازند.»
شهروندان، فراغت خود را چگونه میگذرانند؟
«آمار روشنی از اینکه شهروندان اوقات فراغت خود را بهواقع چگونه میگذرانند وجود ندارد. پژوهشهای مختلفی هم که در این زمینه صورت گرفته یا آنقدر محلی و جزئی بوده (یک شهر یا شهرستان کوچک) یا یافتههایشان آنقدر کلی بوده که اساسا نمیشود به آن استناد کرد. بهعنوان نمونه در تحقیقی که موسسه ایران پُل (یک موسسه نظرسنجی مستقر در کانادا) در مردادماه ۱۳۹۶ در مورد چگونگی وقت گذارندن شهروندان ایرانی در طی ۲۴ ساعت شبانهروز انجام داده، عمدهی زمان ایرانیها به ترتیب صرف خواب، خوردن، کار، فعالیتهای خانگی، ورزش و فراغت، عبادت، مسافرت، تماشای تلویزیون و فیلم میشود. نکته این تحقیق آن است که مسافرت را از زمان فراغت جدا کرده و اساسا مشخص نیست منظور از فراغت و فعالیت انجام شده در آن چیست. در ۱۰ سال اخیر، تورم فزاینده، افزایش سرسامآور قیمتها و کاهش توان مالی مردم باعث شد که ایرانیان برای تفریح و سرگرمی پول کمتری پرداخت کنند. گزارش مرکز آمار ایران نشان میدهد که سهم تفریح و سرگرمی از هزینههای زندگی خانوارهای شهری و روستایی در سالهای ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۹ به زیر دو درصد کاهش یافته است. این سازمان پیشتر نیز اعلام کرده بود که ۴۳ درصد جمعیت ایران در سال به هیچ سفری نمیروند و ۱۵ درصد هم یا بهقصد زیارت یا به انگیزه دیدارهای فامیلی سفر میکنند. در نمونه دیگر، آماری که خرداد ماه ۱۳۹۸ از سوی مرکز آمار منتشر شده نشان میدهد شهروندان ایرانی بیشترین وقت خود را در طول شبانهروز صرف فعالیت نگهداری و مراقبت شخصی میکنند که از این میان ۸۰ درصد این زمان صرف خواب میشود. بنابراین آمار فعالیتهای تفریحی، ورزشی و فرهنگی، که میتوان آن را همان زمان صرف شده برای اوقات فراغت دانست، یکی از کمترین زمانها (تنها ۱۵ دقیقه در روز) در فعالیتهای روزانه است. آنچه در این تحقیق جالبتوجه است زمان صرف شده برای استفاده از رسانههای جمعی است که برای شهروندان ایرانی بهطور میانگین روزانه دو ساعت است؛ یعنی یک ساعت و ۴۵ دقیقه بیشتر از فعالیت تفریحی فراغتی. بهویژه اینکه ایرانیان در این پژوهش استفاده از رسانههای جمعی را بهعنوان فعالیتی فراغتی تفریحی محسوب نکردهاند. روشن است که نامشخص بودن معنی و مفهوم اوقات فراغت و فعالیت فراغتی تفریحی در ایران سبب شده اساسا نه شهروندان و نه سازمانهای مسئول دراین زمینه تعریف روشنی از این فعالیتها نداشته و درنتیجه تصویر روشنی نیز از نیازهای فراغتی در دست نباشد.»
نکته حائز اهمیت این است که هزینههای یک خانوار به دو دسته کلی خوراکی و غیرخوراکی تقسیم میشود. بیشتر رقمهای پرداختی نیز به هزینههای غیرخوراکی مربوط است که مواردی مثل اجارهبهای مسکن، درمان، حملونقل، آموزش، پوشاک و سرگرمی را در برمیگیرد. به این موارد باید هزینههای درمانی و آموزش را نیز اضافه کرد. با یک حساب سرانگشتی میتوان به این نتیجه رسید که در چنین شرایطی درصد بالایی از مردم از توان مالی لازم برای تفریح و سرگرمی برخوردار نیستند، بهخصوص اینکه همزمان با افزایش دیگر قیمتها، هزینههای تفریح و سرگرمی مثل رفتن به کنسرت و سینما هم رشد صعودی داشته است.
پینوشت:
1- مریم زارعیان، تحلیلگر مسائل اجتماعی در گفتگو با «تجارت فردا»
2- اوقات فراغت؛ زمانی که وجود ندارد/ معین خزائلی
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه
-
تقویت اقتصاد کلان پیشنیاز بهبود بازار مسکن است
-
مذاکره در بطن مقاومت
-
بازار مسکن به تعادل میان سرمایه و نیاز مصرفی احتیاج دارد
-
جنگ ارادهها ادامه دارد
-
تنظیم بازار با ابزار مالیاتی
-
سلاحی به نام کلامالله
-
غرب علیه غرب!
-
تفریح و فراغت رو به فراموشی
-
بازار مسکن نیازمند سیاستگذاری
-
معادلات راهبردی تلآویو مخدوش شده است



