ماهی پر از بها و بهانه

مسعود پیرهادی
ماه رمضان، فقط یک فصل از تقویم نیست؛ فصلی از جان انسان است. همان ماهی که خداوند درباره‌اش فرمود: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن» هر چیزی بهاری دارد و بهار قرآن، رمضان است. بهار، فصل روییدن است و قرآن، کتاب رویش انسان. این دو که به هم می‌رسند، دل اگر آماده باشد، شکوفه می‌دهد.
رمضان، ماه ضیافت الهی است؛ اما نه ضیافتی از جنس سفره‌های زمینی. اینجا میزبان، خدای کریم است و سفره، سفره رحمت. و چه میزبان بخشنده‌ای که برای امتیاز دادن به مهمانانش بهانه می‌تراشد. بهانه‌های پربها و ارزشمند. گفته‌اند نفس کشیدن روزه‌دار تسبیح است و خواب او عبادت. یعنی حتی لحظه‌هایی که انسان گمان می‌کند کاری نکرده، اگر در مدار اطاعت باشد، در حساب الهی ثبت می‌شود. این، منطق رحمت است؛ خدایی که راه‌های رسیدن را سخت نکرده، بلکه کوچک‌ترین گام را بزرگ می‌شمارد.
در چنین ماهی، یک آیه از قرآن، وزنی همسنگ ختمی در روزهای دیگر می‌یابد. این تنها تکثیر عددی پاداش نیست؛ نشانه آن است که زمان در پیوند با حقیقت، کیفیتی دیگر پیدا می‌کند. رمضان ظرفی است که عمل انسان را معنا می‌کند و قرآن، روح جاری در این ظرف است.
اما قرآن، صرفا کتابی برای خواندن نیست؛ گرچه خواندنش خود عبادت است. قرآن، معجزه پیامبر خاتم و نسخه زندگی انسان است. باید خواند، تا زبان با آن مأنوس شود؛ باید اندیشید، تا عقل در برابرش خضوع کند؛ و باید عمل کرد، تا زندگی رنگ آن را بگیرد. تلاوت بی‌تدبر، همچون عبور از کنار چشمه‌ای است بی‌آنکه جرعه‌ای نوشیده شود. تدبر بی‌عمل نیز دانشی است که به بار نمی‌نشیند. رمضان آمده است تا این سه را به هم گره بزند: قرائت، فهم و التزام.
روزه نیز فقط امساک از نان و آب نیست. امساک، تمرین اراده است. انسانی که می‌تواند در اوج نیاز، به فرمان خدا دست از مباح بکشد، می‌آموزد که در برابر حرام نیز بایستد. روزه، مدرسه تقویت اراده است؛ و اراده، ستون شخصیت انسانی. اگر انسان بر خواهش‌های خود مسلط نشود، اسیر آنها خواهد شد؛ و قرآن آمده است تا انسان را از اسارت برهاند.
در کنار این خودسازی، بُعد اجتماعی رمضان را نیز نباید از نظر دور داشت. گرسنگیِ اختیاری، انسان را به یاد گرسنگیِ ناخواسته دیگران می‌اندازد. قرآن، بارها از اطعام مسکین و توجه به محرومان سخن گفته است. تقوا، اگر در نسبت انسان با دیگران ظهور نکند، ادعایی بیش نیست. رمضان می‌آموزد که عبادت، از سجاده آغاز می‌شود اما در کوچه‌های شهر به ثمر می‌رسد؛ آنجا که دستی گرفته می‌شود و دلی آرام می‌گیرد.
رمضان، فرصت بازسازی است؛ بازسازی نسبت ما با خدا، با خود و با دیگران. بهار قرآن است تا دل‌های زمستان‌زده جان بگیرند. اگر در این ماه، فقط تشنه و گرسنه بمانیم و از قرآن فاصله داشته باشیم، از روح ضیافت دور مانده‌ایم. اما اگر کلام خدا را به جان راه دهیم، اگر از امساک، اراده بسازیم و از عبادت، مهربانی بیافرینیم، آن‌گاه رمضان در ما ادامه خواهد یافت؛ حتی وقتی هلال شوال طلوع کند.
رمضان می‌آید تا یادآوری کند که راه رشد باز است و میزبان، منتظر. بهانه‌ها فراهم است؛ کافی است قدمی به سوی این بهار برداریم.

ماهی پر از بها و بهانه