نگاهی به مفهوم قدرت و اقتدار

روح اله متفکرآزاد
دیدار مردم شریف تبریز و آذربایجان شرقی با مقام معظم رهبری در آستانه سالروز قیام بیست‌ونه بهمن ۵۶ مردم تبریز در برابر رژیم ستم‌شاهی حاوی نکات بسیار مهم استراتژیکی بود که یکی از مهم‌ترین بخش‌های این دیدار تعلق داشت به پرداختی که مقام معظم رهبری به موضوع تهدیدات دشمن داشتند، ایشان در این دیدار تهدیدات ترامپ و آمریکا در قبال ایران آن‌هم در زمان مذاکرات بین دو کشور را از اعتبار ساقط کردند یعنی آنچه مهم بود این بود که ایشان با تهدید متقابل اعتبار تهدیدات آمریکا و تأثیرگذاری آن برای باج‌گیری از ایران و اعمال تأثیر در مذاکرات و همین‌طور قهرمان سازی از آمریکا را از بین بردند اما یک نکته ظریف دیگری مطمع نظر نگارنده است آنجایی که مقام معظم رهبری اشاره کردند به اینکه «آمریکایی‌ها ادعا دارند که ارتش ما قوی‌ترین ارتش دنیاست؛ قوی‌ترین ارتش دنیا ممکن است گاهی آن‌چنان سیلی بخورد که از جا نتواند بلند شود»؛ از چند منظر قابل‌تحلیل است علاوه بر آنکه این فرمایش ملهم از سنت‌های الهی است جایی که خداوند سنت‌های خود را نسبت به ظالمین و فراعنه اشاره می‌فرماید.
(که در سخنرانی‌های پیشین ایشان نیز به این موضوع با مضمون اشاره به سرنگونی فرعون و نمرود و رضاخان و محمدرضا در اوج نخوت و پیش‌بینی سرنگونی ترامپ در اوج غرور پرداخته‌شده بود)، منظر دیگری هم دارد و آن این است که اشاره ایشان به سیلی خوردن متوهمان قدرت و نیز اشاره به خطرناک‌تر بودن سلاحی که ناو دشمن را به قعر آب فروخواهد برد، پرداختن به یک موضوع عقلانی و مبتنی بر واقعیات صحنه و مبتنی بر رشد قدرت نظامی ایران بر اساس دکترین قدرت نامتقارن است، نگاه استراتژیک موجود در این فرمایشات حائز اهمیت است، می‌دانیم که مفهوم قدرت و اقتدار دو مفهوم متفاوت نظامی است؛ ممکن است کشوری دارنده قوای نظامی و قدرت تسلیحاتی باشد اما لاجرم معنای آن این نیست که دارای اقتدار است همین‌طور معنای آن این نیست که توان اعمال آن قدرت را داشته باشد، از منظر دیگر ممکن است در مقابله قدرت دو نیروی روبه روی هم یا دو کشور در تقابل یا دو قدرت نظامی متخاصم، شاهد توازن قوا نباشیم ولی تعیین‌کننده نتیجه داشتن قدرت نباشد . بلکه میزان آسیب‌پذیری آن دارنده قدرت است که تعیین‌کننده است، هرکس که آسیب‌پذیری بیشتری دارد ممکن است قدرت هم داشته باشد اما در نقطه اقتدار قرار نداشته باشد؛ یعنی آن‌که ممکن است کشوری توان هزینه کرد نظامی گزافی داشته باشد و از توان نظامی بالایی برخوردار باشد اما آن توان نظامی برتر و آن هزینه کرد نظامی در برابر هزینه کرد کمتر اما نامتقارن کشور دیگر به جهت آسیب‌پذیری دارنده قدرت، دارای اقتدار تلقی نشود؛ یعنی می‌شود چنین فرض گرفت که دارنده قدرت می‌تواند از جایی که گمان نمی‌کند و از جایی که برای او نقطه قدرت تلقی می‌شود، ضربه‌ای مهلک و سهمگین بخورد. پس این آسیب‌پذیری آن کشور و آن دارنده قدرت است که تعیین‌کننده میزان مؤثر بودن قدرت وی است.
 به نظر می‌رسد آنچه مقام معظم رهبری اشاره داشتند منجر به تغییر محاسبات خواهد شد، از این منظر که جمهوری اسلامی ایران دارای توان و امکاناتی است که به‌صورت نامتقارن آن‌ها را مبتنی بر ظرفیت‌ها و پتانسیل خود رشد و ارتقاء داده و به نقطه‌ای رسانده که می‌تواند دارندگان برترین قدرت‌ها را زمین‌گیر کند و با ضربه به آن قدرت‌ها ضربات سنگینی وارد کند که امکان جبرانش برای آمریکا و رژیم صهیونیستی وجود نداشته باشد؛ این یعنی اینکه دارا بودن ناو هواپیمابر بزرگ که خود یک قدرت تلقی می‌شود لاجرم همیشه به معنای پیروزی مالک این ناو نیست بلکه می‌تواند با ضربه‌پذیر بودن آن ناو توسط قدرت بومی یک کشور، نقطه قدرت آمریکا را تبدیل به نقطه‌ضعفش کند و این یعنی یک نگاه استراتژیک به موضوع قدرت و اقتدار.
 به نظر می‌رسد مقام معظم رهبری به یکی از مفاهیم بسیار پیچیده و پیشرو استراتژیک اشاره داشتند و با بیان این گزاره تهدیدات آمریکا را تبدیل به تهدیدات نامعتبر کردند. این گزاره مبتنی بر واقعیت‌های صحنه است و لذا مبتنی بر نظام محاسبات دقیق نبرد بیان شد و چون دشمن می‌داند که این نظام محاسبات، انتزاعی نبوده و واقعی است این فرمایش معظم له در معادلات اخیر و در منازعات اخیر تأثیرگذار خواهد بود.

نگاهی به مفهوم قدرت و اقتدار