راهبرد جنگ فرسایشی چرا ایران را پیروز نهایی جنگ میکند؟
منطق جنگ بلندمدت با دشمن
در هر جنگی، آنچه سرنوشت نهایی میدان را تعیین میکند، پیروزیهای بزرگ، شگفتانههای جدید، توان طرفین برای ادامهدادن نبرد در بلندمدت و مدیریتهای هوشمندانه صحنه نبرد است. بررسی دقیق مهمات و تسلیحات محور آمریکایی ـ صهیونی نشان میدهد که اگرچه این محور از پیشرفتهترین سلاحهای جهان برخوردار است، اما همین پیشرفته بودن به یک پاشنه آشیل راهبردی تبدیل شده است؛ زیرا ساخت، نگهداری و جایگزینی این تسلیحات بهشدت هزینهبر، زمانبر و محدود است و در بلند مدت میتواند هزینه جنگ را به شکل سرسام آوری بر روی اقتصاد آنها بار سازد. به بیان دیگر، آمریکا و رژیم صهیونیستی در این جنگ گران میجنگند و هزینه بالاتری را به نظر میرسد که پرداخت میکنند، در حالی که ایران با راهبردی متفاوت یعنی جنگ اقتصادی و فرسایشی و چریکی یا هوشمندانه وارد میدان شده است و به نوعی آمریکا و رژیم را در ورطهای بیچارگی و منفعلی قرار داده است. در ادامه برای اثبات این ادعا ابتدا یک بررسی اجمالی از همه تجهیزات و مهماتی که رژیم و آمریکا در این جنگ مورد استفاده قرار میدهند خواهیم داشت و سپس هزینهها و برآوردها و همچنین موضع گیریهای اخیر کارشناسان و همچنین مسئولین آمریکایی را بررسی خواهیم کرد.
قدرت آتش محور آمریکایی ـ صهیونی
بررسیها و گزارشات مختلف ارائه شده از جنگ و قابل دسترس نشان میدهد که قدرت آتش محور آمریکایی ـ صهیونی عمدتا بر چند دسته تسلیحاتی مشخص استوار است:
۱. موشکهای کروز تاماهاوک (Tomahawk)
این موشک دریایی با بردی بیش از ۱۶۰۰ کیلومتر، یکی از مهمترین ابزارهای حملات دوربرد آمریکا است که از ناوشکنها و زیردریاییها شلیک میشود. برآوردها نشان میدهد ذخایر عملیاتی این موشک در مجموع حدود ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ فروند است.
۲. موشکهای هواپرتاب JASSM
موشک AGM-۱۵۸ JASSM ستون فقرات حملات هوایی آمریکا محسوب میشود. نسخه بردافزوده آن (JASSM-ER) بردی حدود ۹۸۰ کیلومتر دارد و جدیدترین نسخه آن یعنی JASSM-XR بردی نزدیک به ۱۹۰۰ کیلومتر پیدا کرده است. این موشکها توسط جنگندههای F-۳۵، F-۱۵، F-۱۶ و بمبافکنهایی مانند B-۵۲ و B-۲ حمل میشوند.
۳. بمبهای سنگرشکن
از جمله مهمترین آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
GBU-۵۷ MOP قدرتمندترین بمب سنگرشکن آمریکا که توسط بمبافکن B-۲ حمل میشود.
GBU-۳۱ و GBU-۲۸ بمبهای هدایتشونده سنگین برای انهدام تأسیسات مستحکم.
۴. جنگندههای نسل پنجم
جنگندههای F-۳۵ و F-۲۲ با قابلیت رادارگریزی، در کنار جنگندههای F/A-۱۸ ستون عملیاتی حملات هوایی محسوب میشوند.
۵. پهپادهای تهاجمی LUCAS
آمریکا اخیرا برای کاهش هزینهها از پهپادهای انتحاری ارزانتری با نام LUCAS (نسخه شبیه سازی شده از پهپاد شاهد ۱۳۶ ایرانی) استفاده کرده که در واقع تلاشی برای تقلید از مدل موفق پهپادهای انتحاری ایرانی (انواع شاهد و حدید) است.
در نگاه نخست، این زرادخانه تصویری از برتری تکنولوژیک غرب ارائه میدهد؛ اما وقتی مسئله «تولید، هزینه و مصرف در جنگ طولانی مدت» بررسی شود، تصویر کاملا متفاوت میشود. چرا که هزینه ساخت و انتقال این تجهیزات و مهمات به جنگ در منطقه غرب آسیا در مقایسه با هزینهای که برای مقابله با این تجهیزات و یا تجهیزاتی که به صورت آفندی استفاده میشود به اندازهای بالا است که اصلا به صرفه نیست که ایالات متحده و رژیم این نبرد را ادامه دهد. طبیعتا این موضوع نشان میدهد که ایالات متحده و رژیم تمایل دارند تا به صورت سریع و برق آسا، به اهداف اعلام شده خود برسند و در این میان تلاش دارند تا عنصر اصلی که مانع رسیدن به اهداف میشود که همان مقاومت مردم و حاکمیت ایرانی است را تضعیف یا نابود یا بی اثر سازند؛ بنابراین به صورت منطقی چنین به نظر میرسد که نبرد فرسایشی در صورت حمایت مردمی و ادامه داشتن مقاومت و اراده ملی برای مبارزه با آمریکا و رژیم، نهایتا این رژیم و آمریکا خواهد بود که مجبور به ترک مخاصمه و قبول شکست خواهد شد، اما در صورتی که عنصر مقاومت و اراده ملی خدشه دار شود طبیعتا دشمن موفق شده و در نتیجه جنگ هم به سرانجام خوبی نخواهد رسید.
محدودیتهای واقعی زرادخانه غرب
اولین محدودیت جدی آمریکا نرخ تولید پایین مهمات پیشرفته است. تولید موشکهای پیشرفتهای مانند JASSM یک فرآیند بسیار پیچیده صنعتی است. حتی پس از توسعه خطوط تولید جدید، ظرفیت فعلی تولید این موشکها حدود ۵۰۰ فروند در سال برآورد میشود و پنتاگون امیدوار است در آینده به ۱۰۰۰ فروند در سال برساند. هر چند که این تلاش پنتاگون تا به امروز موفقیت چندانی نداشته و صرفا چندین خبر کوتاه و نه قابل اتکا در رابطه با راه اندازی خط تولیدهای جدید منتشر شده است، اما آن چه که با قطعیت میتوان گفت این است که ایالات متحده توانایی تولید ۱۰۰۰ فروند از این موشکها در سال را ندارد. این در حالی است که در یک جنگ گسترده، تنها در چند روز عملیات سنگین ممکن است صدها موشک مصرف شود. به عبارت دیگر، سرعت مصرف مهمات در میدان جنگ بسیار بیشتر از سرعت تولید آن است. گزارشات از میزان موشکهای استفاده شده در جنگ اخیر هم به صورت اخبار ضد و نقیض موجود است، اما در بهترین حالت حداقل ۱۵۰ موشک و در بدترین حالت برای آمریکاییها این جنگ حداقل ۶۰۰ موشک هزینه برداشته است. این در حالی است که تنها ۷ روز از این جنگ گذشته است.
مشکل دوم هزینه بسیار بالای تسلیحات غربی است. هر موشک JASSM چند میلیون دلار قیمت دارد و موشکهای تاماهاوک نیز هزینهای در همین سطح دارند. بمبهای سنگرشکن و عملیات پروازی جنگندههای نسل پنجم نیز هزینههایی بسیار سنگین دارند؛ بنابراین هر موج حمله برای آمریکا میلیاردها دلار هزینه مستقیم ایجاد میکند. این هزینهها به صورت مادی است، اما باید هزینههای معنوی و روحی روانی انجام این عملیاتها رو هم مد نظر قرار بدهیم. بههرحال آموزش، بهکارگیری، مأموریت دور از خانه، هزینههای پشتیبانی افراد، نگهداری و ... که مشمول همه افراد و تجهیزات فعال در این جنگ میشود غیر قابل کتمان است. این محدودیت مادی و روحی روانی یک محدودیت و مشکل بسیار بزرگ برای ارتش آمریکا به شمار میرود.
محدودیت سوم به پیچیدگی زنجیره تأمین تسلیحات پیشرفته مربوط میشود. ساخت موشکهای کروز نیازمند صدها قطعه حساس، ریزتراشههای خاص، سامانههای هدایت دقیق و مواد پیشرفته است. کوچکترین اختلال در این زنجیره میتواند تولید را با تأخیر جدی مواجه کند. حال مشکل کمبود سوخت و انرژی را هم به این زنجیره اضافه نماییم. طبیعتا استفاده جمهوری اسلامی ایران از اهرم عبور و مرور هوشمندانه کالا و انرژی از تنگه هرمز باعث افزایش هزینههای زندگی و ساخت کالا در کشورهای غربی خواهد شد و طبیعتا زنجیره تأمین تسلیحات هم که ناگزیر وابسته به تأمين سوخت است با یک چالش و محدودیت بزرگ مواجه خواهد شد.
نشانههای این نگرانی حتی در مواضع رسمی مقامات آمریکایی نیز دیده میشود. گزارشهایی در رسانههای غربی منتشر شده که از نگرانی پنتاگون درباره کاهش ذخایر موشکی در جنگ علیه ایران خبر میدهد؛ موضوعی که حتی مقامات آمریکایی را مجبور به واکنش و تأکید بر افزایش تولید تسلیحات کرده است. ترامپ در پاسخ منتقدین و کارشناسانی که معتقد بودند که ایالات متحده محدودیت مهمات دارد به صراحت ادعا کرد که کارخانههای آمریکایی در حال تولید تجهیزات و مهمات هستند تا به ارتش آمریکا برسد. اما نکته مهم این است که همین واکنش ترامپ نشان میدهد که موضوع کمبود مهمات و مشکل تأمین تسلیحات برای آمریکا و رژیم یک مشکل واقعی است. به ویژه آن که رژیم همچنان پروندههای باز گذشته خود در منطقه را دارد و به عنوان اصلیترین مصرف کننده تجهیزات و تسلیحات غربی است و همچنین جنگ اوکراین هم همچنان ادامه دارد و به نوعی جزء محلهایی است که تجهیزات و تسلیحات ساخت غرب ناگزیر در آن مورد استفاده قرار میگیرد و امروز جبهه ایران نیز به این موارد اضافه شده است و عملا ایالات متحده را تحت تأثیر و زیر فشار قرار داده است.
قدرت آتش محور آمریکایی ـ صهیونی
بررسیها و گزارشات مختلف ارائه شده از جنگ و قابل دسترس نشان میدهد که قدرت آتش محور آمریکایی ـ صهیونی عمدتا بر چند دسته تسلیحاتی مشخص استوار است:
۱. موشکهای کروز تاماهاوک (Tomahawk)
این موشک دریایی با بردی بیش از ۱۶۰۰ کیلومتر، یکی از مهمترین ابزارهای حملات دوربرد آمریکا است که از ناوشکنها و زیردریاییها شلیک میشود. برآوردها نشان میدهد ذخایر عملیاتی این موشک در مجموع حدود ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ فروند است.
۲. موشکهای هواپرتاب JASSM
موشک AGM-۱۵۸ JASSM ستون فقرات حملات هوایی آمریکا محسوب میشود. نسخه بردافزوده آن (JASSM-ER) بردی حدود ۹۸۰ کیلومتر دارد و جدیدترین نسخه آن یعنی JASSM-XR بردی نزدیک به ۱۹۰۰ کیلومتر پیدا کرده است. این موشکها توسط جنگندههای F-۳۵، F-۱۵، F-۱۶ و بمبافکنهایی مانند B-۵۲ و B-۲ حمل میشوند.
۳. بمبهای سنگرشکن
از جمله مهمترین آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
GBU-۵۷ MOP قدرتمندترین بمب سنگرشکن آمریکا که توسط بمبافکن B-۲ حمل میشود.
GBU-۳۱ و GBU-۲۸ بمبهای هدایتشونده سنگین برای انهدام تأسیسات مستحکم.
۴. جنگندههای نسل پنجم
جنگندههای F-۳۵ و F-۲۲ با قابلیت رادارگریزی، در کنار جنگندههای F/A-۱۸ ستون عملیاتی حملات هوایی محسوب میشوند.
۵. پهپادهای تهاجمی LUCAS
آمریکا اخیرا برای کاهش هزینهها از پهپادهای انتحاری ارزانتری با نام LUCAS (نسخه شبیه سازی شده از پهپاد شاهد ۱۳۶ ایرانی) استفاده کرده که در واقع تلاشی برای تقلید از مدل موفق پهپادهای انتحاری ایرانی (انواع شاهد و حدید) است.
در نگاه نخست، این زرادخانه تصویری از برتری تکنولوژیک غرب ارائه میدهد؛ اما وقتی مسئله «تولید، هزینه و مصرف در جنگ طولانی مدت» بررسی شود، تصویر کاملا متفاوت میشود. چرا که هزینه ساخت و انتقال این تجهیزات و مهمات به جنگ در منطقه غرب آسیا در مقایسه با هزینهای که برای مقابله با این تجهیزات و یا تجهیزاتی که به صورت آفندی استفاده میشود به اندازهای بالا است که اصلا به صرفه نیست که ایالات متحده و رژیم این نبرد را ادامه دهد. طبیعتا این موضوع نشان میدهد که ایالات متحده و رژیم تمایل دارند تا به صورت سریع و برق آسا، به اهداف اعلام شده خود برسند و در این میان تلاش دارند تا عنصر اصلی که مانع رسیدن به اهداف میشود که همان مقاومت مردم و حاکمیت ایرانی است را تضعیف یا نابود یا بی اثر سازند؛ بنابراین به صورت منطقی چنین به نظر میرسد که نبرد فرسایشی در صورت حمایت مردمی و ادامه داشتن مقاومت و اراده ملی برای مبارزه با آمریکا و رژیم، نهایتا این رژیم و آمریکا خواهد بود که مجبور به ترک مخاصمه و قبول شکست خواهد شد، اما در صورتی که عنصر مقاومت و اراده ملی خدشه دار شود طبیعتا دشمن موفق شده و در نتیجه جنگ هم به سرانجام خوبی نخواهد رسید.
محدودیتهای واقعی زرادخانه غرب
اولین محدودیت جدی آمریکا نرخ تولید پایین مهمات پیشرفته است. تولید موشکهای پیشرفتهای مانند JASSM یک فرآیند بسیار پیچیده صنعتی است. حتی پس از توسعه خطوط تولید جدید، ظرفیت فعلی تولید این موشکها حدود ۵۰۰ فروند در سال برآورد میشود و پنتاگون امیدوار است در آینده به ۱۰۰۰ فروند در سال برساند. هر چند که این تلاش پنتاگون تا به امروز موفقیت چندانی نداشته و صرفا چندین خبر کوتاه و نه قابل اتکا در رابطه با راه اندازی خط تولیدهای جدید منتشر شده است، اما آن چه که با قطعیت میتوان گفت این است که ایالات متحده توانایی تولید ۱۰۰۰ فروند از این موشکها در سال را ندارد. این در حالی است که در یک جنگ گسترده، تنها در چند روز عملیات سنگین ممکن است صدها موشک مصرف شود. به عبارت دیگر، سرعت مصرف مهمات در میدان جنگ بسیار بیشتر از سرعت تولید آن است. گزارشات از میزان موشکهای استفاده شده در جنگ اخیر هم به صورت اخبار ضد و نقیض موجود است، اما در بهترین حالت حداقل ۱۵۰ موشک و در بدترین حالت برای آمریکاییها این جنگ حداقل ۶۰۰ موشک هزینه برداشته است. این در حالی است که تنها ۷ روز از این جنگ گذشته است.
مشکل دوم هزینه بسیار بالای تسلیحات غربی است. هر موشک JASSM چند میلیون دلار قیمت دارد و موشکهای تاماهاوک نیز هزینهای در همین سطح دارند. بمبهای سنگرشکن و عملیات پروازی جنگندههای نسل پنجم نیز هزینههایی بسیار سنگین دارند؛ بنابراین هر موج حمله برای آمریکا میلیاردها دلار هزینه مستقیم ایجاد میکند. این هزینهها به صورت مادی است، اما باید هزینههای معنوی و روحی روانی انجام این عملیاتها رو هم مد نظر قرار بدهیم. بههرحال آموزش، بهکارگیری، مأموریت دور از خانه، هزینههای پشتیبانی افراد، نگهداری و ... که مشمول همه افراد و تجهیزات فعال در این جنگ میشود غیر قابل کتمان است. این محدودیت مادی و روحی روانی یک محدودیت و مشکل بسیار بزرگ برای ارتش آمریکا به شمار میرود.
محدودیت سوم به پیچیدگی زنجیره تأمین تسلیحات پیشرفته مربوط میشود. ساخت موشکهای کروز نیازمند صدها قطعه حساس، ریزتراشههای خاص، سامانههای هدایت دقیق و مواد پیشرفته است. کوچکترین اختلال در این زنجیره میتواند تولید را با تأخیر جدی مواجه کند. حال مشکل کمبود سوخت و انرژی را هم به این زنجیره اضافه نماییم. طبیعتا استفاده جمهوری اسلامی ایران از اهرم عبور و مرور هوشمندانه کالا و انرژی از تنگه هرمز باعث افزایش هزینههای زندگی و ساخت کالا در کشورهای غربی خواهد شد و طبیعتا زنجیره تأمین تسلیحات هم که ناگزیر وابسته به تأمين سوخت است با یک چالش و محدودیت بزرگ مواجه خواهد شد.
نشانههای این نگرانی حتی در مواضع رسمی مقامات آمریکایی نیز دیده میشود. گزارشهایی در رسانههای غربی منتشر شده که از نگرانی پنتاگون درباره کاهش ذخایر موشکی در جنگ علیه ایران خبر میدهد؛ موضوعی که حتی مقامات آمریکایی را مجبور به واکنش و تأکید بر افزایش تولید تسلیحات کرده است. ترامپ در پاسخ منتقدین و کارشناسانی که معتقد بودند که ایالات متحده محدودیت مهمات دارد به صراحت ادعا کرد که کارخانههای آمریکایی در حال تولید تجهیزات و مهمات هستند تا به ارتش آمریکا برسد. اما نکته مهم این است که همین واکنش ترامپ نشان میدهد که موضوع کمبود مهمات و مشکل تأمین تسلیحات برای آمریکا و رژیم یک مشکل واقعی است. به ویژه آن که رژیم همچنان پروندههای باز گذشته خود در منطقه را دارد و به عنوان اصلیترین مصرف کننده تجهیزات و تسلیحات غربی است و همچنین جنگ اوکراین هم همچنان ادامه دارد و به نوعی جزء محلهایی است که تجهیزات و تسلیحات ساخت غرب ناگزیر در آن مورد استفاده قرار میگیرد و امروز جبهه ایران نیز به این موارد اضافه شده است و عملا ایالات متحده را تحت تأثیر و زیر فشار قرار داده است.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه
-
رونمایی از ارتش چهارم
-
ملت ایران ایستاده و پیروز است
-
حضور مردم و روحیه مقاومت معادلات جنگ را تغییر داد
-
معمار آینده ایران
-
حضور مستحکم امت در صحنه
-
انسجام درونی پشتوانه اصلی مقاومت ملت
-
جنــگ و کــودکان
-
روایتسازی از بحران به سبک آقای آخوندی!
-
خطر دیکتاتوری جهانی در سایه سکوت دولتها
-
منطق جنگ بلندمدت با دشمن



