مذاکرات ژنو در حالی مثبت ارزیابی میشود که ایران توانسته وحدت میدان و دیپلماسی را به اوج خود برساند
دیپلماسی در سایه بازدارندگی
گروه سیاسی
وضعیت امنیتی و دیپلماتیک غرب آسیا در یکی از پیچیدهترین و بحرانیترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است. جهان امروز شاهد تقابلی دوگانه است که در یک سوی آن، دیپلماتهای ارشد در هتلها و نمایندگیهای دیپلماتیک ژنو بر سر پیشنویسهای فنی و حقوقی چانهزنی میکنند و در سوی دیگر، ناوگانهای هواپیمابر و رزمایشهای موشکی در آبهای خلیج فارس، طبل جنگ را به صدا درآوردهاند. این گزارش تخصصی به تحلیل جامع آخرین وضعیت مذاکرات هستهای غیرمستقیم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا پرداخته و رویکرد کلان نظام در قبال دولت دونالد ترامپ را بر اساس بیانات کلیدی رهبر معظم انقلاب در دیدار امروز با مردم آذربایجان شرقی تبیین میکند.
پیشرفت در فضای سوءظن
دومین دور از مذاکرات غیرمستقیم هستهای میان ایران و ایالات متحده در ژنو، پس از حدود چهار ساعت رایزنی فشرده میان هیئتهای دیپلماتیک، در حالی به پایان رسید که دو طرف از دستیابی به یک درک مشترک پیرامون «اصول کلی راهنما» خبر دادند. این نشست که در محل اقامت سفیر پادشاهی عمان در ژنو برگزار شد، نشاندهنده بازگشت جدی دیپلماسی به صحنه بینالمللی، هشت ماه پس از وقوع جنگ ویرانگر ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ است.
ساختار و عاملیت در میز مذاکره
ترکیب تیمهای مذاکرهکننده در این دوره پیامی روشن از اولویتهای هر دو پایتخت مخابره کرد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با تیمی متشکل از خبرهترین کارشناسان فنی، حقوقی و اقتصادی راهی ژنو شد که نشاندهنده رویکرد جامع تهران برای حل همزمان گرههای هستهای و تحریمی است. در مقابل، حضور استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، و جرد کوشنر، مشاور ارشد و داماد رئیسجمهور آمریکا، نشاندهنده تمایل کاخ سفید به مدیریت مستقیم و شخصیسازی شده پرونده ایران است. کوشنر که معمار «پیمانهای ابراهیم» در دوره اول ترامپ بود، اکنون وظیفه دارد تا با استفاده از مدل «معامله بزرگ»، ایران را به پذیرش محدودیتهای گسترده در قبال بستههای تشویقی اقتصادی ترغیب کند.
چارچوبی برای گذار از بحران
عباس عراقچی پس از پایان مذاکرات تصریح کرد که طرفین بر سر مجموعهای از «اصول کلی راهنما» به توافق رسیدهاند که مبنای کار بر روی متن اصلی توافق احتمالی قرار خواهد گرفت. اگرچه جزئیات این اصول محرمانه باقی مانده، اما قرائن نشان میدهد که این چارچوب شامل توالی اقدامات (Sequencing) در زمینه کاهش سطح غنیسازی ایران و لغو متناظر تحریمهای مالی و بانکی است. عراقچی با احتیاط اعلام کرد که «مسیر آغاز شده است، اما این به معنای دستیابی سریع به توافق نیست». این اظهارات نشان میدهد که تهران علیرغم فشارهای نظامی، همچنان بر حفظ حقوق غنیسازی خود پافشاری میکند، در حالی که واشینگتن بر توقف کامل فعالیتهای حساس اصرار دارد.
دکترین مقاومت فعال
سخنرانی دیروز مقام معظم رهبری در دیدار با مردم آذربایجان شرقی، سندی حیاتی برای درک رویکرد ایران در قبال دولت ترامپ و مذاکرات جاری در ژنو است. ایشان با هوشمندی، ترکیبی از بازدارندگی نظامی و انسجام داخلی را به عنوان پشتوانه تیم دیپلماسی معرفی کردند.
بقای بازدارندگی نامتقارن
رهبر انقلاب در پاسخ به تهدیدات مکرر دونالد ترامپ مبنی بر استفاده از قدرت ارتش آمریکا، بر این نکته تأکید کردند که «قویترین ارتش دنیا هم گاهی ممکن است چنان سیلی بخورد که نتواند از جا بلند شود. ایشان با اشاره به اعزام ناوهای هواپیمابر به منطقه، تصریح کردند که «ناو البته دستگاه خطرناکی است اما خطرناکتر از آن سلاحی است که میتواند ناو را به قعر دریا بفرستد». این سخنان نشاندهنده آن است که ایران همچنان بر توانمندیهای موشکی ضدکشتی و زیرسطحی خود به عنوان لنگرگاه بازدارندگی در خلیج فارس تکیه دارد. این پیام مستقیماً برای ترامپ ارسال شد تا بداند هرگونه خطای محاسباتی در واشینگتن میتواند به قیمت نابودی گرانترین داراییهای نیروی دریایی آمریکا تمام شود.
مدیریت داخل با تفکیک میان فریبخوردگان و مفسدین
بخش مهمی از بیانات ایشان به تحلیل ناآرامیهای سنگین دیماه ۱۴۰۴ (ژانویه ۲۰۲۶) اختصاص داشت. ایشان این ناآرامیها را که منجر به کشته شدن هزاران نفر شد، یک «کودتای برنامهریزی شده» توسط آژانسهای جاسوسی بیگانه خواندند که با هدف بهرهبرداری از فشارهای اقتصادی طراحی شده بود.
نکته راهبردی در این سخنان، اعلام «عزای عمومی» و داغدار بودن نظام برای همه کشتهشدگان، از جمله «فریبخوردگانی که به علت سادگی و عصبانیت همراه فتنه شدند» بود. این حرکت به معنای تلاش حاکمیت برای ترمیم شکافهای اجتماعی عمیقی است که بر اثر تورم ۵۰ درصدی و سرکوبهای اخیر ایجاد شده است. از منظر تحلیلگران سیاسی، این بیانات تلاشی است تا به طرف آمریکایی القا شود که نظام همچنان از پایگاه مردمی برخوردار است و نمیتوان با تکیه بر «تغییر رژیم»، ایران را در میز مذاکره به تسلیم واداشت.
پیشنهادات جدید ایران در ژنو
در کنار بیانات حماسی رهبر انقلاب، تیم فنی عراقچی در ژنو با رویکردی واقعگرایانه، پیشنهادهایی را ارائه داده است که نشاندهنده چرخش ایران به سمت «دیپلماسی اقتصادی محور» برای مهار ترامپ است.
سطح اول: بسته رفاه (Prosperity Package)
ایران برای اولین بار طرحی را موسوم به «بسته رفاه» مطرح کرده است که هدف آن درگیر کردن منافع مستقیم شرکتهای آمریکایی در اقتصاد ایران است. حمید قنبری، مدیر امور دیپلماسی اقتصادی، تأکید کرد که برای تضمین ماندگاری هرگونه توافق با ترامپ، باید آمریکا نیز از منافع اقتصادی سریع بهرهمند شود. این پیشنهاد شامل موارد زیر است:
• سرمایهگذاری در حوزههای نفت و گاز: دعوت از شرکتهای انرژی آمریکایی برای توسعه میادین مشترک.
• خرید هواپیماهای مسافربری: ارائه سفارشهای کلان برای نوسازی ناوگان هوایی ایران از شرکتهای آمریکایی.
• مشارکت در استخراج معادن: گشودن بخش معدن ایران به روی سرمایهگذاران غربی.
این رویکرد با منطق ترامپ که همواره به دنبال «دلارهای آمریکایی» و ایجاد اشتغال است، همخوانی دارد و میتواند یک لابی قدرتمند در واشینگتن علیه تحریمها ایجاد کند.
سطح دوم: پیمان عدم تعرض منطقهای
گزارشهای دیپلماتیک نشان میدهد که ایران با میانجیگری عمان و قطر، پیشنهاد امضای یک «پیمان عدم تعرض» (Non-Aggression Pact) را به ایالات متحده ارائه داده است. بر اساس این طرح، واشینگتن و تهران متعهد میشوند که از هدف قرار دادن خاک، منافع و متحدان یکدیگر (شامل اسرائیل و گروههای مقاومت) پرهیز کنند. این پیشنهاد به عنوان یک «شیرینکننده» (Sweetener) برای ترامپ مطرح شده تا نگرانیهای امنیتی متحدان منطقهای آمریکا را کاهش دهد و راه را برای لغو تحریمها هموار کند.
ترامپ و تهدیدهای تکراری
دونالد ترامپ در ۱۶ فوریه ۲۰۲۶ بر عرشه هواپیمای ایر فورس وان، پیامی دوگانه صادر کرد: او از یک سو ابراز خوشبینی کرد که ایرانیها به دلیل تجربه تلخ حملات ژوئن ۲۰۲۵ اکنون «خواهان معامله» هستند و از سوی دیگر، تأکید کرد که اگر مذاکرات ژنو به سرعت به نتیجه نرسد، دستور حملات گستردهتر را صادر خواهد کرد.
ترامپ صراحتاً به یادآوری استفاده از بمبافکنهای B-2 پرداخت و گفت: «ما مجبور شدیم آنها را بفرستیم تا پتانسیل هستهای آنها را ناکاوت کنیم. من فکر نمیکنم آنها بخواهند دوباره عواقب عدم توافق را تجربه کنند». این رویکرد نشاندهنده آن است که واشینگتن مذاکرات ژنو را نه یک گفت وگوی برابر، بلکه یک «روند تسلیم مدیریت شده» میبیند. هدف ترامپ دستیابی به توافقی است که نه تنها اورانیوم غنیشده ایران را به خارج از کشور (روسیه یا ترکیه) منتقل کند، بلکه محدودیتهای دائمی بر برنامه موشکی ایران نیز اعمال نماید.
خط قرمزها
علیرغم پیشرفت در ژنو و توافق بر سر اصول کلی، چندین گره استراتژیک همچنان باقی مانده است که میتواند هر لحظه میز مذاکره را واژگون کند:
1. خط قرمز غنیسازی: ایران همچنان بر حق خود برای غنیسازی در خاک خود (حتی در سطوح پایین) اصرار دارد. اما واشینگتن و اسرائیل بر «غنیسازی صفر» به عنوان تنها تضمین واقعی تأکید میکنند.
2. نظارت بر مراکز زیرزمینی: با توجه به آسیبهای جدی به سایت فردو، آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواستار دسترسیهای فراتر از پروتکلهای معمول برای اطمینان از عدم فعالیتهای پنهانی است. ایران این مطالبات را نفوذ جاسوسی در زیرساختهای دفاعی خود میداند.
3. نقش بازیگران رژیم اشغالگر: بنیامین نتانیاهو در سفر اضطراری خود به واشینگتن (فوریه ۲۰۲۶) هشدار داده است که هرگونه توافقی که منجر به نابودی کامل زیرساختهای هستهای ایران نشود، از سوی اسرائیل مردود است. از سوی دیگر، روسیه که درگیر جنگ اوکراین است، تلاش دارد با میزبانی از ذخایر اورانیوم ایران، نقش خود را در خاورمیانه تثبیت کند.
راهبرد ایران؛ موازنه دیپلماسی و میدان
تحلیل جامع وضعیت در ۱۷ فوریه ۲۰۲۶ نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران راهبرد خود را بر یک «دوگانگی هوشمندانه» استوار کرده است. در میدان سخن و خطاب به تودهها، رهبر انقلاب بر توانایی ضربه زدن به قویترین ارتش جهان و غرق کردن ناوهای آمریکایی تأکید میکنند تا غرور ملی آسیبدیده در جنگ ۲۰۲۵ را بازسازی کنند. اما در میدان عمل و در اتاقهای بسته ژنو، دیپلماتهایی مانند عراقچی با پیشنهادات اقتصادی بیسابقه (بسته رفاه) و انعطاف در مورد ذخایر هستهای، به دنبال معاملهای هستند که بقای نظام را در برابر طوفانهای ترامپ تضمین کند.
این رویکرد، ترکیبی از «آرمانگرایی در کلام» و «واقعگرایی در عمل» است. ایران در تلاش است تا با استفاده از رزمایش موشکی در تنگه هرمز و انسداد موقت این مسیر حیاتی انرژی، به واشینگتن یادآوری کند که هزینه شکست دیپلماسی، بازگشت قیمت نفت به ارقام نجومی و ناامنی مطلق در خلیج فارس خواهد بود.
در مقابل، دونالد ترامپ نیز با استفاده از مدل «پلیس خوب و پلیس بد» (که در آن کوشنر نقش پلیس خوب معاملهگر و ویتکاف نقش پلیس بد نظامی را ایفا میکنند)، به دنبال آن است تا ایران را در بنبستی قرار دهد که خروجی آن یا یک توافق تمامعیار تحت نظارت مستقیم آمریکا باشد و یا فروپاشی از درون تحت فشار همزمان تحریم و بمباران.
چشمانداز آینده
مذاکرات فعلی بیش از آنکه یک گفت وگوی حقوقی باشد، یک «نبرد ارادهها» در سایه ترس از نابودی متقابل است. توافق بر سر «اصول کلی راهنما» در ژنو نشاندهنده آن است که هیچیک از دو طرف در مقطع کنونی خواهان یک جنگ تمامعیار دیگر نیستند. ایران به دنبال تنفس اقتصادی برای مهار بحرانهای داخلی است و ترامپ به دنبال یک پیروزی دیپلماتیک بزرگ برای تثبیت میراث خود در دوره دوم ریاست جمهوری است.
با این حال، هشدار امروز رهبر معظم انقلاب درباره «سلاحهای خطرناکتر از ناو»، نشان میدهد که تهران هنوز آخرین کارتهای خود را رو نکرده است. اگر واشینگتن بخواهد از محدودیتهای هستهای فراتر رفته و خلع سلاح موشکی ایران را به عنوان شرط توافق تحمیل کند، منطقه به سرعت از فاز دیپلماسی در ژنو به فاز برخورد سخت در خلیج فارس باز خواهد گشت. هفتههای آینده، زمانی که پیشنویسهای متنی میان پایتختها رد و بدل میشود، مشخص خواهد شد که آیا «بسته رفاه» ایران میتواند اشتهای ترامپ را برای تغییر رژیم مهار کند یا خیر. آنچه قطعی است، این است که هفدهم فوریه ۲۰۲۶، آغاز فصلی نوین در تقابل تاریخی ایران و آمریکا است؛ فصلی که در آن دیپلماسی نه از سر اعتماد، بلکه از سر ناچاری و در سایه سنگین بمبافکنهای استراتژیک و موشکهای بالستیک متولد شده است.
وضعیت امنیتی و دیپلماتیک غرب آسیا در یکی از پیچیدهترین و بحرانیترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است. جهان امروز شاهد تقابلی دوگانه است که در یک سوی آن، دیپلماتهای ارشد در هتلها و نمایندگیهای دیپلماتیک ژنو بر سر پیشنویسهای فنی و حقوقی چانهزنی میکنند و در سوی دیگر، ناوگانهای هواپیمابر و رزمایشهای موشکی در آبهای خلیج فارس، طبل جنگ را به صدا درآوردهاند. این گزارش تخصصی به تحلیل جامع آخرین وضعیت مذاکرات هستهای غیرمستقیم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا پرداخته و رویکرد کلان نظام در قبال دولت دونالد ترامپ را بر اساس بیانات کلیدی رهبر معظم انقلاب در دیدار امروز با مردم آذربایجان شرقی تبیین میکند.
پیشرفت در فضای سوءظن
دومین دور از مذاکرات غیرمستقیم هستهای میان ایران و ایالات متحده در ژنو، پس از حدود چهار ساعت رایزنی فشرده میان هیئتهای دیپلماتیک، در حالی به پایان رسید که دو طرف از دستیابی به یک درک مشترک پیرامون «اصول کلی راهنما» خبر دادند. این نشست که در محل اقامت سفیر پادشاهی عمان در ژنو برگزار شد، نشاندهنده بازگشت جدی دیپلماسی به صحنه بینالمللی، هشت ماه پس از وقوع جنگ ویرانگر ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ است.
ساختار و عاملیت در میز مذاکره
ترکیب تیمهای مذاکرهکننده در این دوره پیامی روشن از اولویتهای هر دو پایتخت مخابره کرد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با تیمی متشکل از خبرهترین کارشناسان فنی، حقوقی و اقتصادی راهی ژنو شد که نشاندهنده رویکرد جامع تهران برای حل همزمان گرههای هستهای و تحریمی است. در مقابل، حضور استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، و جرد کوشنر، مشاور ارشد و داماد رئیسجمهور آمریکا، نشاندهنده تمایل کاخ سفید به مدیریت مستقیم و شخصیسازی شده پرونده ایران است. کوشنر که معمار «پیمانهای ابراهیم» در دوره اول ترامپ بود، اکنون وظیفه دارد تا با استفاده از مدل «معامله بزرگ»، ایران را به پذیرش محدودیتهای گسترده در قبال بستههای تشویقی اقتصادی ترغیب کند.
چارچوبی برای گذار از بحران
عباس عراقچی پس از پایان مذاکرات تصریح کرد که طرفین بر سر مجموعهای از «اصول کلی راهنما» به توافق رسیدهاند که مبنای کار بر روی متن اصلی توافق احتمالی قرار خواهد گرفت. اگرچه جزئیات این اصول محرمانه باقی مانده، اما قرائن نشان میدهد که این چارچوب شامل توالی اقدامات (Sequencing) در زمینه کاهش سطح غنیسازی ایران و لغو متناظر تحریمهای مالی و بانکی است. عراقچی با احتیاط اعلام کرد که «مسیر آغاز شده است، اما این به معنای دستیابی سریع به توافق نیست». این اظهارات نشان میدهد که تهران علیرغم فشارهای نظامی، همچنان بر حفظ حقوق غنیسازی خود پافشاری میکند، در حالی که واشینگتن بر توقف کامل فعالیتهای حساس اصرار دارد.
دکترین مقاومت فعال
سخنرانی دیروز مقام معظم رهبری در دیدار با مردم آذربایجان شرقی، سندی حیاتی برای درک رویکرد ایران در قبال دولت ترامپ و مذاکرات جاری در ژنو است. ایشان با هوشمندی، ترکیبی از بازدارندگی نظامی و انسجام داخلی را به عنوان پشتوانه تیم دیپلماسی معرفی کردند.
بقای بازدارندگی نامتقارن
رهبر انقلاب در پاسخ به تهدیدات مکرر دونالد ترامپ مبنی بر استفاده از قدرت ارتش آمریکا، بر این نکته تأکید کردند که «قویترین ارتش دنیا هم گاهی ممکن است چنان سیلی بخورد که نتواند از جا بلند شود. ایشان با اشاره به اعزام ناوهای هواپیمابر به منطقه، تصریح کردند که «ناو البته دستگاه خطرناکی است اما خطرناکتر از آن سلاحی است که میتواند ناو را به قعر دریا بفرستد». این سخنان نشاندهنده آن است که ایران همچنان بر توانمندیهای موشکی ضدکشتی و زیرسطحی خود به عنوان لنگرگاه بازدارندگی در خلیج فارس تکیه دارد. این پیام مستقیماً برای ترامپ ارسال شد تا بداند هرگونه خطای محاسباتی در واشینگتن میتواند به قیمت نابودی گرانترین داراییهای نیروی دریایی آمریکا تمام شود.
مدیریت داخل با تفکیک میان فریبخوردگان و مفسدین
بخش مهمی از بیانات ایشان به تحلیل ناآرامیهای سنگین دیماه ۱۴۰۴ (ژانویه ۲۰۲۶) اختصاص داشت. ایشان این ناآرامیها را که منجر به کشته شدن هزاران نفر شد، یک «کودتای برنامهریزی شده» توسط آژانسهای جاسوسی بیگانه خواندند که با هدف بهرهبرداری از فشارهای اقتصادی طراحی شده بود.
نکته راهبردی در این سخنان، اعلام «عزای عمومی» و داغدار بودن نظام برای همه کشتهشدگان، از جمله «فریبخوردگانی که به علت سادگی و عصبانیت همراه فتنه شدند» بود. این حرکت به معنای تلاش حاکمیت برای ترمیم شکافهای اجتماعی عمیقی است که بر اثر تورم ۵۰ درصدی و سرکوبهای اخیر ایجاد شده است. از منظر تحلیلگران سیاسی، این بیانات تلاشی است تا به طرف آمریکایی القا شود که نظام همچنان از پایگاه مردمی برخوردار است و نمیتوان با تکیه بر «تغییر رژیم»، ایران را در میز مذاکره به تسلیم واداشت.
پیشنهادات جدید ایران در ژنو
در کنار بیانات حماسی رهبر انقلاب، تیم فنی عراقچی در ژنو با رویکردی واقعگرایانه، پیشنهادهایی را ارائه داده است که نشاندهنده چرخش ایران به سمت «دیپلماسی اقتصادی محور» برای مهار ترامپ است.
سطح اول: بسته رفاه (Prosperity Package)
ایران برای اولین بار طرحی را موسوم به «بسته رفاه» مطرح کرده است که هدف آن درگیر کردن منافع مستقیم شرکتهای آمریکایی در اقتصاد ایران است. حمید قنبری، مدیر امور دیپلماسی اقتصادی، تأکید کرد که برای تضمین ماندگاری هرگونه توافق با ترامپ، باید آمریکا نیز از منافع اقتصادی سریع بهرهمند شود. این پیشنهاد شامل موارد زیر است:
• سرمایهگذاری در حوزههای نفت و گاز: دعوت از شرکتهای انرژی آمریکایی برای توسعه میادین مشترک.
• خرید هواپیماهای مسافربری: ارائه سفارشهای کلان برای نوسازی ناوگان هوایی ایران از شرکتهای آمریکایی.
• مشارکت در استخراج معادن: گشودن بخش معدن ایران به روی سرمایهگذاران غربی.
این رویکرد با منطق ترامپ که همواره به دنبال «دلارهای آمریکایی» و ایجاد اشتغال است، همخوانی دارد و میتواند یک لابی قدرتمند در واشینگتن علیه تحریمها ایجاد کند.
سطح دوم: پیمان عدم تعرض منطقهای
گزارشهای دیپلماتیک نشان میدهد که ایران با میانجیگری عمان و قطر، پیشنهاد امضای یک «پیمان عدم تعرض» (Non-Aggression Pact) را به ایالات متحده ارائه داده است. بر اساس این طرح، واشینگتن و تهران متعهد میشوند که از هدف قرار دادن خاک، منافع و متحدان یکدیگر (شامل اسرائیل و گروههای مقاومت) پرهیز کنند. این پیشنهاد به عنوان یک «شیرینکننده» (Sweetener) برای ترامپ مطرح شده تا نگرانیهای امنیتی متحدان منطقهای آمریکا را کاهش دهد و راه را برای لغو تحریمها هموار کند.
ترامپ و تهدیدهای تکراری
دونالد ترامپ در ۱۶ فوریه ۲۰۲۶ بر عرشه هواپیمای ایر فورس وان، پیامی دوگانه صادر کرد: او از یک سو ابراز خوشبینی کرد که ایرانیها به دلیل تجربه تلخ حملات ژوئن ۲۰۲۵ اکنون «خواهان معامله» هستند و از سوی دیگر، تأکید کرد که اگر مذاکرات ژنو به سرعت به نتیجه نرسد، دستور حملات گستردهتر را صادر خواهد کرد.
ترامپ صراحتاً به یادآوری استفاده از بمبافکنهای B-2 پرداخت و گفت: «ما مجبور شدیم آنها را بفرستیم تا پتانسیل هستهای آنها را ناکاوت کنیم. من فکر نمیکنم آنها بخواهند دوباره عواقب عدم توافق را تجربه کنند». این رویکرد نشاندهنده آن است که واشینگتن مذاکرات ژنو را نه یک گفت وگوی برابر، بلکه یک «روند تسلیم مدیریت شده» میبیند. هدف ترامپ دستیابی به توافقی است که نه تنها اورانیوم غنیشده ایران را به خارج از کشور (روسیه یا ترکیه) منتقل کند، بلکه محدودیتهای دائمی بر برنامه موشکی ایران نیز اعمال نماید.
خط قرمزها
علیرغم پیشرفت در ژنو و توافق بر سر اصول کلی، چندین گره استراتژیک همچنان باقی مانده است که میتواند هر لحظه میز مذاکره را واژگون کند:
1. خط قرمز غنیسازی: ایران همچنان بر حق خود برای غنیسازی در خاک خود (حتی در سطوح پایین) اصرار دارد. اما واشینگتن و اسرائیل بر «غنیسازی صفر» به عنوان تنها تضمین واقعی تأکید میکنند.
2. نظارت بر مراکز زیرزمینی: با توجه به آسیبهای جدی به سایت فردو، آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواستار دسترسیهای فراتر از پروتکلهای معمول برای اطمینان از عدم فعالیتهای پنهانی است. ایران این مطالبات را نفوذ جاسوسی در زیرساختهای دفاعی خود میداند.
3. نقش بازیگران رژیم اشغالگر: بنیامین نتانیاهو در سفر اضطراری خود به واشینگتن (فوریه ۲۰۲۶) هشدار داده است که هرگونه توافقی که منجر به نابودی کامل زیرساختهای هستهای ایران نشود، از سوی اسرائیل مردود است. از سوی دیگر، روسیه که درگیر جنگ اوکراین است، تلاش دارد با میزبانی از ذخایر اورانیوم ایران، نقش خود را در خاورمیانه تثبیت کند.
راهبرد ایران؛ موازنه دیپلماسی و میدان
تحلیل جامع وضعیت در ۱۷ فوریه ۲۰۲۶ نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران راهبرد خود را بر یک «دوگانگی هوشمندانه» استوار کرده است. در میدان سخن و خطاب به تودهها، رهبر انقلاب بر توانایی ضربه زدن به قویترین ارتش جهان و غرق کردن ناوهای آمریکایی تأکید میکنند تا غرور ملی آسیبدیده در جنگ ۲۰۲۵ را بازسازی کنند. اما در میدان عمل و در اتاقهای بسته ژنو، دیپلماتهایی مانند عراقچی با پیشنهادات اقتصادی بیسابقه (بسته رفاه) و انعطاف در مورد ذخایر هستهای، به دنبال معاملهای هستند که بقای نظام را در برابر طوفانهای ترامپ تضمین کند.
این رویکرد، ترکیبی از «آرمانگرایی در کلام» و «واقعگرایی در عمل» است. ایران در تلاش است تا با استفاده از رزمایش موشکی در تنگه هرمز و انسداد موقت این مسیر حیاتی انرژی، به واشینگتن یادآوری کند که هزینه شکست دیپلماسی، بازگشت قیمت نفت به ارقام نجومی و ناامنی مطلق در خلیج فارس خواهد بود.
در مقابل، دونالد ترامپ نیز با استفاده از مدل «پلیس خوب و پلیس بد» (که در آن کوشنر نقش پلیس خوب معاملهگر و ویتکاف نقش پلیس بد نظامی را ایفا میکنند)، به دنبال آن است تا ایران را در بنبستی قرار دهد که خروجی آن یا یک توافق تمامعیار تحت نظارت مستقیم آمریکا باشد و یا فروپاشی از درون تحت فشار همزمان تحریم و بمباران.
چشمانداز آینده
مذاکرات فعلی بیش از آنکه یک گفت وگوی حقوقی باشد، یک «نبرد ارادهها» در سایه ترس از نابودی متقابل است. توافق بر سر «اصول کلی راهنما» در ژنو نشاندهنده آن است که هیچیک از دو طرف در مقطع کنونی خواهان یک جنگ تمامعیار دیگر نیستند. ایران به دنبال تنفس اقتصادی برای مهار بحرانهای داخلی است و ترامپ به دنبال یک پیروزی دیپلماتیک بزرگ برای تثبیت میراث خود در دوره دوم ریاست جمهوری است.
با این حال، هشدار امروز رهبر معظم انقلاب درباره «سلاحهای خطرناکتر از ناو»، نشان میدهد که تهران هنوز آخرین کارتهای خود را رو نکرده است. اگر واشینگتن بخواهد از محدودیتهای هستهای فراتر رفته و خلع سلاح موشکی ایران را به عنوان شرط توافق تحمیل کند، منطقه به سرعت از فاز دیپلماسی در ژنو به فاز برخورد سخت در خلیج فارس باز خواهد گشت. هفتههای آینده، زمانی که پیشنویسهای متنی میان پایتختها رد و بدل میشود، مشخص خواهد شد که آیا «بسته رفاه» ایران میتواند اشتهای ترامپ را برای تغییر رژیم مهار کند یا خیر. آنچه قطعی است، این است که هفدهم فوریه ۲۰۲۶، آغاز فصلی نوین در تقابل تاریخی ایران و آمریکا است؛ فصلی که در آن دیپلماسی نه از سر اعتماد، بلکه از سر ناچاری و در سایه سنگین بمبافکنهای استراتژیک و موشکهای بالستیک متولد شده است.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه
-
راهبرد عزت و پیشرفت در تراز نظم جدید
-
بوروکراسی فرساینده مانع اصلی سرمایهگذاری در بخش کشاورزی است
-
حمایت عملی از کشاورزان شرط تحقق تولید پایدار است
-
خطابه خِرَد و حماسه
-
رشد رقابتپذیری صادرات ایران
-
فراتر از رسوایی
-
شیطان ولکن امتیازگیری نیست!
-
لزوم چابکسازی بخش کشاورزی
-
قدرتنمایی یا فرار از فروپاشی؟
-
دیپلماسی در سایه بازدارندگی



