سکوت پرهزینه دولت لبنان

مواضع اخیر مقامات رژیم صهیونیستی، به‌ویژه اظهارات گستاخانه وزیر جنگ این رژیم، بار دیگر واقعیتی تلخ را آشکار کرده است: سکوت دولت لبنان در برابر تجاوز، نه‌تنها مانع زیاده‌خواهی اشغالگران نمی‌شود، بلکه آنان را در تثبیت واقعیت‌های تحمیلی جسورتر می‌کند. سخنان «یسرائیل کاتس» مبنی بر اینکه تا زمان باقی‌بودن سلاح در اختیار حزب‌الله، ارتش اسرائیل از خاک لبنان خارج نخواهد شد، چیزی فراتر از یک تهدید لفظی است؛ این اظهارات اعلام رسمی نادیده‌گرفتن حاکمیت ملی لبنان و زیر پا گذاشتن آشکار توافق آتش‌بس است.
کاتس صراحتا اعتراف کرده که ماندن ارتش رژیم صهیونیستی در پنج نقطه مرزی جنوب لبنان، جزئی از توافق آتش‌بس نبوده، اما تل‌آویو این وضعیت را «بر زمین تحمیل کرده» و آمریکا نیز آن را پذیرفته است. این اعتراف، پرده از ماهیت واقعی توافقی برمی‌دارد که قرار بود به تجاوز بیش از یک‌ساله پایان دهد، اما در عمل به ابزاری برای تثبیت اشغال محدود و کنترل‌شده بخشی از خاک لبنان تبدیل شده است. پرسش اساسی اینجاست: در برابر چنین نقض صریح توافق و قوانین بین‌المللی، دولت لبنان چه واکنشی نشان داده است؟
همزمان با این اظهارات، ارتش رژیم صهیونیستی موج تازه‌ای از حملات هوایی به مناطق جنوبی لبنان را آغاز کرده و مدعی شده است که زیرساخت‌ها، انبارهای تسلیحاتی و سکوهای پرتاب موشک وابسته به حزب‌الله را هدف قرار داده است. این ادعاها سال‌هاست به بهانه‌ای ثابت برای تجاوز تبدیل شده‌اند؛ بهانه‌هایی که نه‌تنها امنیت لبنان را تأمین نکرده، بلکه چرخه‌ای دائمی از ناامنی و بی‌ثباتی را بر این کشور تحمیل کرده‌اند.
واقعیت آن است که رژیم صهیونیستی از زمان تشدید تجاوزات خود در مهر ۱۴۰۳ تا امضای آتش‌بس در آذر همان سال، بارها نشان داده که هیچ پایبندی واقعی به تعهدات خود ندارد. بر اساس توافق آتش‌بس، نظامیان این رژیم موظف بودند ظرف ۶۰ روز از جنوب لبنان عقب‌نشینی کنند، اما برخلاف تمامی قواعد حقوق بین‌الملل، همچنان در پنج موقعیت راهبردی باقی مانده‌اند. این اقدام، نه یک «اختلاف تفسیری»، بلکه اشغال آشکار خاک یک کشور مستقل است.
در چنین شرایطی، سکوت یا واکنش‌های حداقلی دولت لبنان، هزینه‌ای سنگین برای حاکمیت ملی این کشور به همراه دارد. هر روز تأخیر در موضع‌گیری قاطع، به معنای عادی‌سازی اشغال و تبدیل آن به یک واقعیت دائمی است. تجربه تاریخی نشان داده است که رژیم صهیونیستی تنها زمانی عقب‌نشینی می‌کند که با هزینه سیاسی، حقوقی و میدانی روبه‌رو شود، نه زمانی که با سکوت و انفعال مواجه است. دولت لبنان، فارغ از ملاحظات داخلی و فشارهای خارجی، وظیفه‌ای روشن در قبال ملت و تمامیت ارضی خود دارد. اعتراض رسمی، فعال‌سازی ظرفیت‌های دیپلماتیک، پیگیری حقوقی در مجامع بین‌المللی و افشای نقش آمریکا در پذیرش وضعیت تحمیلی، حداقل اقداماتی است که می‌تواند پیام روشنی به اشغالگران ارسال کند. ادامه سکوت، نه نشانه عقلانیت سیاسی، بلکه چراغ سبزی برای تداوم تجاوز است؛ چراغ سبزی که بهای آن را امنیت، ثبات و حاکمیت لبنان خواهد پرداخت.
سکوت  پرهزینه دولت لبنان