معلمِ خیابان کشوردوست
جواد شاملو
نمیتوان روز معلم یاد رهبر شهید نکرد، از بس که نقش داشت آقا در تعلیم ملت و امت. هر سال میانگین ۷۰ الی ۸۰ سخنرانی یا دیدار داشت که صدر تا ذیل این سخنرانیها درس بود. نتیجه این همه سال تعلیم او، این امت بلوغ یافته شد.
یعنی یک بدنه انقلابی وجود دارد که این بدنه انقلابی همهجور نیروی انسانی را در خود دارد. هم مسئولین انقلابی داریم، هم دانشجویان انقلابی، هم شاعران انقلابی، هم مداحان انقلابی، هم رسانهایهای انقلابی، هم سلبریتیهای انقلابی، هم کارگردانهای انقلابی، هم روشنفکران انقلابی. آقا یک جامعه انقلابی ساخت که بشود تنه ساخت پایگاه مردمی نظام. این جامعه انقلابی نیاز به واردات هیچ عنصری از خارج از مکتب خود ندارد. اگرچه همه جامعه ایران انقلابی نیستند، در این شکی نیست، اما هنر رهبر انقلاب خارج کردن انقلابیها از یک قشر و تبدیل آنها به یک جامعه با اجزای کامل بود. آقا زن انقلابی را تبیین کرد، جوان انقلابی را تبیین کرد، کارگر انقلابی را تبیین کرد، شاعر و سخنران و مداح و هنرمند و رسانهچی انقلابی را تبیین کرد و به این ترتیب جامعهای ساخت که هم کثیر است و هم از حیث امکانات اجتماعی متکثر است. این جامعه انقلابی بود که در بازه زمانی پس از شهادت آقا و پیش از انتخاب آقاسیدمجتبی به رهبری انقلاب، کشور را رهبری کرد و هنوز هم بازوی بسیار مؤثر برای کمک به رهبری است.
این جامعه، محصول کلاس درسِ مستمرِ همان معلمی است که از حسینیه امام خمینی در خیابان کشوردوست، جغرافیا و تاریخ را توأمان تدریس میکرد.
او تنها یک رهبر سیاسی نبود؛ بلکه یک حکیمِ جامعهساز بود که با صبر و حوصلهای شگرف، مفاهیم پیچیده را برای اقشار مختلف ساده و کاربردی میکرد. وقتی با نخبگان مینشست، از مرزهای دانش و افقهای تمدنی میگفت؛ وقتی با کارگران دیدار میکرد، از شرفِ کار و استقلال اقتصادی حرف میزد؛ و وقتی با جوانان خلوت میکرد، امید و آرمانخواهی را در دلهایشان میکاشت. در دورانی که ماشینِ رسانهای دشمن با تمام قوا سعی در پمپاژ یأس و تحریفِ واقعیت داشت، این معلمِ حکیم یکتنه به خط میزد و با «جهاد تبیین» غبارِ فتنههای شناختی را کنار میزد.
اوج شکوه و عیارِ این تربیتِ الهی، در همان روزهای سخت و پرالتهابِ پس از عروجِ او نمایان شد. جایی که دشمنان قسمخورده، منتظرِ فروپاشی، تزلزل و خلأ قدرت بودند، همین جامعهی متکثر و در عین حال یکپارچه، چون کوه ایستاد و لنگرگاهِ ثباتِ ایران شد. این ایستادگیِ تاریخی، تصادفی نبود؛ ثمرهی دههها کادرسازیِ خاموش اما مؤثرِ او بود. حالا و در این گامِ جدید، این سرمایهی عظیم انسانی و فکری، نه تنها مرعوبِ طوفانها نمیشود، بلکه با تکیه بر همان میراثِ متقن و تحت هدایتِ رهبریِ جدید، با بصیرتی مضاعف مسیر تمدنسازی را طی میکند. معلمِ خیابان کشوردوست رفت، اما مدرسهای که او بنا کرد، تا رسیدن به قلهها تعطیلبردار نیست.
نمیتوان روز معلم یاد رهبر شهید نکرد، از بس که نقش داشت آقا در تعلیم ملت و امت. هر سال میانگین ۷۰ الی ۸۰ سخنرانی یا دیدار داشت که صدر تا ذیل این سخنرانیها درس بود. نتیجه این همه سال تعلیم او، این امت بلوغ یافته شد.
یعنی یک بدنه انقلابی وجود دارد که این بدنه انقلابی همهجور نیروی انسانی را در خود دارد. هم مسئولین انقلابی داریم، هم دانشجویان انقلابی، هم شاعران انقلابی، هم مداحان انقلابی، هم رسانهایهای انقلابی، هم سلبریتیهای انقلابی، هم کارگردانهای انقلابی، هم روشنفکران انقلابی. آقا یک جامعه انقلابی ساخت که بشود تنه ساخت پایگاه مردمی نظام. این جامعه انقلابی نیاز به واردات هیچ عنصری از خارج از مکتب خود ندارد. اگرچه همه جامعه ایران انقلابی نیستند، در این شکی نیست، اما هنر رهبر انقلاب خارج کردن انقلابیها از یک قشر و تبدیل آنها به یک جامعه با اجزای کامل بود. آقا زن انقلابی را تبیین کرد، جوان انقلابی را تبیین کرد، کارگر انقلابی را تبیین کرد، شاعر و سخنران و مداح و هنرمند و رسانهچی انقلابی را تبیین کرد و به این ترتیب جامعهای ساخت که هم کثیر است و هم از حیث امکانات اجتماعی متکثر است. این جامعه انقلابی بود که در بازه زمانی پس از شهادت آقا و پیش از انتخاب آقاسیدمجتبی به رهبری انقلاب، کشور را رهبری کرد و هنوز هم بازوی بسیار مؤثر برای کمک به رهبری است.
این جامعه، محصول کلاس درسِ مستمرِ همان معلمی است که از حسینیه امام خمینی در خیابان کشوردوست، جغرافیا و تاریخ را توأمان تدریس میکرد.
او تنها یک رهبر سیاسی نبود؛ بلکه یک حکیمِ جامعهساز بود که با صبر و حوصلهای شگرف، مفاهیم پیچیده را برای اقشار مختلف ساده و کاربردی میکرد. وقتی با نخبگان مینشست، از مرزهای دانش و افقهای تمدنی میگفت؛ وقتی با کارگران دیدار میکرد، از شرفِ کار و استقلال اقتصادی حرف میزد؛ و وقتی با جوانان خلوت میکرد، امید و آرمانخواهی را در دلهایشان میکاشت. در دورانی که ماشینِ رسانهای دشمن با تمام قوا سعی در پمپاژ یأس و تحریفِ واقعیت داشت، این معلمِ حکیم یکتنه به خط میزد و با «جهاد تبیین» غبارِ فتنههای شناختی را کنار میزد.
اوج شکوه و عیارِ این تربیتِ الهی، در همان روزهای سخت و پرالتهابِ پس از عروجِ او نمایان شد. جایی که دشمنان قسمخورده، منتظرِ فروپاشی، تزلزل و خلأ قدرت بودند، همین جامعهی متکثر و در عین حال یکپارچه، چون کوه ایستاد و لنگرگاهِ ثباتِ ایران شد. این ایستادگیِ تاریخی، تصادفی نبود؛ ثمرهی دههها کادرسازیِ خاموش اما مؤثرِ او بود. حالا و در این گامِ جدید، این سرمایهی عظیم انسانی و فکری، نه تنها مرعوبِ طوفانها نمیشود، بلکه با تکیه بر همان میراثِ متقن و تحت هدایتِ رهبریِ جدید، با بصیرتی مضاعف مسیر تمدنسازی را طی میکند. معلمِ خیابان کشوردوست رفت، اما مدرسهای که او بنا کرد، تا رسیدن به قلهها تعطیلبردار نیست.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه



