فتحالفتوح تربیت انقلابی و بازتولید نسل تمدنساز
مجتبی سلطانی احمدی
در درازنایِ تاریخ تشیع، آیینهایِ بزرگداشت و تشییعِ رهبرانِ دینی، همواره نقطهعطفهایِ تمدنی و بستری برای تجدید عهد و قوامِ هویتِ مذهبی بودهاند. بررسیِ تاریخیِ این رویدادها نشان میدهد که بقایِ یک مکتب، همواره در گرویِ انتقالِ حسی و اعتقادیِ میراثِ سلف به خلف بوده است. تشییعِ تاریخی و بیبدیلِ رهبرِ شهید انقلاب نیز از این قاعده مستثنی نبود؛ اما در این میان، حضورِ نونهالان و کودکان در آغوشِ والدین در میانهیِ آن کارزارِ پر ازدحام، یک رخدادِ گذرا نبود، بلکه ثبتِ برگی نوین در تاریخِ تربیتِ سیاسیِ تشیع به شمار میرفت. این حضورِ حماسی، تکرارِ تاریخسازِ همان سنتی است که نسلهایِ بعدی را به ریشههایِ اعتقادیشان پیوند میدهد. نوشتارِ پیشرو تلاش دارد این صحنهیِ شگرف را با تمرکز بر «تربیتِ انقلابی» به عنوانِ نیرویِ محرکهیِ تداومِ مکتب واکاوی کند.
۱. کنشِ آگاهانه؛ پیوندِ نسلِ «پس از رهبر» با «مکتبِ رهبر»
در آیین تشییعِ باشکوه رهبرِ شهید، یکی از زیباترترین قابهای به ثبت رسیده، حضورِ خیل عظیم خانوادههایی بود که با وجود آگاهی از تراکمِ جمعیتِ میلیونی و گرمای هوا، کودکانِ خردسال خود را به این بدرقه آورده بودند. این حضور، تنها یک مشارکتِ عاطفی نبود؛ بلکه یک کنشِ سیاسیِ آگاهانه برای پیوند دادنِ نسلِ جدید با «مکتبِ رهبر» بود. دیدنِ کودکانی که در این مسیرِ سخت و حماسی همراه پدر و مادر بودند، نشان داد که علیرغم تمام تحلیلهای دشمن مبنی بر گسست نسلی، پیوندِ عاطفی و اعتقادیِ ملت با نظام، در عمیقترین لایههای خود در حال بازتولید است. باید به این والدینِ بصیر دستمریزاد گفت که فرزندانشان را به جای مهدکودکها، در کلاسِ درسِ «استقامت و تاریخ» نشاندند.
این والدین، با درکِ درست از جایگاه رهبر شهید انقلاب در تداومِ آرمانهای اسلامی و حس ایراندوستی، عملاً در حالِ بستنِ «عهدِ نوین» با آرمانهای ایشان بودند. این کودکان، که اکنون در فضایِ این واقعهیِ سترگ تنفس میکنند، سرمایههای استراتژیک ایران در قرن جدید هستند؛ «سربازانِ گهوارهایِ» این مکتب که در آینده، پاسدارانِ میراثِ فکری و سیاسیِ رهبرِ شهید خواهند بود.
۲. پیامهای راهبردی و پیامدشناختی
حضور کودکان در این آیین، پیامی استراتژیک به جهان مخابره میکند:
نفیِ استحالهیِ فکری: این حضور نشان میدهد که مکتبِ امام و رهبری، زنده است و چرخه حیاتِ آن به شخص وابسته نیست؛ بلکه از طریقِ «انتقالِ سینهبهسینه» به نسل بعد در حال تداوم است.
ثباتِ تمدنی در زمانِ گذار: برای ناظران بینالمللی، این صحنه نمادی از «ثباتِ تمدنی» است. پیامِ این جمعیت این است: انقلاب، موروثی است که به دستِ نسلِ جدید سپرده شده است.
تثبیتِ خطِ مشیِ انقلابی: این حضور، بزرگترین تضمین برای عدمِ انحرافِ قطارِ انقلاب از ریلِ اصلی است؛ چرا که حافظانِ این ریل، نسلی هستند که تشییعِ معمارِ نوین خود را با جان و دل لمس کردهاند.
۳. کارکردهای تربیتی و جامعهشناختی
مشارکت کودکان در این آیین، دارای کارکردهای عمیقِ آموزشی است:
شکلگیری «حافظه جمعیِ مقدس»: مشارکت در چنین واقعهای، «نقطه عطف» زندگیِ این کودکان خواهد بود. این رویداد در حافظه تاریخی آنان، به عنوان «لحظه آغازِ بلوغِ سیاسی و انقلابی» حک میشود.
جامعهپذیریِ مکتبی: این کودکان در این فضا، با مفاهیمِ پیچیدهای مثلِ «سیاستِ دینی»، «محبوبیتِ معنوی» و «وحدتِ ملی» نه به صورت تئوریک، بلکه به صورتِ «شهودی و حسی» آشنا میشوند.
۴. دستاوردهای آیندهساز
ثمره این رویکردِ والدین، در افقِ میانمدت و بلندمدت خود را نشان خواهد داد:
پرورشِ کادرهای ترازِ «دولتِ مهدوی»: این کودکان، در آینده نه تنها متخصصانی متعهد، بلکه «عنصرهای انقلابی» در ساختارهای کشور خواهند بود که نگاهشان به افقهای بلندِ تمدنی است.
تضمینِ امنیتِ پایدار: بزرگترین پشتوانه امنیت ملی، سرمایه انسانی است که با «ایمانِ ایدئولوژیک» گره خورده باشد. این نسل، به واسطه همین پیوندِ عاطفیِ عمیق، ضامنِ بقای ایرانِ قدرتمند و مستقل خواهد بود.
این پدران و مادران، به حق مصداق بارز «نافذالبصیرهاند»؛ چرا که از همین امروز، استکبارستیزی، ظلمستیزی، اسلامگراییِ ناب و ایراندوستی را با جان و روح فرزندانشان عجین کردهاند. از میان همین کودکانِ امروز، در آینده، خامنهایهایی در عرصه فکر و عمل، سلیمانیهایی در میدان دفاع، و حاجیزادههایی در عرصه اقتدار سر بر خواهند آورد. خداوند حافظ و نگهدارِ این سربازانِ کوچکِ مکتبِ اسلام و ایرانِ عزیز باشد.
در درازنایِ تاریخ تشیع، آیینهایِ بزرگداشت و تشییعِ رهبرانِ دینی، همواره نقطهعطفهایِ تمدنی و بستری برای تجدید عهد و قوامِ هویتِ مذهبی بودهاند. بررسیِ تاریخیِ این رویدادها نشان میدهد که بقایِ یک مکتب، همواره در گرویِ انتقالِ حسی و اعتقادیِ میراثِ سلف به خلف بوده است. تشییعِ تاریخی و بیبدیلِ رهبرِ شهید انقلاب نیز از این قاعده مستثنی نبود؛ اما در این میان، حضورِ نونهالان و کودکان در آغوشِ والدین در میانهیِ آن کارزارِ پر ازدحام، یک رخدادِ گذرا نبود، بلکه ثبتِ برگی نوین در تاریخِ تربیتِ سیاسیِ تشیع به شمار میرفت. این حضورِ حماسی، تکرارِ تاریخسازِ همان سنتی است که نسلهایِ بعدی را به ریشههایِ اعتقادیشان پیوند میدهد. نوشتارِ پیشرو تلاش دارد این صحنهیِ شگرف را با تمرکز بر «تربیتِ انقلابی» به عنوانِ نیرویِ محرکهیِ تداومِ مکتب واکاوی کند.
۱. کنشِ آگاهانه؛ پیوندِ نسلِ «پس از رهبر» با «مکتبِ رهبر»
در آیین تشییعِ باشکوه رهبرِ شهید، یکی از زیباترترین قابهای به ثبت رسیده، حضورِ خیل عظیم خانوادههایی بود که با وجود آگاهی از تراکمِ جمعیتِ میلیونی و گرمای هوا، کودکانِ خردسال خود را به این بدرقه آورده بودند. این حضور، تنها یک مشارکتِ عاطفی نبود؛ بلکه یک کنشِ سیاسیِ آگاهانه برای پیوند دادنِ نسلِ جدید با «مکتبِ رهبر» بود. دیدنِ کودکانی که در این مسیرِ سخت و حماسی همراه پدر و مادر بودند، نشان داد که علیرغم تمام تحلیلهای دشمن مبنی بر گسست نسلی، پیوندِ عاطفی و اعتقادیِ ملت با نظام، در عمیقترین لایههای خود در حال بازتولید است. باید به این والدینِ بصیر دستمریزاد گفت که فرزندانشان را به جای مهدکودکها، در کلاسِ درسِ «استقامت و تاریخ» نشاندند.
این والدین، با درکِ درست از جایگاه رهبر شهید انقلاب در تداومِ آرمانهای اسلامی و حس ایراندوستی، عملاً در حالِ بستنِ «عهدِ نوین» با آرمانهای ایشان بودند. این کودکان، که اکنون در فضایِ این واقعهیِ سترگ تنفس میکنند، سرمایههای استراتژیک ایران در قرن جدید هستند؛ «سربازانِ گهوارهایِ» این مکتب که در آینده، پاسدارانِ میراثِ فکری و سیاسیِ رهبرِ شهید خواهند بود.
۲. پیامهای راهبردی و پیامدشناختی
حضور کودکان در این آیین، پیامی استراتژیک به جهان مخابره میکند:
نفیِ استحالهیِ فکری: این حضور نشان میدهد که مکتبِ امام و رهبری، زنده است و چرخه حیاتِ آن به شخص وابسته نیست؛ بلکه از طریقِ «انتقالِ سینهبهسینه» به نسل بعد در حال تداوم است.
ثباتِ تمدنی در زمانِ گذار: برای ناظران بینالمللی، این صحنه نمادی از «ثباتِ تمدنی» است. پیامِ این جمعیت این است: انقلاب، موروثی است که به دستِ نسلِ جدید سپرده شده است.
تثبیتِ خطِ مشیِ انقلابی: این حضور، بزرگترین تضمین برای عدمِ انحرافِ قطارِ انقلاب از ریلِ اصلی است؛ چرا که حافظانِ این ریل، نسلی هستند که تشییعِ معمارِ نوین خود را با جان و دل لمس کردهاند.
۳. کارکردهای تربیتی و جامعهشناختی
مشارکت کودکان در این آیین، دارای کارکردهای عمیقِ آموزشی است:
شکلگیری «حافظه جمعیِ مقدس»: مشارکت در چنین واقعهای، «نقطه عطف» زندگیِ این کودکان خواهد بود. این رویداد در حافظه تاریخی آنان، به عنوان «لحظه آغازِ بلوغِ سیاسی و انقلابی» حک میشود.
جامعهپذیریِ مکتبی: این کودکان در این فضا، با مفاهیمِ پیچیدهای مثلِ «سیاستِ دینی»، «محبوبیتِ معنوی» و «وحدتِ ملی» نه به صورت تئوریک، بلکه به صورتِ «شهودی و حسی» آشنا میشوند.
۴. دستاوردهای آیندهساز
ثمره این رویکردِ والدین، در افقِ میانمدت و بلندمدت خود را نشان خواهد داد:
پرورشِ کادرهای ترازِ «دولتِ مهدوی»: این کودکان، در آینده نه تنها متخصصانی متعهد، بلکه «عنصرهای انقلابی» در ساختارهای کشور خواهند بود که نگاهشان به افقهای بلندِ تمدنی است.
تضمینِ امنیتِ پایدار: بزرگترین پشتوانه امنیت ملی، سرمایه انسانی است که با «ایمانِ ایدئولوژیک» گره خورده باشد. این نسل، به واسطه همین پیوندِ عاطفیِ عمیق، ضامنِ بقای ایرانِ قدرتمند و مستقل خواهد بود.
این پدران و مادران، به حق مصداق بارز «نافذالبصیرهاند»؛ چرا که از همین امروز، استکبارستیزی، ظلمستیزی، اسلامگراییِ ناب و ایراندوستی را با جان و روح فرزندانشان عجین کردهاند. از میان همین کودکانِ امروز، در آینده، خامنهایهایی در عرصه فکر و عمل، سلیمانیهایی در میدان دفاع، و حاجیزادههایی در عرصه اقتدار سر بر خواهند آورد. خداوند حافظ و نگهدارِ این سربازانِ کوچکِ مکتبِ اسلام و ایرانِ عزیز باشد.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه
-
حیاتی که ادامه دارد
-
حضور میلیونی در تشییع امام شهید خط بطلانی بر توهمات دشمن بود
-
رهبر انقلاب با ترویج فرهنگ ما میتوانیم نخبگان را حمایت کرد
-
قیام قم
-
حماسه ای به وسعت تاریخ
-
تجلی ولیشناسی حکیمانه در کلمات وداع
-
فراتر از یک رهبر
-
پیامهای صریح و قاطع مراسم وداع
-
پرچمدار ایران قوی
-
فتحالفتوح تربیت انقلابی و بازتولید نسل تمدنساز



