نگرشهای کمی موجب شده نیازهای اصلی انسان در احداث بنا نادیده گرفته شود
هویت، حلقه مفقوده معماری امروز
گروه اجتماعی
معماری سنتی و قدیمی که بر اساس باورها، آدابورسوم، فرهنگ و نیازهای مردم گسترده شده بود در حال حاضر به یک ایده و نقطه ایدهآل در شهرهای بزرگ مبدل شده و نام و نشانی از آن نیست و این موضوع در شهرهای کوچک نیز در حال رخ دادن است. افزایش مهاجرت به شهرها و تغییر سبک زندگی باعث شده که معماری قدیمی بر پایه ارزشهای انسانی و زندگی آرام به دست فراموشی سپرده شده و به آپارتماننشینی و ساختوساز ساختمانهای بزرگ و برجها بدل شود.
پر واضح است که بافت معماری خانهها در جوامع صنعتی و غیرصنعتی بر رفتار، روان و به تبع آن فرهنگ و جامعه اثراتِ گوناگونی دارد.
مبتنی بر دیدگاه پیمان یاریان، از کارشناسان و صاحبنظران این حوزه، «بیگمان معماری نشانه و بودنی از تنیدگی؛ شخصیت، رفتار، فرهنگ و نوع نگاه یک جامعه پویاست، بدین معنی که در جوامع ایستا که پویایی در آن رخت بربسته، انسانهای آن جامعه در چارچوبی معین گرفتار میشوند. انسانی که بیشترین وقت خود را در جایی به نام خانه سپری میکند، در بردارنده تعریفی در همان چارچوب است. به این معنی که روان و سلامت تکتک افراد جامعه در گِرو مکانی است که در آن جا خود را در آرامش مییابند و طبیعتا در نبود خانهای به دور از لازمههای معماری استاندارد، آسودگی دیگر معنایی ندارد. اما نکته اساسی این است که معماری و فرهنگ شهرسازی بر سلامت روان تکتک افراد جامعه مؤثر است. موضوعی که در سالیان اخیر مغفول مانده و صنعت طراحی داخل و خارج خانههای ایرانی، امروز وامدار دانشآموختگان رشته معماریای است که خود در دام تبلیغات غیر کارشناسانه، ساختوسازهای غیرمسئولانه و فاقد رعایت هرگونه آرامش و عدم خلاقیت گرفتار آمدهاند.»
لزوم توجه به دوام و قابلیت در معماری
این کارشناس میگوید: «حاد بودن این مسئله حتی تأثیری نامطلوب بر روان کودکان دارد، چون حق بازی آنان، چه در داخل خانه و یا محوطهای که او باید در روز بازی کند نادیدهگرفته شده است. این موضوع باعث به وجود آوردن فضایی دور از شادمانی برای آنان و بزرگسالان و به تبع آن بروز تنش در بین افراد خانه و یا خارج از آن شده است. در یکی دو دهه اخیر با رواج معماری غربی و نشر آن در جامعه و نیز رکود مسکن که نشئت گرفته از سیاست غلط کشور است، شهروندان روزبهروز با خانهها و آپارتمانهایی روبهرو شدند که در چارچوب بسیاری از آنان، هویت انسان به سُخره گرفته شد. اینرویه آنچنان تحقیرآمیز و عاری از هرگونه تجربه کاری و آکادمیک است که با فشار اقتصادی، رفتهرفته مردم به این اندیشیدند که فقط چارچوبی به نام خانه برای زندگی داشته باشند، ولو آن که آن خانه فاقد دوام و قابلیت زندگی باشد. نمونه این نوع خانهها مسکن مهر است و یا سایر پروژههای مشابه که طبق نظر کارشناسان و نیز ساکنین آن از بدترین نوع خانههایی هستند که فاقد هرگونه امکان و استاندارد لازم است. نکته دیگری که در طی این سالها اصلا محلی از اِعراب نداشته، پرداختن به معماریای است که حوادث طبیعی و جنگ را در نظر بگیرد. بنابراین نتیجه آن را در سیل و زلزله سالهای ٩٧ و ٩٨ میتوان جُست و همه ما شاهد بودیم که بیشتر مناطق زلزلهزده و یا سیلزده تخریبی ٨٠ و یا ٩٠ درصدی داشته است. در این جا این سؤال پیش میآید که دولتمردان تا چه میزان به امنیت، دوام، آرامش و زیبایی داخلی و خارجی خانهها اهمیت میدهند؟ خانهای که انسان بیشترین وقت خود را در آن جا میگذارند. بدون تردید دوام و معماری در موازات هم پیش میروند. به عبارتی دیگر در معماری اگر به دوام و قابلیت آن توجه نشود در طراحی و استانداردهای آن باید شک کرد. و باز در این جا شما را به مسکن مهر ارجاع میدهم.»
نادیدهگرفتن فضای سبز در معماری امروز
یاریان تصریح میکند: «در بیشتر خانههای قدیمی ایرانی حوض، فواره، ایوان، زیرزمین با شیشههای مشبک و اتاقهایی با پنجرههای بزرگ و گاه با شیشههای رنگی را میتوان یافت. این دست از معماری جدا از اینکه اوقاتی را که انسانها در منزل به سر میبردند فرح بخش مینمود، بلکه در اشعار شاعران گذشته و معاصر ما، رمان نویسان و نیز حتی ترانهسرایان ایرانی، بهویژه در دهه پنجاه، بازتابی اعجاببرانگیز، روشن و چشمگیر داشت و این به نوستالژی چند نسل از ایرانیان تبدیل شد. حتی در سریالهای مختلف نیز مردم با خانهها و حوادثی که در آن فضا اتفاق میافتاد، همزاد پنداری میکردند. اما فضای امروز خانههای ایرانی؛ تنگ و کوچک و عاری از هر ذوق و سلیقه است و غیر منسجم با برونی زشت و تو سری خورده به نظر میرسد. نادیدهگرفتن فضای سبز برای تکتک افراد جامعه نیز یکی دیگر از چالشهای بحثبرانگیز در معماری امروز است. در گذشته معماری خانهها به گونهای بود که فضای بیرونی را از فضای درونی کاملا جدا میکرد. فضای درونی در بیشتر خانهها وسیع بود و ساکنین آن احساس آرامش و رضایت خاطر میکردند. به طوری که نوع معماری آن خانهها، انسان را از طبیعت کاملا جدا نمیکرد. مصالح بهکار برده شده در بناها به نحوی بود که در تماس با باد و برف و باران بسیار مقاوم بود و در تابستانها خنک و در زمستانها گرم و دلپذیر مینمود. ایرانیانی که در چنین خانههایی زندگی کردهاند، با یادآوری آن، نوستالژی دارند. ولیامروز ما شاهد سربرآوردن آپارتمانهایی هستیم که با نگاهی اجمالی به آنها نه به فرهنگ گذشته پیوند میخوریم و نه معماری مدرن را در آنان میتوان سراغ گرفت. این معماری دستخوش تحولی نزولی شده است. خانههای کوچک با پنجرههایی بسیار کوچکتر و محقر و ساخت شهرکهایی که آپارتمانها در دو قدمی هم مثل قارچ سر از خاک درآودهاند، حتی فضای خصوصی افراد را نیز به مخاطره انداختهاند.»
این کارشناس حوزه معماری بیان میکند: «توجه به معماری و فرهنگ شهرسازی آنچنان مهم است که همواره تنیدگی رابطه بین طراحی و روانشناسی را به ما یادآور میشود. چالش استرس امروز بُعدی جهانی دارد، اما در ایران این موضوع، دوچندان خود را نشان داده است. استرس ناشی از طرحها و فرمهای غیرکارشناسی و غیرمسئولانه ساختمانها و فضاهای ضعیف باعث روند تصاعدی تنش و ترس در بین مردم شده است. امروز درصدی بسیار کم و آن هم قشر مرفه جامعه به طراحی و معماری داخل خانهها اهمیت میدهند. محیطی که انسان میسازد، به آن محیط هویت و معنا میبخشد. بخش بزرگی از آن وجودی است که هم چون تکهای بهجا مانده، هر دم چشم هر بینندهای را مفتون و یا آرامش عطا میکند. اما ساختوسازهای بیسابقه، زشت و در نوع خود رعبآور و بیبنیاد، آسیبی جدی به معماری و فرهنگ شهرسازی در ایرانزده و به پیروی آن روان ساکنان آن را به مخاطراه انداخته است.»
تأثیر معماری بر کاهش اضطراب
این کارشناس در خاتمه با اشاره به تأثیر معماری بر سلامت روان میگوید: «برای درک این که تا چه پایه از نظر روانشناختی، معماری و طراحی داخلی و خارجی خانهها بر انسان تأثیر میگذارد، مهم این است که در همان ابتدا دستکم در یک سطح اساسی، اثرات روانشناختی محرکهای خاص بر مغز انسان را درک کنیم. انسان بهعنوان موجودی متفکر در سادهترین شکل خود لذت را همواره جستوجو میکند. سرآغاز این لذت در انسانی شکل گرفت که در جستوجوی پناهگاه، غذا و جفتگیری در دنیای مدرن بود. هرچند این لذت از دیرباز بوده ولی با دنیای مدرن معنای دیگری برای خود به ارث گذاشته است. لذت یک احساس است. خوشبختی، رضایت و لذتبردن از زندگی در عبور از لحظهها معنی میشود. اما بااینحال، راههایی که میتواند این احساس را بهدست آورد، ذهنی هستند و بهعنوان منافع ما انسانها تکامل یافته، زیرا منابع موجود ما در ازای زمان دستخوش تغییر شدهاند. بهعنوان مثال استرسی که انسان مدرن تجربه میکند با استرسی که انسانهای اولیه داشتهاند، در نوع خود متفاوت است. آنها در ارتباط با شکار و آبوهوا همواره استرس را تجربه کردهاند و ما در ابعاد مختلف، ازجمله معماری و طراحی داخلی و خارجی خانهها استرس را روبهروی خود داریم. البته استرس از نظر شخصیتی نیز متفاوت است. کسی که دغدغه یافتن نوع و فرم شیرآلات خانهاش را دارد با کسی که در پی یافتن فقط سرپناهی برای گذران زندگی است و فشار اقتصادی او را وادار به زندگی در هرجایی میکند، خیلی متفاوت خواهد بود. اگر در این ارتباط سری به آمار خودکشیها بزنیم طبق آخرین آمار و اطلاعات درج شده؛ ٧٣ درصد از خودکشیها، مربوط به حاشیهنشینان است. درواقع بیشترین آمار خودکشی مربوط به قشر فراموش شده است. پس بیگُمان این را به ما یادآوری میکند که نوع استرس را باید در زمان و مکان ارزیابی کرد. هرچند استرس عواملی اعم از ترافیک، شغل و روابط بین انسانها را نیز شامل میشود، اما نوع معماری و ساختوساز خانهها نیز بر سنگینی آن میافزاید. بنابراین استرس به یک عامل برجسته در زندگی مدرن و سلامتی تبدیل شده است. حال اگر در معماری و فرهنگ شهرسازی، روان آدمهای یک جامعه را در نظر نگیریم و بر این مبنا به ضلع لذت، گذران مطلوب و استفاده بهینه روانی از خانه و حتی محل کار مانند رنگ، خلاقیت و غیره مانند هر مسئله دیگری بیتوجه باشیم، با تنشهای پنهان و آشکاری روبهرو خواهیم شد. طبیعتا هر انسانی برای ساخت و یا اجاره مسکن در همان وهله نخست به طرح، وسعت استفاده و زیبایی آن توجه میکند. بنابراین سیاستگذاری و برنامهریزی در حوزه طراحی و معماری، به بهبود سلامت روان کمک میکند. از این رو برای ارتقای سلامت روان شهروندان باید به تعبیه فضای سبز، طراحی محیط گرم و گیرا، مفید و پایدار در معماری بناها توجه کرد.»
خانهها تبدیل به خوابگاه شده است
داوود علمی نیز از دیگر کارشناسان حوزه معماری دراین باره بیان میکند: «معماری سنتی تأثیر بهسزایی در ایجاد آرامش دارد و این سبک از معماری درگذشته بر اساس باورها، آدابورسوم، فرهنگ و نیازهای مردم گسترده شده بود اما در حال حاضر در شهرهای بزرگ به یک ایده و نقطه ایدهآل مبدل شده و نام و نشانی از آن نیست و این موضوع در شهرهای کوچک نیز در حال رخ دادن است. افزایش مهاجرت به شهرها و تغییر سبک زندگی باعث شده که معماری قدیمی؛ بر پایه ارزشهای انسانی و زندگی آرام به دست فراموشی سپرده شده و به آپارتماننشینی و ساختوساز ساختمانهای بزرگ و برجها تبدیل شود که این سبک از زندگی برگرفته از سبک زندگی درکشورهای غربی است. در آنجا خانههای شخصی تبدیل به یک خوابگاه شده و چیزی بهعنوان مسکن یعنی تسکیندهنده روح و روان و آرامش ذهنی وجود ندارد. اما مسئله آسایش و آرامش در زندگی، اینروزها به یک دغدغه جدی و موضوع مهم مبدل شده و به همین منظور سبک ساخت و ساز در خانهها باید جدی گرفته شود. در خانههای امروزی آسانسور، نزدیک بودن سرویس بهداشتی و آشپزخانه، سیستم به هم پیوسته گرمایشی و سرمایشی بهعنوان وسایلی برای آسایشاند اما در گذشته با اینکه فاصله بین اتاقها و سرویس بهداشتی و دیگر اتاقها باعث تردد در خانه میشد و البته مثل امروز آسایشی نداشت اما آرامش وجود داشت. در گذشته ساکنان خانههای قدیمی به تغییر مکانهای زندگی خود در تابستان و زمستان مشغول بودند که این خود باعث ایجاد انگیزه و شادابی بود و تغییر در وسایل و ابزارهای فصلها موجب تنوع در برنامهها میشد اما در زندگی امروز و خانههای آپارتمانی این مسائل را نداریم و چهبسا که همین تغییرات موجب آرامش و شادابی میشد. در شهرسازی نیز المانها، نمادها و سبکهای ساختمانسازیهای قدیمی از امید و شادابی حکایت داشتند اما امروزه ساختمانسازیهای بلند و عدم وجود فضای سبز و جریانهای طبیعی شهری فضای جامعه را خسته و بیروح کرده است.»
این کارشناس اضافه میکند: «در ساختمانسازی قدیم منبتکاری، گچ کاری، آینه کاری و فعالیتهای هنری نمایان و قابل رویت بود که این موضوع علاوه بر اینکه ایجاد زیبایی میکرد در تولید آرامش نیز نقش مهمی داشت. حیاطهای بزرگ با حوض آب و درختانی بلند قامت وغیره فضایی در خانه ایجاد میکرد که علاوه بر آرامش روحی و روانی و رفع خستگی، برای اوقات فراغت کودکان نیز مناسب بود. در گذشته نوع معماری متناسب با نیازهای متنوع بشر بود اما اکنون با هدف توسعه شهری، مباحث اصیل و قوی معماری و واقعیتهای گذشته حذف شده است. خانه یکی از نیازهای اساسی انسان و مکانی برای رسیدن به آرامش است و بهمثابه یکی از نیازهای ابتدایی و اساسی انسان به شمار میرود، و قبل از آنکه مقولهای فیزیکی و مادی باشد، موضوعی فرهنگی است. خانه باید بستر لازم جهت رشد افراد را فراهم کند تا افراد بتوانند بر اساس نیازهای روحی و روانی و علایق خود، فضای مناسب برای انجام فعالیتها و کسب آسایش و آرامش جسمانی داشته باشند. در معماری ایرانی و یا سنتی که موضوع بحث حاضر است، مسائل مختلفی تأثیرگذار است که معماری سنتی علاوه براینکه هماهنگ با محیطزیست و اقلیم طراحی میشود، تأمین کننده مجموع نیازهای مادی و روحی انسان بوده و به دلیل اصالت بخشیدن به نیازهای فطری انسان توانایی کامل برای جهانی شدن دارد.»
خانه در معماری گذشته از طبیعت جدا نبوده است
علمی با بیان اینکه در این برهه از زمان، روند زندگی شهری فرآیندهای فیزیولوژی، جسمی و روانی انسان را تحتتأثیر قرار داده و موجب بروز پارهای از مشکلات همانند اضطراب، افسردگی و خستگی روانی شده است، میگوید: «باتوجهبه تأثیرگذار بودن زندگی صنعتی و دوری از طبیعت، بسیاری از محققان به این نتیجه رسیدهاند که یکی از راههای کاهش مشکلات فوق، ایجاد رابطه دوباره با طبیعت است. باتوجهبه الگوی معماری سنتی ایرانی درمییابیم که خانه از طبیعت جدا نبوده و در حیاط، ارتباط نزدیک و حضور در طبیعت تجربه میشده است. خانه در معنای لغوی با مفاهیمی مانند آسایش، آرامش، امنیت روح و روان و محلی که این نیازها را تحقق میبخشد همراه است و حیاط که مهمترین فضا در خانههای سنتی ایران است، مکانی برای برآورده ساختن این نیازها بوده است. نتایج تحقیقات نشان داده که نگرشهای کمی و مادی و نه کیفی در سیاست مسکن موجب شده بسیاری از نیازهای اصلی انسان نادیده گرفته شود و دراینبین نیاز به طبیعت یکی از بارزترین مواردی است که بهراحتی مورد بیتوجهی قرار میگیرد.»
معماری سنتی و قدیمی که بر اساس باورها، آدابورسوم، فرهنگ و نیازهای مردم گسترده شده بود در حال حاضر به یک ایده و نقطه ایدهآل در شهرهای بزرگ مبدل شده و نام و نشانی از آن نیست و این موضوع در شهرهای کوچک نیز در حال رخ دادن است. افزایش مهاجرت به شهرها و تغییر سبک زندگی باعث شده که معماری قدیمی بر پایه ارزشهای انسانی و زندگی آرام به دست فراموشی سپرده شده و به آپارتماننشینی و ساختوساز ساختمانهای بزرگ و برجها بدل شود.
پر واضح است که بافت معماری خانهها در جوامع صنعتی و غیرصنعتی بر رفتار، روان و به تبع آن فرهنگ و جامعه اثراتِ گوناگونی دارد.
مبتنی بر دیدگاه پیمان یاریان، از کارشناسان و صاحبنظران این حوزه، «بیگمان معماری نشانه و بودنی از تنیدگی؛ شخصیت، رفتار، فرهنگ و نوع نگاه یک جامعه پویاست، بدین معنی که در جوامع ایستا که پویایی در آن رخت بربسته، انسانهای آن جامعه در چارچوبی معین گرفتار میشوند. انسانی که بیشترین وقت خود را در جایی به نام خانه سپری میکند، در بردارنده تعریفی در همان چارچوب است. به این معنی که روان و سلامت تکتک افراد جامعه در گِرو مکانی است که در آن جا خود را در آرامش مییابند و طبیعتا در نبود خانهای به دور از لازمههای معماری استاندارد، آسودگی دیگر معنایی ندارد. اما نکته اساسی این است که معماری و فرهنگ شهرسازی بر سلامت روان تکتک افراد جامعه مؤثر است. موضوعی که در سالیان اخیر مغفول مانده و صنعت طراحی داخل و خارج خانههای ایرانی، امروز وامدار دانشآموختگان رشته معماریای است که خود در دام تبلیغات غیر کارشناسانه، ساختوسازهای غیرمسئولانه و فاقد رعایت هرگونه آرامش و عدم خلاقیت گرفتار آمدهاند.»
لزوم توجه به دوام و قابلیت در معماری
این کارشناس میگوید: «حاد بودن این مسئله حتی تأثیری نامطلوب بر روان کودکان دارد، چون حق بازی آنان، چه در داخل خانه و یا محوطهای که او باید در روز بازی کند نادیدهگرفته شده است. این موضوع باعث به وجود آوردن فضایی دور از شادمانی برای آنان و بزرگسالان و به تبع آن بروز تنش در بین افراد خانه و یا خارج از آن شده است. در یکی دو دهه اخیر با رواج معماری غربی و نشر آن در جامعه و نیز رکود مسکن که نشئت گرفته از سیاست غلط کشور است، شهروندان روزبهروز با خانهها و آپارتمانهایی روبهرو شدند که در چارچوب بسیاری از آنان، هویت انسان به سُخره گرفته شد. اینرویه آنچنان تحقیرآمیز و عاری از هرگونه تجربه کاری و آکادمیک است که با فشار اقتصادی، رفتهرفته مردم به این اندیشیدند که فقط چارچوبی به نام خانه برای زندگی داشته باشند، ولو آن که آن خانه فاقد دوام و قابلیت زندگی باشد. نمونه این نوع خانهها مسکن مهر است و یا سایر پروژههای مشابه که طبق نظر کارشناسان و نیز ساکنین آن از بدترین نوع خانههایی هستند که فاقد هرگونه امکان و استاندارد لازم است. نکته دیگری که در طی این سالها اصلا محلی از اِعراب نداشته، پرداختن به معماریای است که حوادث طبیعی و جنگ را در نظر بگیرد. بنابراین نتیجه آن را در سیل و زلزله سالهای ٩٧ و ٩٨ میتوان جُست و همه ما شاهد بودیم که بیشتر مناطق زلزلهزده و یا سیلزده تخریبی ٨٠ و یا ٩٠ درصدی داشته است. در این جا این سؤال پیش میآید که دولتمردان تا چه میزان به امنیت، دوام، آرامش و زیبایی داخلی و خارجی خانهها اهمیت میدهند؟ خانهای که انسان بیشترین وقت خود را در آن جا میگذارند. بدون تردید دوام و معماری در موازات هم پیش میروند. به عبارتی دیگر در معماری اگر به دوام و قابلیت آن توجه نشود در طراحی و استانداردهای آن باید شک کرد. و باز در این جا شما را به مسکن مهر ارجاع میدهم.»
نادیدهگرفتن فضای سبز در معماری امروز
یاریان تصریح میکند: «در بیشتر خانههای قدیمی ایرانی حوض، فواره، ایوان، زیرزمین با شیشههای مشبک و اتاقهایی با پنجرههای بزرگ و گاه با شیشههای رنگی را میتوان یافت. این دست از معماری جدا از اینکه اوقاتی را که انسانها در منزل به سر میبردند فرح بخش مینمود، بلکه در اشعار شاعران گذشته و معاصر ما، رمان نویسان و نیز حتی ترانهسرایان ایرانی، بهویژه در دهه پنجاه، بازتابی اعجاببرانگیز، روشن و چشمگیر داشت و این به نوستالژی چند نسل از ایرانیان تبدیل شد. حتی در سریالهای مختلف نیز مردم با خانهها و حوادثی که در آن فضا اتفاق میافتاد، همزاد پنداری میکردند. اما فضای امروز خانههای ایرانی؛ تنگ و کوچک و عاری از هر ذوق و سلیقه است و غیر منسجم با برونی زشت و تو سری خورده به نظر میرسد. نادیدهگرفتن فضای سبز برای تکتک افراد جامعه نیز یکی دیگر از چالشهای بحثبرانگیز در معماری امروز است. در گذشته معماری خانهها به گونهای بود که فضای بیرونی را از فضای درونی کاملا جدا میکرد. فضای درونی در بیشتر خانهها وسیع بود و ساکنین آن احساس آرامش و رضایت خاطر میکردند. به طوری که نوع معماری آن خانهها، انسان را از طبیعت کاملا جدا نمیکرد. مصالح بهکار برده شده در بناها به نحوی بود که در تماس با باد و برف و باران بسیار مقاوم بود و در تابستانها خنک و در زمستانها گرم و دلپذیر مینمود. ایرانیانی که در چنین خانههایی زندگی کردهاند، با یادآوری آن، نوستالژی دارند. ولیامروز ما شاهد سربرآوردن آپارتمانهایی هستیم که با نگاهی اجمالی به آنها نه به فرهنگ گذشته پیوند میخوریم و نه معماری مدرن را در آنان میتوان سراغ گرفت. این معماری دستخوش تحولی نزولی شده است. خانههای کوچک با پنجرههایی بسیار کوچکتر و محقر و ساخت شهرکهایی که آپارتمانها در دو قدمی هم مثل قارچ سر از خاک درآودهاند، حتی فضای خصوصی افراد را نیز به مخاطره انداختهاند.»
این کارشناس حوزه معماری بیان میکند: «توجه به معماری و فرهنگ شهرسازی آنچنان مهم است که همواره تنیدگی رابطه بین طراحی و روانشناسی را به ما یادآور میشود. چالش استرس امروز بُعدی جهانی دارد، اما در ایران این موضوع، دوچندان خود را نشان داده است. استرس ناشی از طرحها و فرمهای غیرکارشناسی و غیرمسئولانه ساختمانها و فضاهای ضعیف باعث روند تصاعدی تنش و ترس در بین مردم شده است. امروز درصدی بسیار کم و آن هم قشر مرفه جامعه به طراحی و معماری داخل خانهها اهمیت میدهند. محیطی که انسان میسازد، به آن محیط هویت و معنا میبخشد. بخش بزرگی از آن وجودی است که هم چون تکهای بهجا مانده، هر دم چشم هر بینندهای را مفتون و یا آرامش عطا میکند. اما ساختوسازهای بیسابقه، زشت و در نوع خود رعبآور و بیبنیاد، آسیبی جدی به معماری و فرهنگ شهرسازی در ایرانزده و به پیروی آن روان ساکنان آن را به مخاطراه انداخته است.»
تأثیر معماری بر کاهش اضطراب
این کارشناس در خاتمه با اشاره به تأثیر معماری بر سلامت روان میگوید: «برای درک این که تا چه پایه از نظر روانشناختی، معماری و طراحی داخلی و خارجی خانهها بر انسان تأثیر میگذارد، مهم این است که در همان ابتدا دستکم در یک سطح اساسی، اثرات روانشناختی محرکهای خاص بر مغز انسان را درک کنیم. انسان بهعنوان موجودی متفکر در سادهترین شکل خود لذت را همواره جستوجو میکند. سرآغاز این لذت در انسانی شکل گرفت که در جستوجوی پناهگاه، غذا و جفتگیری در دنیای مدرن بود. هرچند این لذت از دیرباز بوده ولی با دنیای مدرن معنای دیگری برای خود به ارث گذاشته است. لذت یک احساس است. خوشبختی، رضایت و لذتبردن از زندگی در عبور از لحظهها معنی میشود. اما بااینحال، راههایی که میتواند این احساس را بهدست آورد، ذهنی هستند و بهعنوان منافع ما انسانها تکامل یافته، زیرا منابع موجود ما در ازای زمان دستخوش تغییر شدهاند. بهعنوان مثال استرسی که انسان مدرن تجربه میکند با استرسی که انسانهای اولیه داشتهاند، در نوع خود متفاوت است. آنها در ارتباط با شکار و آبوهوا همواره استرس را تجربه کردهاند و ما در ابعاد مختلف، ازجمله معماری و طراحی داخلی و خارجی خانهها استرس را روبهروی خود داریم. البته استرس از نظر شخصیتی نیز متفاوت است. کسی که دغدغه یافتن نوع و فرم شیرآلات خانهاش را دارد با کسی که در پی یافتن فقط سرپناهی برای گذران زندگی است و فشار اقتصادی او را وادار به زندگی در هرجایی میکند، خیلی متفاوت خواهد بود. اگر در این ارتباط سری به آمار خودکشیها بزنیم طبق آخرین آمار و اطلاعات درج شده؛ ٧٣ درصد از خودکشیها، مربوط به حاشیهنشینان است. درواقع بیشترین آمار خودکشی مربوط به قشر فراموش شده است. پس بیگُمان این را به ما یادآوری میکند که نوع استرس را باید در زمان و مکان ارزیابی کرد. هرچند استرس عواملی اعم از ترافیک، شغل و روابط بین انسانها را نیز شامل میشود، اما نوع معماری و ساختوساز خانهها نیز بر سنگینی آن میافزاید. بنابراین استرس به یک عامل برجسته در زندگی مدرن و سلامتی تبدیل شده است. حال اگر در معماری و فرهنگ شهرسازی، روان آدمهای یک جامعه را در نظر نگیریم و بر این مبنا به ضلع لذت، گذران مطلوب و استفاده بهینه روانی از خانه و حتی محل کار مانند رنگ، خلاقیت و غیره مانند هر مسئله دیگری بیتوجه باشیم، با تنشهای پنهان و آشکاری روبهرو خواهیم شد. طبیعتا هر انسانی برای ساخت و یا اجاره مسکن در همان وهله نخست به طرح، وسعت استفاده و زیبایی آن توجه میکند. بنابراین سیاستگذاری و برنامهریزی در حوزه طراحی و معماری، به بهبود سلامت روان کمک میکند. از این رو برای ارتقای سلامت روان شهروندان باید به تعبیه فضای سبز، طراحی محیط گرم و گیرا، مفید و پایدار در معماری بناها توجه کرد.»
خانهها تبدیل به خوابگاه شده است
داوود علمی نیز از دیگر کارشناسان حوزه معماری دراین باره بیان میکند: «معماری سنتی تأثیر بهسزایی در ایجاد آرامش دارد و این سبک از معماری درگذشته بر اساس باورها، آدابورسوم، فرهنگ و نیازهای مردم گسترده شده بود اما در حال حاضر در شهرهای بزرگ به یک ایده و نقطه ایدهآل مبدل شده و نام و نشانی از آن نیست و این موضوع در شهرهای کوچک نیز در حال رخ دادن است. افزایش مهاجرت به شهرها و تغییر سبک زندگی باعث شده که معماری قدیمی؛ بر پایه ارزشهای انسانی و زندگی آرام به دست فراموشی سپرده شده و به آپارتماننشینی و ساختوساز ساختمانهای بزرگ و برجها تبدیل شود که این سبک از زندگی برگرفته از سبک زندگی درکشورهای غربی است. در آنجا خانههای شخصی تبدیل به یک خوابگاه شده و چیزی بهعنوان مسکن یعنی تسکیندهنده روح و روان و آرامش ذهنی وجود ندارد. اما مسئله آسایش و آرامش در زندگی، اینروزها به یک دغدغه جدی و موضوع مهم مبدل شده و به همین منظور سبک ساخت و ساز در خانهها باید جدی گرفته شود. در خانههای امروزی آسانسور، نزدیک بودن سرویس بهداشتی و آشپزخانه، سیستم به هم پیوسته گرمایشی و سرمایشی بهعنوان وسایلی برای آسایشاند اما در گذشته با اینکه فاصله بین اتاقها و سرویس بهداشتی و دیگر اتاقها باعث تردد در خانه میشد و البته مثل امروز آسایشی نداشت اما آرامش وجود داشت. در گذشته ساکنان خانههای قدیمی به تغییر مکانهای زندگی خود در تابستان و زمستان مشغول بودند که این خود باعث ایجاد انگیزه و شادابی بود و تغییر در وسایل و ابزارهای فصلها موجب تنوع در برنامهها میشد اما در زندگی امروز و خانههای آپارتمانی این مسائل را نداریم و چهبسا که همین تغییرات موجب آرامش و شادابی میشد. در شهرسازی نیز المانها، نمادها و سبکهای ساختمانسازیهای قدیمی از امید و شادابی حکایت داشتند اما امروزه ساختمانسازیهای بلند و عدم وجود فضای سبز و جریانهای طبیعی شهری فضای جامعه را خسته و بیروح کرده است.»
این کارشناس اضافه میکند: «در ساختمانسازی قدیم منبتکاری، گچ کاری، آینه کاری و فعالیتهای هنری نمایان و قابل رویت بود که این موضوع علاوه بر اینکه ایجاد زیبایی میکرد در تولید آرامش نیز نقش مهمی داشت. حیاطهای بزرگ با حوض آب و درختانی بلند قامت وغیره فضایی در خانه ایجاد میکرد که علاوه بر آرامش روحی و روانی و رفع خستگی، برای اوقات فراغت کودکان نیز مناسب بود. در گذشته نوع معماری متناسب با نیازهای متنوع بشر بود اما اکنون با هدف توسعه شهری، مباحث اصیل و قوی معماری و واقعیتهای گذشته حذف شده است. خانه یکی از نیازهای اساسی انسان و مکانی برای رسیدن به آرامش است و بهمثابه یکی از نیازهای ابتدایی و اساسی انسان به شمار میرود، و قبل از آنکه مقولهای فیزیکی و مادی باشد، موضوعی فرهنگی است. خانه باید بستر لازم جهت رشد افراد را فراهم کند تا افراد بتوانند بر اساس نیازهای روحی و روانی و علایق خود، فضای مناسب برای انجام فعالیتها و کسب آسایش و آرامش جسمانی داشته باشند. در معماری ایرانی و یا سنتی که موضوع بحث حاضر است، مسائل مختلفی تأثیرگذار است که معماری سنتی علاوه براینکه هماهنگ با محیطزیست و اقلیم طراحی میشود، تأمین کننده مجموع نیازهای مادی و روحی انسان بوده و به دلیل اصالت بخشیدن به نیازهای فطری انسان توانایی کامل برای جهانی شدن دارد.»
خانه در معماری گذشته از طبیعت جدا نبوده است
علمی با بیان اینکه در این برهه از زمان، روند زندگی شهری فرآیندهای فیزیولوژی، جسمی و روانی انسان را تحتتأثیر قرار داده و موجب بروز پارهای از مشکلات همانند اضطراب، افسردگی و خستگی روانی شده است، میگوید: «باتوجهبه تأثیرگذار بودن زندگی صنعتی و دوری از طبیعت، بسیاری از محققان به این نتیجه رسیدهاند که یکی از راههای کاهش مشکلات فوق، ایجاد رابطه دوباره با طبیعت است. باتوجهبه الگوی معماری سنتی ایرانی درمییابیم که خانه از طبیعت جدا نبوده و در حیاط، ارتباط نزدیک و حضور در طبیعت تجربه میشده است. خانه در معنای لغوی با مفاهیمی مانند آسایش، آرامش، امنیت روح و روان و محلی که این نیازها را تحقق میبخشد همراه است و حیاط که مهمترین فضا در خانههای سنتی ایران است، مکانی برای برآورده ساختن این نیازها بوده است. نتایج تحقیقات نشان داده که نگرشهای کمی و مادی و نه کیفی در سیاست مسکن موجب شده بسیاری از نیازهای اصلی انسان نادیده گرفته شود و دراینبین نیاز به طبیعت یکی از بارزترین مواردی است که بهراحتی مورد بیتوجهی قرار میگیرد.»
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه
-
نگاهی به مفهوم قدرت و اقتدار
-
درآمدی بر پاسخ رجزخوانیهای ترامپ
-
تولید، پیشران اصلی رشد اقتصادی کشور است
-
اجرای کامل برنامه هفتم گشایش اقتصادی را محقق میکند
-
میز مذاکره یا قعر دریا
-
هویت، حلقه مفقوده معماری امروز
-
لزوم ثبات ارزی و رونق تولید
-
تمدنی که بوی خون میدهد
-
ایران در مسیر عبور از طوفان
-
زنجیره تأمین در خدمت تولید
-
مقابل سختیها سر خم نخواهیم کرد



