اهمیت پرورش نسلی آگاه در مواجهه با چالش‌های محیط زیستی

هنوز خیلی‌ها وقتی به پیک‌نیک می‌روند، چوب درختان را قطع و با آتش آن برای خود کباب درست می‌کنند. هنوز خیلی‌ها در سفر به دل طبیعت، زباله‌ها را در جنگل، ساحل، کنار رودخانه‌ها، مناطق کوهستانی و چشم‌اندازهای طبیعی رها می‌کنند، این موارد نشان می‌دهد هنوز برای جامعه، موضوع طبیعت و مواهب طبیعی جایگاه درخوری ندارد و بی‌تفاوت از کنار بحران‌هایی مثل هدررفت منابع طبیعی عبور می‌کنند، امری که نشئت‌گرفته از کم‌کاری آموزش‌و‌پرورش است. 
واقعیت این است که ما در جهانی زیست می‌کنیم که با بحران‌های
 محیط زیستی، ناشی از فعالیت‌های انسانی، روبه‌رو است. این بحران‌ها نه‌تنها آینده ما بلکه سایر موجودات زنده را نیز تهدید می‌کنند. تغییرات اقلیمی، که به دلیل افزایش گازهای گلخانه‌ای رخ می‌دهد، تأثیرات ژرفی بر دما و الگوهای آب و هوایی دارد و سیستم‌های طبیعی و انسانی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. این تغییرات به افزایش سطح آب‌ها، خشکسالی‌ها، وقوع طوفان‌ها، گسترش آتش‌سوزی‌های بزرگ، آسیب به بخش کشاورزی، بروز ناامنی غذایی، تخریب اکوسیستم‌های طبیعی و کاهش تنوع زیستی منجر می‌شود.
جنگل‌زدایی، که اغلب به‌خاطر توسعه کشاورزی و پروژه‌های زیرساختی انجام می‌شود، نقش قابل‌توجهی در تشدید تغییرات اقلیمی دارد. علاوه بر این، تخریب و آلودگی زیستگاه‌ها، آسیب‌های عمیق و غیرقابل جبرانی به تنوع زیستی و حیات‌وحش وارد می‌کنند. گزارش صندوق جهانی حیات‌وحش نشان می‌دهد که از سال ۱۹۷۰ تاکنون جمعیت‌ پرندگان، ماهی‌ها، پستانداران، دوزیستان و خزندگان به‌طور میانگین ۶۸ درصد کاهش پیدا کرده است، که نشان‌دهنده تأثیر شدید فعالیت‌های مخرب انسان بر جمعیت‌های حیات‌وحش است.
آلودگی آب‌ها و وجود زباله‌های پلاستیکی در اقیانوس‌ها از دیگر چالش‌های مهم محیط زیستی است. هرساله میلیون‌ها تن زباله پلاستیکی وارد اقیانوس‌ها می‌شوند، که تأثیرات مخربی بر زندگی دریایی و اکوسیستم‌ها دارد.
 علاوه بر این مشکلات مستقیم محیط زیستی، تغییرات اقلیمی از طریق ایجاد ناامنی غذایی، با بحران‌هایی مانند گرسنگی جهانی، جنگ‌ها و افزایش موج جابه‌جایی انسان‌ها ارتباط تنگاتنگ دارد. مقابله با این چالش‌ها نیازمند به‌کارگیری یک رویکرد جامع است، که در آن آموزش باید به‌عنوان یکی از اصول اساسی تلقی شود.
آموزش‌های محیط زیستی در مدارس، با رویکردی بوم‌محور و با تأکید بر ارزش ذاتی تمام موجودات زمین و پیوند انسان‌ها با طبیعت، می‌تواند شهروندان جهانی مسئولیت‌پذیری را پرورش دهد که هم در زندگی شخصی و هم در سیاست‌های کلان کشورها نسبت به بحران‌های محیط زیستی تأثیرگذار باشند. ضروری است که در این آموزش‌ها بر مفهوم به‌هم‌پیوستگی تمام اشکال زندگی، اکوسیستم‌ها و تنوع زیستی تأکید شود. 
انسان‌ها زمانی می‌توانند نقش سازنده‌ای در آینده محیط‌زیست ایفا کنند که به شناخت درستی از درهم‌تنیدگی روابط بین انسان‌ها، گونه‌های غیرانسانی‌و محیط‌زیست دست یابند. آموزش محیط‌زیست باید با تأکید بر آموزش‌های محلی آغاز شود تا دانش‌آموزان طبیعت اطراف خود را درک کرده و راه‌حل‌های عمل‌گرایانه برای مشکلات محیط زیستی منطقه‌ای پیدا کنند. بسیار مهم است که دیدگاه‌های فرهنگی و تاریخی و دانش و تجربیات محلی در آموزش محیط‌زیست استفاده شود. این ادغام دانش و تجربیات فرهنگی و تاریخی محلی در آموزش محیط‌زیست به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا احساس پیوستگی و مسئولیت شخصی نسبت به حفاظت از محیط‌زیست خود داشته باشند. این احساس تعلق می‌تواند انگیزه‌ای قدرتمند برای مشارکت فعال در فعالیت‌های حفاظت از محیط‌زیست و ارتقای پایداری در سطح محلی و جهانی باشد.
در آموزش مفاهیمی چون توسعه پایدار، دانش‌آموزان باید ابتدا با تاریخچه توسعه به روش مدرن و آسیب‌های آن به محیط‌زیست آشنا شوند تا بتوانند با تصمیم‌گیری‌های اخلاقی، نه‌تنها آینده‌ای پایدار برای بقای انسان و سایر گونه‌ها را طراحی کنند بلکه آسیب‌های ناشی از روش‌های نامناسب توسعه را کاهش دهند. گرچه توسعه پایدار، که باهدف توازن بین رشد اقتصادی، حفاظت از محیط‌زیست و عدالت اجتماعی مطرح شده است، در عمل با چالش‌ها و نقدهایی روبه‌رو است که به توجه و بررسی جداگانه‌ای نیاز دارد.
به‌طور خلاصه، مهم است که دانش‌آموزان بدانند چالش‌ها و هزینه‌های حفاظت از محیط‌زیست گاهی به‌طور نامتناسب بر دوش جوامع و کشورهای کمتر توسعه‌یافته می‌افتد، درحالی‌که افراد و کشورهای ثروتمندتر بیشتر از مزایای آن بهره‌مند می‌شوند. همچنین سیاست‌ها و پروژه‌های توسعه پایدار ممکن است به‌طور ناخواسته گروه‌های آسیب‌پذیر مانند بومیان را به حاشیه رانده و حقوق، دانش و دیدگاه‌های آن‌ها را در برنامه‌های حفاظت از محیط‌زیست و توسعه اقتصادی نادیده بگیرند. این آموزش باید دانش‌آموزان را تشویق کند تا از منظری وسیع‌تر به مسائل محیط زیستی نگاه کنند و تأثیر اقدامات خود برجهان را درک کنند. توسعه پایدار نه‌تنها در موردحفاظت از محیط‌زیست است، بلکه شامل ترویج یک جامعه عادلانه‌تر و فراهم آوردن فرصت‌های برابر برای همه نیز می‌شود. 
یکی دیگر از موضوعات اساسی در آموزش محیط زیستی، درک پیوند عمیق بین انسان‌ها، حیوانات‌و طبیعت است. این پیوند نشان‌دهنده وابستگی متقابل ما به سایر موجودات و محیط اطرافمان است. اهمیت آموزش دانش‌آموزان درباره تأثیرات فعالیت‌های انسانی بر حیوانات و طبیعت نه‌تنها برای حفاظت از محیط‌زیست، بلکه برای ترویج اخلاقی محیط زیستی ضروری است. 
در این زمینه، مهم است که دانش‌آموزان با مفهوم «گونه‌پرستی» آشنا شوند، ایده‌ای که بر این باور استوار است که انسان‌ها از ارزش ذاتی بالاتری نسبت به سایر موجودات زنده برخوردارند. این نگرش به‌عنوان یکی از عوامل اصلی رفتارها و تصمیم‌گیری‌هایی شناخته می‌شود که به محیط‌زیست و سایر گونه‌ها آسیب می‌رساند. آموزش در مورد گونه‌پرستی و تشویق به اتخاذ رفتارهای اخلاقی در قبال حیوانات و طبیعت می‌تواند دانش‌آموزان را وادار کند تا نگرش‌های خود نسبت به زندگی گونه‌های غیرانسانی و محیط‌زیست را بازبینی کنند و به سمت رفتارهایی محترمانه‌تر حرکت کنند.
فراتر از آموزه‌های مستقیم محیط زیستی، آموزش تفکر انتقادی به دانش‌آموزان، به‌ویژه در زمینه‌های مرتبط با محیط‌زیست، نقش کلیدی در پرورش شهروندان مسئولیت‌پذیر و فعال ایفا می‌کند. این رویکرد، فراتر از ارائه دانش و اطلاعات، به افراد کمک می‌کند تا مهارت‌هایی را توسعه دهند که برای درک پیچیدگی‌ها و چالش‌های محیط زیستی و پیدا کردن راه‌حل‌های پایدار ضروری هستند.
مسائل محیط زیستی اغلب پیچیده و چندوجهی‌اند و دانش آموزان نیازمند یادگیری تفکر انتقادی برای درک تمام جوانب مختلف آن‌ هستند. تفکر انتقادی به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا مسائل را از زوایای مختلف بررسی و به تحلیل عمیق‌تری برسند. آموزش تفکر انتقادی همچنین موجب تقویت حس پرسشگری در دانش‌آموزان می‌شود، به‌طوری‌که آن‌ها یاد می‌گیرند به‌جای پذیرش بی‌چون‌وچرای اطلاعات، سؤالات مهمی را مطرح کنند و در جست‌وجوی پاسخ‌های دقیق‌تر و عمیق‌تر باشند. دانش‌آموزانی که در تفکر انتقادی مهارت دارند قادر خواهند بود نقش فعال‌تری در حل مسائل محیط زیستی ایفا کرده و در تصمیم‌گیری‌های جامعه مؤثرتر باشند. بنابراین محیط مدرسه می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی بر نگرش و رفتار دانش‌آموزان نسبت به محیط‌زیست تأثیر بگذارد. به‌عنوان‌مثال، مدرسه‌ای که در آن فضاهای سبز ادغام‌شده، از منابع انرژی تجدیدپذیر استفاده کرده و برنامه‌های بازیافت را اجرا می‌کند، نه‌تنها به‌عنوان یک آزمایشگاه زنده برای آموزش محیط‌زیست عمل می‌کند، بلکه اصول تدریس شده در کلاس را نیز تقویت می‌کند. چنین تعهدات قابل‌مشاهده‌ای می‌تواند عمیقابر درک و نگرش دانش‌آموزان نسبت به محیط‌زیست تأثیر بگذارد. 
علاوه بر ایجاد محیط مناسب، معلمان و مربیان باید با رفتارهای محیط زیستی و مشارکت فعالانه در گفت‌وگوهای پیرامون مسائل محیط‌زیستی شرکت کنند. تحقیقات نشان داده‌اند که دانش‌آموزان در مدارسی که مربیان آن اخلاق محیط زیستی قوی دارند، تمایل بیشتری به ایجاد نگرش‌های مثبت محیطی پیدا می‌کنند و رفتارهای خارج از مدرسه آن‌ها نیز بیشتر تمایل به محافظت از محیط‌زیست دارد.
مشارکت دانش‌آموزان در طرح‌هایی مانند کمپین‌های کاهش زباله یا پروژه‌های تنوع زیستی، تجربیات یادگیری عملی را برای آن‌ها فراهم می‌کند که درک آن‌ها از مسائل زیست‌محیطی و راه‌حل‌هایشان را عمیق‌تر می‌کند. چنین فرصت‌های یادگیری تجربی‌ای می‌تواند مهارت‌های حل مسئله و تفکر انتقادی دانش‌آموزان را که برای پرداختن به چالش‌های محیطی پیچیده ضروری است، افزایش دهد. علاوه بر این، مشارکت در این فعالیت‌ها می‌تواند حس عاملیت و خوش‌بینی را در مورد توانایی آن‌ها در ایجاد تغییر افزایش دهد و با روایت غالباناامیدکننده و منفی پیرامون مسائل محیط زیستی مقابله کند. 
 گنجاندن آموزش‌های محیط زیستی در برنامه‌های درسی
یکی از روش‌های تأثیرگذار آموزش محیط‌زیست، آموزش‌های میان‌رشته‌ای، به معنای گنجاندن آموزش‌های محیط زیستی در برنامه‌های درسی دیگر است. در این روش مفاهیم و آموزش‌های محیط زیستی می‌توانند در قالب واحدها و درس‌های موجود به دانش‌آموزان منتقل شوند. برای مثال، در کلاس‌های زبان، دانش‌آموزان ممکن است ادبیات محیط زیستی را بررسی کنند و یا مقالات یا داستان‌هایی با موضوع حفاظت از محیط‌زیست یا تجربیات شخصی خود در تعامل با محیط‌زیست بنویسند. 
آن‌ها در کلاس‌های مطالعات اجتماعی می‌توانند اثرات اجتماعی و اقتصادی تخریب محیط‌زیست و اهمیت شیوه‌های توسعه پایدار را بررسی کنند. در کلاس تاریخ، آن‌ها می‌توانند درباره چگونگی تأثیر تکنولوژی‌ها، جنگ‌ها و توسعه‌های صنعتی بر محیط‌زیست و منابع طبیعی بیاموزند. در کلاس‌ علوم، دانش‌آموزان می‌توانند درباره تنوع زیستی، چرخه‌های زیستی‌و اثرات فعالیت‌های انسانی بر محیط‌زیست بیاموزند. در کلاس‌های فیزیک و شیمی دانش‌آموزان می‌توانند درباره انرژی‌های پاک و تأثیرات آلودگی‌های شیمیایی بر طبیعت و سلامتی انسان‌ها یاد بگیرند. در درس ریاضی دانش‌آموزان می‌توانند موضوعاتی مانند نحوه محاسبه اثر کربنی فعالیت‌های روزمره و اهمیت کاهش آن را درک کنند.
این رویکرد میان‌رشته‌ای نه‌تنها اطلاعات دانش‌آموزان را در موضوعات مختلف تقویت می‌کند، بلکه ارتباط مسائل زیست‌محیطی را در زمینه‌های مختلف و ضرورت یک نگاه همه‌شمول نشان می‌دهد. این رویکرد به معلمان امکان می‌دهد که بدون بازنگری کل برنامه درسی خود، موضوعات محیط زیستی را معرفی کنند. انجمن آموزش محیط زیستی آمریکای شمالی دستورالعمل‌ها و مطالب گسترده‌ای را برای کمک به معلمان در ادغام آموزش محیط‌زیست با درس‌های خود در موضوعات مختلف ارائه داده است. ادغام آموزش محیط‌زیست در برنامه درسی از طریق رویکردهای بین‌رشته‌ای و یادگیری عملی و تجربی، آموزش دانش‌آموزان را غنی می‌کند و آن‌ها را برای مقابله مؤثر با چالش‌های 
محیط زیستی آماده می‌کند. با پرورش درک ارتباط متقابل سیستم‌های انسانی و طبیعی، مربیان می‌توانند الهام‌بخش نسل جدیدی از متولیان محیط‌زیست آگاه و متعهد باشند. 
 اهمیت یادگیری عملی و تجربی
یادگیری تجربی و عملی برای عمیق‌تر کردن درک دانش‌آموزان از مسائل محیط زیستی بسیار مهم است. مشارکت دانش‌آموزان در پروژه‌های محیطی دنیای واقعی، مانند ایجاد باغچه‌های کشاورزی در مدرسه، برنامه‌های بازیافت، یا تلاش‌های پاکسازی طبیعت، یادگیری را مرتبط و معنادارتر می‌کند. این فعالیت‌ها نه‌تنها به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا مطالب آموزشی کلاس درس را به سناریوهای دنیای واقعی متصل کنند، بلکه آن‌ها را قادر می‌سازد تا در حل مشکلات محیطی مشارکت فعال داشته باشند. یادگیری تجربی باعث تقویت تفکر انتقادی، مهارت‌های حل مسئله و احساس مسئولیت نسبت به محیط می‌شود. تحقیقات نشان داده است که دانش‌آموزانی که در برنامه‌های آموزش محیط‌زیست در فضای باز شرکت می‌کنند، علاوه بر پیدا کردن تصویر دقیق‌تر از مسائل محیط زیستی، اشتیاق بیشتری به یادگیری و احساس قوی‌تری از کارآمدی شخصی در تأثیرگذاری و تغییر پیدا می‌کنند. 
 اهمیت مشارکت دانش‌آموزان
مشارکت دادن دانش‌آموزان یک استراتژی مؤثر برای آگاه‌ ساختن آن‌ها درباره مسائل محیط زیستی و داخل کردن آن‌ها در پروژه‌های محیط زیستی و فرآیند تصمیم‌گیری است. مدارس می‌توانند کارگاه‌ها، سمینارها و رویدادهایی ترتیب دهند که در آن‌ها دانش‌آموزان و خانواده‌هایشان در مورد شیوه‌های توسعه پایدار در زندگی شخصی مانند کاهش مصرف انرژی، بازیافت، کمپوست کردن و دوباره استفاده کردن یاد بگیرند. دانش‌آموزان می‌توانند با راه‌اندازی یک باغچه محلی و کاهش مصرف انرژی در خانه‌شان، یا سازماندهی یک پاکسازی محلی، اعضای خانواده را درگیر کنند و تأثیر آنچه در مدرسه یاد گرفته‌اند را به جامعه بزرگ‌تر گسترش دهند.
این رویکرد‌ها، از آموزش محیط‌زیست در برنامه درسی گرفته تا مشارکت دانش‌آموزان در فعالیت‌های عملی و تجربی، همه به ساختن زیرساختی محکم برای آموزش محیط‌زیست کمک می‌کنند. این رویکردها نه‌تنها دانش‌آموزان را در مورد مسائل زیست‌محیطی آگاه می‌سازند، بلکه آن‌ها را تشویق می‌کنند تا راه‌حل‌های نوآورانه و خلاقانه برای مقابله با این چالش‌ها ایجاد کنند و درنهایت به شهروندانی مسئولیت‌پذیر و فعال در زمینه محیط‌زیست تبدیل شوند. درمجموع، آموزش محیط‌زیست نه‌تنها باید به دانش‌آموزان آموزش دهد که چگونه از محیط‌زیست مراقبت کنند، بلکه باید آن‌ها را تشویق کند تا به‌عنوان پیشگامان تغییر در جامعه خود فعالیت کنند. با ارائه دیدگاهی جامع و متعهد به آموزش محیط‌زیست، می‌توانیم اطمینان حاصل کنیم که نسل‌های آینده مجهز به دانش، مهارت‌ها، و ارزش‌های لازم برای رویارویی با چالش‌های محیط زیستی پیچیده‌اند و قادر به ایجاد یک آینده پایدار برای خود و نسل‌های بعدی هستند. آموزش محیط‌زیست باید به‌مثابه یک فرآیند مداوم و پویا تلقی شود که نیاز به تجدیدنظر و ارتقا دائمی دارد. 
با توجه به تغییرات سریع محیط‌زیستی و چالش‌های جدیدی که هرروز پیش می‌آیند، لازم است که محتوای آموزشی به‌طور منظم به‌روزرسانی شود و با زمانه خود همگام باشد.
پی‌نوشت: نگارنده- سعید وفا/ کارشناس محیط‌زیست
اهمیت پرورش نسلی آگاه  در مواجهه با  چالش‌های محیط زیستی