نسخه Pdf

تحلیلگران درباره ائتلاف مکه چه می‌گویند

ائتلافی بر روی آب! 

گروه بین الملل
رسانه‌های نزدیک به حزب حاکم ترکیه و ماشین تبلیغاتی دولت اردوغان،به دنبال آن است تا امضای توافق دفاعی مکه با مشارکت آنکارا، ریاض و اسلام آباد را مانند ائتلاف «امت» و تحت لوای مفاهیم دینی وحدت محور جا بیاندازد.با این حال، بسیاری از تحلیلگران ترکیه درباره صحت این رویکرد تردید دارند و روزنامه ملی گازته چاپ آنکارا، توافق مکه را مانند «میدان مین» ارزیابی کرده و درباره ایران، ملاحظات مهمی دارند که دو مورد از مهمترین ملاحظات از این قرار است: اول این که به گفته تحلیلگران ملی گازته و حزب اسلامگرای سعادت، حذف ایران از معادلات امنیتی منطقه نه تنها کمکی به امنیت و ثبات منطقه نخواهد کرد، بلکه به مثابه پیروزی از سیاست‌های تفرقه اندازانه آمریکا و رژیم اسرائیل خواهد بود.
هشدار دوم این است که تحلیلگران روزنامه مزبور رسماً از دولت اردوغان پرسیده‌اند «اگر ایران در معادلات دفاعی برحق خود، در پاسخ به تهدیدات آمریکا، پایگاه های نظامی آمریکایی مستقر در عربستان را بزند، آیا در آن صورت ترکیه و پاکستان خود را ملزم می‌بینند که به منظور جبران این حمله، به خاک کشور اسلامی حمله کنند؟»
در ادامه دیدگاه‌های انتقادی، می‌توان به سخنان آردان اُزترک اشاره کرد که درباره پیامدهای این پیمان هشدار داده و می‌پرسد: «چرا عربستان بر پیوند با پاکستان هسته‌ای اصرار دارد و چرا ترکیه باید وارد چنین ساختاری شود؟ پیوند دادن امنیت ترکیه به یک معماری امنیتی جدید در خلیج فارس، می‌تواند هزینه‌های ژئوپلیتیکی مستقیمی برای آنکارا ایجاد کند. باید به روشنی بپرسیم: ترکیه در قبال تعهدات سنگینی که در پیمان مکه داده، دقیقاً چه چیزی به دست می‌آورد؟»
توافقی روی کاغذ 
اوکتای بینگل می‌گوید: «باید به جای برخورد تبلیغاتی، مسئله را از منظر قابلیت نظامی و تعهدات دفاع جمعی ارزیابی کرد. باید دید یک توافق روی کاغذ تا چه حد می‌تواند به همکاری عملیاتی تبدیل شود؟»
کامر قاسم از دیگر تحلیلگران ترکیه نیز در رویکردی مشابه می‌گوید: «لازم است به جای آن که برای تاسیس یک بلوک جدید جشن بگیریم و اظهار خشنودی کنیم، به این موضوع بیاندیشیم که دستاورد واقعی و هدف واقعی چیست و از همه مهمتر، آیا این پیمان می‌تواند به معنای واقعی کلمه موازنه را تغییر دهد یا فقط جنبه نمادین دارد».
این تحلیلگر ترکیه‌ای، به شکل عینی و واقعبینانه می‌پرسد: «تاکنون در اغلب رسانه‌های ترکیه، شاهد یک تحلیل تکراری بوده‌ایم که معتقد است ارتش بزرگ ترکیه، بمب هسته‌ای پاکستان و پول عربستان سعودی وقتی با هم ترکیب شوند، یک ابرقدرت منطقه‌ای به وجود می‌آید! ولی این تصور واقعبینانه نیست و چنین پیمان‌هایی را نباید با این محاسبات ساده و سطحی ارزیابی کرد. در واقع برای تبدیل این منابع به قدرت مشترک، باید فرماندهی، دکترین، اطلاعات، لجستیک، تعریف دشمن، قواعد مداخله و اراده سیاسی مشترک وجود داشته باشد. اینها بسیار دشوارتر از جمع کردن سه عدد روی کاغذ هستند».
محدودیتهای نهادی و سازمانی 
برخی دیگر از تحلیلگران ترکیه درباره پیمان مکه، به محدودیت‌های نهادی – سازمانی اشاره کرده‌اند.
سدات ارگین درباره این موضوع می‌نویسد: «ترکیه عضو پیمان غربی ناتو است. بنابراین حضور در هر پیمان دفاعی جدید را نمی‌توان مثل یک اتحاد مستقل و بدون هزینه تحلیل کرد. سؤال این است که در بحران واقعی، اگر مثلاً یکی از اعضای پیمان جدید وارد جنگ شود، رابطه آن تعهد با محاسبات ترکیه در ناتو و روابط ترکیه با آمریکا و اروپا و منافع خود ترکیه چگونه تنظیم خواهد شد؟ این نگرانی حتی در بحث عمومی پیرامون پیمان جدید هم قابل طرح است و باید پرسید: آیا عضویت ترکیه در پیمان جدید به معنای تعهد خودکار به جنگ‌های خارج از جغرافیای ناتو است؟ رسیدن به یک پاسخ حقوقی و سیاسی روشن، ساده نیست».
در تحلیل مشابه فهیم تاشتکین نیز از خطر تبدیل شدن ترکیه به بخشی از قطب‌بندی منطقه‌ای سخن به میان آورده است.او می‌گوید: «خاورمیانه، را باید به شکل شبکه‌ای از منافع متعارض ببینیم و نه دو یا سه بلوک منظم. شاید تصور شود که نزدیکی ترکیه به عربستان و پاکستان می‌تواند باعث افزایش نفوذ ترکیه در جهان اسلام و تقویت صنایع دفاعی ما شده و همچنین منجر به افزایش وزن آنکارا در خلیج فارس شود. 
ولی در عین حال، باعث کاهش فضای مانور ترکیه در برابر ایران و پیچیده‌تر شدن رابطه با امارات خواهد شد». از دیگر سو، مراد یتکین از تحلیلگران مشهور ترکیه نیز علاوه بر موضوع کارکرد واقعی، به مفهوم دستاورد پرداخته و می‌پرسد: «باید از روایت‌های شتابزده و پیروزمندانه فاصله بگیریم و هزینه‌های سیاست خارجی را هم وارد محاسبه کنیم. آیا ترکیه دارد یک ابزار جدید برای افزایش قدرت خود به دست می‌آورد، یا تعهدات امنیتی جدیدی را می‌پذیرد که در بحران بعدی می‌تواند گریبان خودش را بگیرد؟ این تفاوت بسیار اساسی است».
درس عبرت از تجربه سال 2015 میلادی
یکی دیگر از موضوعاتی که برخی از منتقدین، تحیلگران و کارشناسان سیاسی ترکیه به آن اشاره کرده‌اند، تجربه ناکام سال 2015 میلادی عربستان سعودی، برای به وجود آوردن یک ائتلاف سیاسی – دفاعی وسیع در جهان اسلام بود.در آن سال، عربستان سعودی یک «ائتلاف نظامی اسلامی ضد تروریسم» (IMCTC) تاسیس کرد. قرار بود مرکز فرماندهی و هماهنگی آن در ریاض مستقر شود و کشورهای عضو در زمینه اطلاعات، آموزش، هماهنگی نظامی، مقابله با افراط‌گرایی و عملیات ضدتروریستی همکاری کنند. تنها در عرض چند روز 34 کشور به آن پیوستند که از میان آنها علاوه بر خود عربستان سعودی، می‌توان به امارات، بحرین، قطر، اردن، کویت، لبنان، فلسطین، یمن، مصر، تونس، لیبی، موریتانی، مراکش، سومالی، ترکیه، پاکستان، بنگلادش و مالزی اشاره کرد. بعدها چند کشور دیگر نیز اضافه شدند و تعداد اعضا به بیش از 40 کشور رسید.
عدم حضور ایران، عراق و سوریه در ائتلاف مزبور، باعث شد که بسیاری از تحلیلگران غربی آن را ائتلاف سُنّی بنامند. اما خود سعودی‌ها تمایل داشتند از عبارت «ناتوی اسلامی» استفاده کنند. ولی طرح مزبور نهایتاً ناکام ماند و از مهمترین دلایل ناکامی، می‌توان به این موارد اشاره کرد: 
الف) در ناتو همه بر سر تهدید شوروی توافق داشتند، اما در ائتلاف ابتکاری عربستان، چنین اجماعی وجود نداشت. به عنوان مثال، خود عربستان، ایران را تهدید اصلی می‌دید ولی پاکستان نمی‌خواست وارد تقابل با ایران شود و ترکیه اولویت‌های خاص خود را در سوریه داشت. در همین حال، مصر بیشتر روی امنیت داخلی و لیبی تمرکز داشت. بنابراین هیچ دشمن مشترکی وجود نداشت.
ب) رقابت بر سر رهبری جهان اسلام، موضوع مهم دیگری بود که عملاً به یک اختلاف پنهان تبدیل شد. چرا که دست کم 4 کشور یعنی عربستان، مصر، پاکستان و ترکیه، هر کدام به دلایلی، تصور می‌کرد که او رهبر جهان اسلام است و نه کشوری دیگر! 
ج) دلیل سوم را باید در اختلافات ایدئولوژیک دید. در آن دوران، ترکیه و اردوغان به اخوان‌المسلمین نزدیک بودند اما السیسی و بن سلمان با این گرایش مخالف بودند. 
د) زمانی که در سال 2017 میلادی، عربستان، امارات، بحرین و مصر در یک اقدام عجیب، قطر را محاصره کردند، این واقعیت عیان شد که اساساً چیزی به نام ائتلاف اسلامی وجود خارجی ندارد. 
ه) از منظر فنی، ائتلاف مزبور هیچ شباهتی به ناتو نداشت و فاقد تعریف روشنی برای ساز و کار تعهد دفاع جمعی بود.
ائتلافی بر روی آب! 
دریافت همه صفحات
دانلود این صفحه
آرشیو