راهبردهای تأمین بهداشت روانی

علی‌رغم تلاش‌های جهانی برای کاهش نرخ خودکشی، روند قتل نفس همچنان نگران‌کننده است. متخصصان این‌حوزه، معتقدند که برای پیشگیری از این ‌معضل، دولت‌ها باید اقدام فوری و درخور انجام ‌دهند. آن‌ها اعتقاد دارند برای حل این ‌مشکل، باید زمینه‌های ایجاد ‌تفکر مخرب خودکشی، از بین برود. هم‌چنین ارائه‌ خدمات مشاوره، به‌کارگیری افراد متخصص برای شناسایی مشکلات اقتصادی-اجتماعی و آموزش‌های اصولی ضروری است.  
بی‌گمان خودکشی، نوعی آسیب چند بعدی و چند عاملی است که عوامل متعددی در بروز آن دخیل هستند و همواره به‌عنوان یکی از مشکلات و نگرانی‌های بهداشت عمومی در سطح جهان مطرح بوده است. از این رو پیش‌گیری از این آسیب نیازمند یک طرح جهانی به همراه استراتژی‌های ملی و اقدامات محلی است و تدوین یک استراتژی پیش‌گیری از خودکشی مستلزم توجه به تمام سطوح پیش‌گیری است و اجزای آن با همکاری بخش‌های مختلفی هم چون آموزش‌و‌پرورش، صدا‌و‌سیما، بهزیستی، وزارت بهداشت و وزارت ارشاد میسر می‌شود. بنابراین هدف از این نگاشته، تعیین ابعاد تدوین و اجرای یک استراتژی جامع پیش‌گیری از خودکشی است. چراکه ضروری است که هر کشور به تناسب اقتضائات و پیشینه‌ای که در زمینه خودکشی دارد، ضمن تکیه بر تعریف دقیق رفتار خودکشی و مراحل آن، و با شناخت مهم‌ترین عوامل زمینه‌ساز خودکشی در هر منطقه و توجه به تمام سطوح پیش‌گیری، نسبت به تدوین یک استراتژی جامع پیش‌گیری از خودکشی اقدام کند.
هرچند تعاریف متعددی از خودکشی ارائه‌شده است، اما به‌طور کلی انستیتو ملی بهداشت روانی آمریکا «خودکشی را تلاشی آگاهانه برای خاتمه دادن به زندگی شخصی توسط خود فرد دانسته است». که ممکن است این تلاش به اقدام تبدیل شود یا فقط به شکل یک احساس در او باقی بماند.
رفتار خودکشی به چهار دسته اصلی افکار، برنامه‌ریزی، اقدام و خودکشی انجام یافته تقسیم‌بندی می‌شود. در افکار خودکشی، فرد اندیشه و برنامه‌ریزی برای خودکشی را در ذهن می‌پروراند، اما ممکن است هرگز عملی نشود. فرد در مرحله برنامه‌ریزی برای خودکشی به فراهم آوردن شرایط، ابزار و یا مکان مناسب جهت خودکشی مبادرت می‌ورزد. اقدام به خودکشی عملی آگاهانه و عامدانه‌ایست که معمولاً برای جلب توجه دیگران انجام می‌شود و هدف فرد از این اقدام به طور قطع خاتمه بخشیدن به زندگی نیست، در حالی که در خودکشی انجام یافته، فرد عامدانه به اقدامی دست می‌زند که ممکن است به مرگ او منتهی شود. آمارها حاکی از آن است که موارد اقدام به خودکشی بیش از 20 برابر موارد خودکشی انجام یافته است که جای بسی تامل دارد. زیرا با توجه به این‌که اغلب موارد اقدام به خودکشی با هدف جلب توجه و رساندن صدای اعتراض به اطرافیان صورت می‌پذیرد، به‌نظر می‌رسد که می‌توان با تهیه و اجرای یک استراتژی جامع پیش‌گیرانه حمایتی، عاطفی و روانی به‌ویژه برای گروه‌های در معرض خطر تا حدودی از بار این آسیب کاسته و از بروز چنین رقم بالایی از آمار اقدام به خودکشی پیش‌گیری کرد.
مجموعه‌ای از عوامل دست به دست هم می‌دهند تا افکار خودکشی در شخص شکل گیرد، که معمولا از آنها تحت عنوان عوامل خطر یاد می‌شود و دراین زمینه می‌توان به سنین جوانی، مشکلات و فشارهای اجتماعی و فرهنگی، بیکاری، فقر، اعتیاد، سوءمصرف مواد مخدر، مشکلات خانوادگی، فشار روانی کنترل نشده در بحران، مهاجرت، عوامل فصلی و دمایی، علل بیولوژیکی و روانشناختی، ناکامی‌های فردی(شغلی، تحصیلی و …) شکست عاطفی شدید، سوءاستفاده‌های جنسی و گاهی موج‌های خبری رسانه‌ها اشاره کرد.
بنابراین اگر شخصی که افکار خودکشی در او شکل گرفته است شناسایی نشود و تحت درمان قرار نگیرد، در مرحله بعد سعی در برنامه‌ریزی برای خودکشی می‌کند. سپس امکان دارد که آن شخص قصد اجرای برنامه و اقدام به خودکشی را داشته باشد. این اجرا ممکن است کامل شود و یا ناکامل و در حد اقدام باقی بماند. چنان‌چه اجرای رفتار خودکشی از سوی فرد کامل شود، دو احتمال وجود دارد. نخست این‌که ممکن است شخص پس از اقدامات درمانی و اورژانس پزشکی از مرگ نجات یابد و یا در احتمال دوم امکان دارد، جان خود را از دست بدهد. در صورتی‌که اقدام به خودکشی نا‌تمام بماند و به مرگ منتهی نشود، شخص هم‌چنان در معرض خطر خودکشی مجدد قرار دارد و اگر درمان نشود، عود رفتار خودکشی محتمل است. چنانچه رفتار خودکشی کامل شده و فرد بمیرد، خانواده و اطرافیان او دچار آلام روحی خواهند شد، که اگر تحت حمایت، مشاوره و درمان قرار نگیرند، ممکن است آنها نیز در معرض خطر خودکشی باشند.
به دنبال نشانه‌های خودکشی باشید
به همین منظور مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی ایران به عموم مردم برای مواجهه با افرادی که افکار خودکشی دارند، توصیه‌ کرده است: «به دنبال نشانه‌های خودکشی باشید. از جمله‌ این نشانه‌ها صحبت کردن یا تحقیق درباره مرگ، احساس ناامیدی، اضطراب، افسردگی و فقدان تحمل است. همدلی کنید و حرف‌های آن‌ها را بشنوید. فرد را قضاوت نکنید. با دلسوزی گوش دهید و به احساسات آن‌ها احترام بگذارید. از او به صورت مستقیم درباره خودکشی سوال بپرسید و به نحوی پرسش کنید که پاسخی صادقانه به شما بدهد. از هر علامتی که متوجه شده‌اید، به عنوان بخشی از سوال استفاده کنید. روراست باشید، چون پرسیدن درباره خودکشی باعث خودکشی نمی‌شود. خطر را دور کنید. حذف دسترسی به اقلام مورداستفاده برای خودکشی یک رویکرد مبتنی بر شواهد برای جلوگیری از خودکشی است. اگر به خودکشی پاسخ مثبت داده‌اند، از آن‌ها بپرسید آیا برنامه‌ای دارید؟ آیا به آن وسایل دسترسی دارید؟ و سپس دسترسی به داروها، طناب یا چاقو را محدود و منع کنید. همراه با فرد موردنظر با اورژانس اجتماعی برای پیشگیری از خودکشی تماس بگیرید. اگر فرد حاضر به دور کردن لوازم و ایمن شدن نیست، او را تنها نگذارید و تا رسیدن اورژانس کنار او بمانید.»
فهرستی از علل خودکشی
کارشناسان می‌گویند: افسردگی، ناامیدی و شکست‌های فرد در زندگی می‌تواند انگیزه و عاملی برای خودکشی شخص باشد. البته عوامل زیستی و ژنتیکی نیز در اقدام به خودکشی می‌تواند موثر باشد؛ چنان‌که سابقه ارتکاب خودکشی در یکی از اعضای درجه یک خانواده، احتمال اقدام به خودکشی در دیگر افراد خانواده را می‌تواند افزایش دهد.
بسیاری از روانشناسان، خودکشی را نوعی مکانسیم دفاعی می‌دانند. به این معنا که بازتاب پرخاشگری درونی فرد نسبت به شی و عامل بیرونی است که سبب می‌شود فرد انرژی روانی‌اش را روی آن متمرکز کند و پرخاشگری را به خود بازگرداند. برخی دیگر از روانشناسان نیز، خودکشی را ناشی از خشم فرد نسبت به فرد دیگری می‌دانند.
اما عامل خودکشی تنها از مشکلات فردی ناشی نمی‌شود؛ بلکه مشکلات اجتماعی نیز فرد را به مرز و محدوده‌ای می‌رساند که دست به خودکشی بزند. امیل دورکیم، جامعه‌شناس مطرح فرانسوی، که کتاب «خودکشی» او هم‌چنان مرجع روانشناسان و جامعه‌شناسان است، جامعه را در اقدام به خودکشی موثر می‌داند و معتقد است وقتی فرد در نابسامانی و هرج و مرج‌های اجتماعی قرار می‌گیرد، آمادگی بیشتری برای پایان دادن به حیات خود خواهد داشت. 
 در مجموع می‌توان گفت آسیب‌های اجتماعی و روانی ارتباط تنگاتنگی با خودکشی دارد، با این حال، سیستم پیشگیری از خودکشی در ایران، در مقایسه با کشورهای پیشرفته، در سطح مطلوبی نیست. به علاوه، مشکلات سیستم‌های حمایتی و آموزش و نقص اطلاع‌رسانی سبب شده که حتی افراد دیگر با دیدن صحنه خودکشی، آگاهی و اطلاع کافی نداشته باشند که چگونه می‌توانند فرد را از خطر مرگ نجات دهند و یا این‌که با کجا باید تماس بگیرند. 
لزوم تدوین استراتژی باهدف پیشگیری 
بنابراین با توجه به مباحث فوق بر می‌آید که خودکشی پدیده‌ای چندوجهی و پیچیده است و عوامل تحلیلی متعددی دارد. لذا، لازمه تدوین یک استراتژی جامع پیش‌گیری از خودکشی، شناخت کامل تمام عوامل خطر و هم‌چنین آگاهی از تعریف دقیق سطوح مختلف پیش‌گیری از خودکشی است. 
براین اساس مجید زارع از کارشناسان حوزه آسیب‌های اجتماعی می‌گوید: «مجموعه اقداماتی که در راستای بروز، قطع و یا کاهش سرعت سیر مشکل صورت می‌گیرد، پیش‌گیری نام داشته و در سه سطح کلی تقسیم‌بندی می‌شود. که شامل پیش‌گیری سطح اول: که معمولا بر پیش‌گیری از بروز مشکل در افراد سالم تاکید دارد. سپس پیش‌گیری سطح دوم: که به تشخیص به موقع و درمان مشکل و بیماری قبل از بروز علائم و نشانه‌های بالینی مربوط می‌شود و نهایتا پیش‌گیری سطح سوم:که شامل اقدامات انجام شده در راستای جلوگیری از مراحل پیشرفته بیماری و ناتوانی‌هاست و همچین تداومات درمانی و جلوگیری از رشد دوباره آن است.»
زارع عنوان می‌کند: «در بحث پیشگیری از خودکشی، دو مدل برای تبیین سطوح پیش‌گیری ازخودکشی مطرح است. مدل نخست، همان مدل معمول تقسیم‌بندی پیش‌گیری است که بر‌اساس آن پیش‌گیری از خودکشی به سه سطح اول، دوم و سوم تقسیم‌بندی می‌شود. پیش‌گیری از خودکشی در سطح اول مربوط به انجام اقدامات پیش‌گیرانه قبل از وقوع خودکشی است که شامل دو بخش است. بخش اول: مشتمل بر کاهش عوامل خطر شناخته شده در زمینه خودکشی، محدودیت دسترسی به ابزار و وسایل خودکشی مانند داروها، سموم و سلاح گرم، آگاهی بخشی عموم درخصوص بیماری‌های روانی و خودکشی، مقابله با مصرف مخدرها و بزه‌کاری در مدارس و کاهش دسترسی به مناطق داغ خودکشی است. شامل موقعیت‌ها و مکان‌هایی که مکررا جهت اقدام به خودکشی استفاده می‌شوند، مثل پل‌ها، صخره‌ها، ساختمان‌های بلند و یا حتی مسیر ریل قطار. اما در بخش دوم: پیش‌گیری از خودکشی در سطح اول شامل تقویت عوامل محافظت کننده در برابر خودکشی است. همچون بهبود سبک زندگی، افزایش امنیت در مدارس، تسهیل و تسریع دسترسی به مراکز مشاوره، آموزش دروازه‌بانان جامعه از جمله بخش‌های کلیدی هم‌چون اورژانس اجتماعی، هلال احمر، پلیس و نیروهای انتظامی و نظامی و … که در حیطه کاری خود با افراد دارای مشکلات روحی و عاطفی سروکار دارند، راه اندازی خطوط ارتباط تلفنی و اینترنتی یاری رسان، تجهیز افراد به آگاهی‌های خود ‌مراقبتی، همگی به بخش دوم پیش‌گیری سطح اول از خودکشی مربوط می‌شود.»
اما به روایت این کارشناس «پیش‌گیری از خودکشی در سطح دوم: مربوط به شناسایی و غربال‌گری افراد در معرض خودکشی و کاهش میزان دسترسی به ابزار و وسایل ارتکاب به خودکشی در مناطق شهری و روستایی است. روش‌های غربال‌گری افراد در معرض خطر رفتار خودکشی، متشکل از به کاربردن مصاحبه‌های ساختار‌یافته یا نیمه ساختار‌یافته، مقیاس‌های روان‌سنجی معتبر و قابل اعتماد و تست‌های بیولوژیکی مانند تست سرکوب دگزامتازون است. از این تست برای ارزیابی عملکرد غدد آدرنال و تغییرات ترشح سطح کورتیزون در پاسخ به تزریق دگزامتازون استفاده می‌شود که از حساسیت بالا برای پیش‌گویی رفتار خودکشی در افراد مبتلا به افسردگی یا اسکیزوفرنی برخوردار است. از مزایای غربال‌گری، صرفه اقتصادی و هزینه اثربخشی آن است. هرچند در تدوین برنامه‌های غربالگری در هر جامعه باید سازگار بودن آن برنامه با فرهنگ بومی آن جامعه و یا منطقه را نیز در نظر گرفت. به علاوه درخصوص تحقق جامع اجزاء پیش‌گیری سطح دوم، وضع قوانین در خصوص رسانه‌ها و جراید در راستای مجاب نمودن آن‌ها به محدود نمودن پخش اخبار مربوط به خودکشی را نیز نباید از نظر دور داشت. در نهایت پیش‌گیری از خودکشی در سطح سوم: شامل جلوگیری از پیشرفت بیماری، درمان‌های روان‌شناختی و دارویی در فردی که خودکشی کرده ولی قربانی مرگ نشده است، در راستای جلوگیری از ارتکاب مجدد او به خودکشی و نیز ارائه خدمات مشاوره به بازماندگان فرد خودکشی کرده در جهت کاهش درد و رنج آن‌هاست.»
مجید زارع در ادامه بیان می‌کند: «تبیین سطوح پیش‌گیری از خودکشی، توسط موسسه پزشکی آمریکا ارائه شده است و تحت عنوان مدل The US Institute of Medicine Model ;UIOM نامیده می‌شود. مدل UIOM بیان‌گر سه سطح پیش‌گیری از خودکشی با نام استراتژی‌های «پیش-گیرانه جهانی، اختصاصی و هدفمند» است. استراتژی جهانی پیش‌گیری از خودکشی شامل آموزش پزشکان عمومی در راستای توانمند‌سازی آنان برای تشخیص و درمان بیماران مبتلا به افسردگی و بیماران دارای افکار خودکشی و هدف از این استراتژی، کاهش موارد خودکشی از طریق بهبود جنبه‌های شناسایی و درمان افراد اقدام کننده به خودکشی در جمعیت عمومی است. استراتژی اختصاصی یا انتخابی پیش‌گیری از خودکشی نیز شامل اجرای برنامه‌های پیش‌گیرانه در زیرگروه‌های در معرض خطر است، که باید بر اساس آگاهی دقیق از عوامل خطر محیطی، اجتماعی و بیولوژیکی مانند بیکاری، طلاق، سنین در معرض خطر و درآمد پایین صورت پذیرد. این استراتژی مشتمل بر مداخلات رویداد محور است که بر حوادث ناگوار زندگی افراد مانند از دست دادن عزیزان، آسیب-های جسمی، تجاوز به عنف، جنگ، قحطی و آوارگی تاکید کرده و افراد آسیب دیده از این مصائب را از جهت اجرای مداخلات پیش‌گیرانه در زمینه خودکشی هدف قرار می‌دهد. اما پیش‌گیری هدف‌مند با هدف شناسایی و درمان اشخاصی که علائم و نشانه‌های رفتار خودکشی را از خود بروز داده‌اند، مانند افراد مبتلا به افسردگی، اختلالات دوقطبی و بی اشتهایی و نیز پیگیری افراد با سابقه اقدام به خودکشی، صورت می‌گیرد.» 
اظهارات پایانی این کارشناس، موید این نکته است که مسیر تدوین و اجرای استراتژی پیش‌گیری از خودکشی دشوار و نیازمند تربیت و به‌کارگیری نیروهای متخصص و کارآمد در این زمینه به صورت جدی و فراگیر است. چرا که عوامل خطر رفتار خودکشی در گروه‌های مختلف هر جامعه از جمله سربازان، دانشجویان، شهرنشینان، روستائیان و قومیت‌های مختلف با یکدیگر متفاوت است و هرکدام نسخه درمانی خاص خود را می‌طلبد. بنابراین پیشنهاد می‌شود استراتژی‌های پیش‌گیری از خودکشی به‌صورت هدفمند و اختصاصی، برای هر یک از گروه‌های اجتماعی، به تناسب بسترهای فرهنگی، جغرافیایی و بومی هر منطقه صورت پذیرد تا شاید مرهمی برای دردهای اجتماعی باشد. 
راهبردهای تأمین  بهداشت روانی