نسخه Pdf

تاوانِ شکست کاخ سفید و پنتاگون در جنگ رمضان

اردک لنگ در یک قدمی مرگ

گروه بین الملل
شکست اخیر حزب جمهوری‌خواه در کارزار میان‌دوره‌ای کنگره، سنا و فرمانداری‌ها، فراتر از یک جابه‌جایی ساده در کرسی‌های پارلمانی، زلزله‌ای سیاسی بود که پایه‌های کاخ سفید را تا مرز فروپاشی کامل به لرزه درآورد. نکته خیره‌کننده و بی‌سابقه در این رخداد، فروریختن دژهای سنتی و حوزه‌های امنِ حزب در ایالت‌هایی همچون اوهایو، تگزاس، کارولینای جنوبی و کانزاس است؛ مناطقی که طی دهه‌های متمادی به عنوان پایگاه‌های تسخیرناپذیر محافظه‌کاران شناخته می‌شدند و ثبت بدترین نتایج تاریخی در آن‌ها، ابعاد این سونامی سیاسی را عیان ساخت.امروز تحلیلگران و استراتژیست‌های مسائل انتخاباتی و سیاسی در ایالات متحده و سراسر جهان متفق‌القول هستند که معمار اصلی این فاجعه بزرگ و عامل انهدام سرمایه اجتماعی جمهوری‌خواهان، کسی نیست جز شخص دونالد ترامپ و کابوس سیاست‌های ماجراجویانه‌اش. مقامات ارشد حزب جمهوری‌خواه در شوکی عمیق به سر می‌برند؛ چرا که دامنه و عمق این شکست به‌قدری سنگین بوده که حتی مؤسسات نظرسنجی وابسته به حزب دموکرات نیز پیش از برگزاری انتخابات، تصور چنین پیروزی فراگیری را در خواب هم نمی‌دیدند.
جنگ با ایران، طومار ترامپ را درهم پیچید
ریشه این سقوط سهمگین را باید در تناقض عریان میان شعارهای انتخاباتی ترامپ و عملرد فاجعه‌بار او در عمل جست‌وجو کرد. ترامپ در جریان رقابت‌های ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۴ میلادی با پرچمداری شعارهای فریبنده ضدجنگ، توقف معرکه‌گیری‌های پرهزینه در خارج از مرزها و تمرکز ثروت ملی بر آبادانی و رفاه داخل کشور، توانسته بود آرای کارگران، طبقه متوسط و اقشار خسته از جنگ را به سوی خود جلب کند. با این حال، غلتیدن ناخودآگاه این جریان به باتلاق تقابل فرسایشی و رو در رو با جمهوری اسلامی ایران، نقطه عطف بطلان تمامی این ادعاها بود.قمار جنگی که ترامپ می‌پنداشت ظرف چند روز یا نهایتاً یک هفته پرونده آن را خواهد بست و به نقطه قوت خود تبدیل خواهد کرد، به یک جنگ فرسایشی تبدیل شد. در این میان، خطوط قرمز راهبردی ایران که از سوی رهبر معظم انقلاب و شورای عالی امنیت ملی ترسیم شده بود، به‌قدری پررنگ و مستحکم بود که ماشین جنگی واشنگتن عملاً نتوانست ایران را وادار به عقب‌نشینی کند. نتیجه این توحش نظامی، چیزی جز انباشت هزینه‌های نجومی، صعود سرسام‌آور نرخ تورم، به خطر افتادن امنیت انرژی و تحقیر حیثیت بین‌المللی ایالات متحده در برابر صلابت نیروهای مسلح ایران نبود. جنگی که قرار بود مایه اقتدار ترامپ باشد، به پاشنه آشیل او و حزب جمهوری‌خواه بدل شد.
انقلاب در پایگاه «ماگا»
این ناکامی بزرگ، شکافی عمیق، ترمیم‌ناپذیر و بی‌سابقه در اردوگاه حامیان ترامپ ایجاد کرد. گویاترین و تکان‌دهنده‌ترین اعتراف در این زمینه متعلق به معاون رئیس‌جمهور، جی‌دی ونس، است که صراحتاً جنگ با ایران را اصلی‌ترین عامل شکست حزب در انتخابات دانست و به رأی‌دهندگان آمریکایی حق داد. اشاره ونس به این واقعیت بود که بسیاری از اعضای جنبش «ماگا» (هسته سخت و اصلی حامیان ترامپ) دو سال قبل با شعار پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان به او رأی داده بودند، اما اکنون شاهد عهدشکنی و ورود او به جنگی فاجعه‌بار با ایران بودند.شگفت‌انگیزتر اینکه بدنه وفادار به جنبش ماگا، در اقدامی تنبیهی و ساختارشکنانه، نه تنها از حضور در پایگاه‌های رأی امتناع نکردند، بلکه عامدانه نامزدهای حزب رقیب یعنی دموکرات‌ها را برگزیدند تا خشم خود را از این فریب بزرگ فریاد بزنند. در واقع، پیروزی دموکرات‌ها در سنا، مجلس نمایندگان و فرمانداری‌ها نه حاصل محبوبیت خودِ آن‌ها که نظرسنجی‌ها محبوبیتشان را زیر ۳۰ درصد نشان می‌دهد، بلکه محصول رأی سلبی و خشم متراکم شهروندانی بود که خواستار تنبیه ترامپ به جرم تحمیل هزینه‌های جنگی و اقتصادی بر جامعه آمریکا شدند.
اردک لنگ در کاخ سفید و آشفته‌بازارِ فرافکنی و مقصرتراشی
با این حال، واکنش ترامپ به این زوال بزرگ، چیزی جز فرافکنی، فرار به جلو و مقصرسازی نبوده است. او به‌جای پذیرش مسئولیت تاریخی خود در تحقق این شکست، رسانه فاکس‌نیوز را مقصر جلوه می‌دهد که چرا کارشناسان ضدجنگ را به برنامه‌های خود دعوت کرده‌اند و هیچ اشاره‌ای به نقش ویرانگر شخص خودش نمی‌کند. هم‌زمان، زمزمه‌هایی برای قربانی کردن وزرایی چون پیت هگست به بهانه مشاوره‌های نادرست سر داده است تا از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند.اما حقیقت تلخ برای جمهوری‌خواهان این است که تاریخ مصرف ترامپ به پایان رسیده و او امروز به یک «اردک لنگ» و رئیس‌جمهوری دست‌وپا‌بسته تبدیل شده است. در دو سال آینده، دیگر هیچ‌کس در حزب جمهوری‌خواه تمایلی ندارد خود را به ترامپ گره بزند؛ بلکه رقابتی آشکار برای فاصله گرفتن از او و نجات حزب شکل خواهد گرفت. این انشقاق داخلی، دولت ترامپ را به شدت ضعیف و آسیب‌پذیر خواهد ساخت.
چشم‌انداز تخاصم داخلی در دو سال آینده
با تسلط دموکرات‌ها بر کنگره و ابزارهای قانونی نظیر بودجه و نظارت، شاهد جنگ قدرت فرسایشی میان کاخ سفید و پارلمان خواهیم بود. هرچند ترامپ ممکن است با اتکا به اختیارات قانون اساسی و حق وتو تلاش کند نظرات خود را بر کنگره تحمیل کند (مشابه رویکردی که بوش پسر در سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸ در قبال اشغال عراق به کار بست)، اما این ابزار دائمی نخواهد بود.اگر دموکرات‌ها ببینند تمام مصوباتشان وتو می‌شود، در مسیر بودجه فدرال، هزینه‌های دولت و تخصیص خدمات عمومی خلل ایجاد خواهند کرد. بنابراین، ترامپ نمی‌تواند به‌طور مطلق از حق وتو بهره ببرد و ناگزیر در گرداب تقابل فرسایشی و هرج‌ومرج داخلی گرفتار خواهد شد؛ وضعیتی که مدیریت کشور را به شدت فلج خواهد کرد.
سیاست خارجی بی‌دکترین و آزمون هوشمندی راهبردی جمهوری اسلامی ایران
اکنون  رئیس جمهوری در آمریکا  مواجهیم که فاقد دکترین منسجم است و تنها بر اساس محاسبه منافع شخصی و مادی تصمیم می‌گیرد. این احتمال وجود دارد که ترامپ برای سرپوش گذاشتن بر شکست‌های داخلی، دست به تحرکات تازه یا تنش‌آفرینی علیه ایران بزند، یا بالعکس، به دلیل پایان دوران ریاست‌جمهوری‌اش ناچار به عقب‌نشینی از اهداف قبلی شود.برای ایران اما این تحولات هرگز به معنای افتادن در دام مطلق‌اندیشی نیست. نه باید پنداشت که ترامپ شکست‌خورده کاملاً اصلاح‌پذیر شده است و نه باید انتظار داشت که دست به هر اقدام جنون‌آمیزی بزند. رویکرد صحیح در برابر این وضعیت، پرهیز از ساده‌سازی مسئله  و در عوض اتخاذ راهبرد «رصد هوشمندانه و اقدام قاطعانه»در قبال هر اقدام و رفتار احتمالی آمریکاست. نظام جمهوری اسلامی با رصد دقیق تمامی سناریوها و آمادگی کامل برای مواجهه با هرگونه احتمال، قاطعانه بازی دشمن را برهم خواهد زد و منافع ملی کشور را با اقتدار تضمین خواهد کرد.
 اردک لنگ در یک قدمی مرگ
دریافت همه صفحات
دانلود این صفحه
آرشیو