راهبرد عزت و پیشرفت در تراز نظم جدید
مسعود پیرهادی
سخنان امروز رهبر معظم انقلاب را باید فراتر از یک موضعگیری مقطعی فهم کرد. آنچه بیان شد، صرفا پاسخ به یک تهدید یا واکنش به یک رویداد نبود؛ بلکه ترسیم نقشه راه جمهوری اسلامی در مرحلهای حساس از تحولات منطقهای و جهانی بود. در این چارچوب، سه ستون اصلی راهبرد کشور یعنی عزت، بازدارندگی و پیشرفت درونزا با صراحت و انسجام بازتعریف شد.
نخستین محور، تثبیت اصل مقاومت فعال است. در منطق جمهوری اسلامی، مقاومت به معنای انفعال یا بستن درهای تعامل نیست، بلکه به معنای نپذیرفتن تحمیل اراده بیگانه است. تاکید بر این که قدرتهای بزرگ نیز آسیبپذیرند و هیچ تهدیدی قادر به حذف یک ملت ریشهدار نیست، حامل یک پیام روشن است: معادله قدرت تنها با ابزار نظامی تعریف نمیشود، بلکه اراده ملی و عمق راهبردی نقش تعیینکننده دارد. این نگاه، کشور را از هراسآفرینی رسانهای عبور میدهد و میدان تصمیمسازی را از فضای روانی دشمن جدا میکند.
دومین محور، تقویت بازدارندگی همهجانبه است. بازدارندگی در این چارچوب صرفا به معنای توان دفاعی نیست، بلکه ترکیبی از اقتدار نظامی، تابآوری اقتصادی، انسجام اجتماعی و حضور موثر منطقهای است. هنگامی که هزینه هرگونه ماجراجویی علیه ایران بالا باشد، عقلانیت راهبردی طرف مقابل نیز فعال میشود. از این منظر، توان دفاعی نه ابزار جنگ، بلکه تضمینکننده صلح پایدار است و دیپلماسی نیز بر شانه همین اقتدار معنا پیدا میکند.
سومین محور، پیوند امنیت با پیشرفت درونزا است. در بیانات امروز، اتکا به ظرفیتهای داخلی و فعالسازی توان ملی به عنوان شرط عبور از فشارها برجسته شد. تجربه سالهای گذشته نشان داده هر جا نگاه به بیرون جایگزین اعتماد به ظرفیت داخل شده، اقتصاد و سیاست آسیبپذیرتر شدهاند. در مقابل، هر زمان که تصمیمسازی بر پایه توان بومی، دانش داخلی و مشارکت مردم شکل گرفته، کشور یک گام به جلو برداشته است. بنابراین راهبرد کلان، همزمان با حفظ آمادگی در برابر تهدید، تمرکز بر ساختن ایران قوی از درون است.
در این میان، نقش مردم صرفا حمایتی نیست، بلکه بنیادی است. انسجام اجتماعی، سرمایه اصلی در هر مذاکره و هر تقابل است. هر اندازه شکاف داخلی عمیقتر شود، قدرت چانهزنی کاهش مییابد و هر چه همدلی و اعتماد عمومی تقویت شود، میدان ابتکار عمل گستردهتر خواهد شد. از همین رو، افق ترسیم شده صرفا امنیتی نیست، بلکه اجتماعی و تمدنی است.
افق پیش رو، ایران مستقل و اثرگذار در نظم در حال شکلگیری منطقه است؛ ایرانی که نه منزوی است و نه وابسته، نه آغازگر تنش است و نه پذیرنده تحمیل. راهبرد اعلامشده نشان میدهد جمهوری اسلامی قصد دارد با حفظ اصول، از فرصتهای تحول جهانی بهره ببرد و جایگاه خود را تثبیت کند. این مسیر شاید پرچالش باشد، اما مقصد آن روشن است: اقتدار پایدار بر پایه عزت ملی و پیشرفت مستمر.
آنچه امروز بیان شد، در واقع یادآوری یک قاعده بنیادین بود: آینده از آن ملتهایی است که در برابر فشار خم نمیشوند و در عین حال از ساختن درون خود غافل نمیمانند. جمهوری اسلامی اگر این دوگانه عزت و پیشرفت را همزمان حفظ کند، نه تنها از مرحله کنونی عبور خواهد کرد، بلکه در نظم جدید، نقش فعالتری ایفا خواهد کرد.
سخنان امروز رهبر معظم انقلاب را باید فراتر از یک موضعگیری مقطعی فهم کرد. آنچه بیان شد، صرفا پاسخ به یک تهدید یا واکنش به یک رویداد نبود؛ بلکه ترسیم نقشه راه جمهوری اسلامی در مرحلهای حساس از تحولات منطقهای و جهانی بود. در این چارچوب، سه ستون اصلی راهبرد کشور یعنی عزت، بازدارندگی و پیشرفت درونزا با صراحت و انسجام بازتعریف شد.
نخستین محور، تثبیت اصل مقاومت فعال است. در منطق جمهوری اسلامی، مقاومت به معنای انفعال یا بستن درهای تعامل نیست، بلکه به معنای نپذیرفتن تحمیل اراده بیگانه است. تاکید بر این که قدرتهای بزرگ نیز آسیبپذیرند و هیچ تهدیدی قادر به حذف یک ملت ریشهدار نیست، حامل یک پیام روشن است: معادله قدرت تنها با ابزار نظامی تعریف نمیشود، بلکه اراده ملی و عمق راهبردی نقش تعیینکننده دارد. این نگاه، کشور را از هراسآفرینی رسانهای عبور میدهد و میدان تصمیمسازی را از فضای روانی دشمن جدا میکند.
دومین محور، تقویت بازدارندگی همهجانبه است. بازدارندگی در این چارچوب صرفا به معنای توان دفاعی نیست، بلکه ترکیبی از اقتدار نظامی، تابآوری اقتصادی، انسجام اجتماعی و حضور موثر منطقهای است. هنگامی که هزینه هرگونه ماجراجویی علیه ایران بالا باشد، عقلانیت راهبردی طرف مقابل نیز فعال میشود. از این منظر، توان دفاعی نه ابزار جنگ، بلکه تضمینکننده صلح پایدار است و دیپلماسی نیز بر شانه همین اقتدار معنا پیدا میکند.
سومین محور، پیوند امنیت با پیشرفت درونزا است. در بیانات امروز، اتکا به ظرفیتهای داخلی و فعالسازی توان ملی به عنوان شرط عبور از فشارها برجسته شد. تجربه سالهای گذشته نشان داده هر جا نگاه به بیرون جایگزین اعتماد به ظرفیت داخل شده، اقتصاد و سیاست آسیبپذیرتر شدهاند. در مقابل، هر زمان که تصمیمسازی بر پایه توان بومی، دانش داخلی و مشارکت مردم شکل گرفته، کشور یک گام به جلو برداشته است. بنابراین راهبرد کلان، همزمان با حفظ آمادگی در برابر تهدید، تمرکز بر ساختن ایران قوی از درون است.
در این میان، نقش مردم صرفا حمایتی نیست، بلکه بنیادی است. انسجام اجتماعی، سرمایه اصلی در هر مذاکره و هر تقابل است. هر اندازه شکاف داخلی عمیقتر شود، قدرت چانهزنی کاهش مییابد و هر چه همدلی و اعتماد عمومی تقویت شود، میدان ابتکار عمل گستردهتر خواهد شد. از همین رو، افق ترسیم شده صرفا امنیتی نیست، بلکه اجتماعی و تمدنی است.
افق پیش رو، ایران مستقل و اثرگذار در نظم در حال شکلگیری منطقه است؛ ایرانی که نه منزوی است و نه وابسته، نه آغازگر تنش است و نه پذیرنده تحمیل. راهبرد اعلامشده نشان میدهد جمهوری اسلامی قصد دارد با حفظ اصول، از فرصتهای تحول جهانی بهره ببرد و جایگاه خود را تثبیت کند. این مسیر شاید پرچالش باشد، اما مقصد آن روشن است: اقتدار پایدار بر پایه عزت ملی و پیشرفت مستمر.
آنچه امروز بیان شد، در واقع یادآوری یک قاعده بنیادین بود: آینده از آن ملتهایی است که در برابر فشار خم نمیشوند و در عین حال از ساختن درون خود غافل نمیمانند. جمهوری اسلامی اگر این دوگانه عزت و پیشرفت را همزمان حفظ کند، نه تنها از مرحله کنونی عبور خواهد کرد، بلکه در نظم جدید، نقش فعالتری ایفا خواهد کرد.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه
-
راهبرد عزت و پیشرفت در تراز نظم جدید
-
بوروکراسی فرساینده مانع اصلی سرمایهگذاری در بخش کشاورزی است
-
حمایت عملی از کشاورزان شرط تحقق تولید پایدار است
-
خطابه خِرَد و حماسه
-
رشد رقابتپذیری صادرات ایران
-
فراتر از رسوایی
-
شیطان ولکن امتیازگیری نیست!
-
لزوم چابکسازی بخش کشاورزی
-
قدرتنمایی یا فرار از فروپاشی؟
-
دیپلماسی در سایه بازدارندگی



