وقتی برلین صف خود را انتخاب میکند
کنفرانس امنیتی مونیخ همواره کوشیده است خود را نماد گفتوگوی جهانی و محل تلاقی دیدگاههای متضاد معرفی کند؛ اما آنچه در دور اخیر این کنفرانس رخ داد، بیش از هر چیز پرده از یک انتخاب سیاسی روشن برداشت. حذف صدای رسمی جمهوری اسلامی ایران و نادیده گرفتن وزیر امور خارجه یک کشور مستقل، در کنار اعطای تریبون به جریانهای ضدانقلاب، نشان داد که مونیخ دیگر نه میدان گفتوگو، بلکه سکویی برای جهتدهی سیاسی و امنیتی علیه ایران شده است.
این تصمیم را نمیتوان در حد یک اقدام نمادین یا خطای دیپلماتیک تقلیل داد. وقتی برگزارکنندگان یک کنفرانس امنیتی، عمدا نماینده یک دولت قانونی را کنار میگذارند و در عوض، به گروههایی مجال سخن میدهند که موجودیت سیاسی و حاکمیتی ایران را هدف گرفتهاند، پیام روشنی مخابره میشود: برخی بازیگران اروپایی دیگر حتی زحمت حفظ ظاهر دیپلماسی را هم به خود نمیدهند.در این میان، نقش آلمان بهعنوان میزبان کنفرانس، قابل چشمپوشی نیست. شواهد و تجربههای سالهای اخیر، بهویژه در جریان اغتشاشات ۱۴۰۱، نشان میدهد که نهادهای امنیتی و اطلاعاتی آلمان، از جایگاه «ناظر» خارج شده و به یکی از اضلاع فعال تقابل ترکیبی با ایران تبدیل شدهاند. حمایت آشکار از شبکههای رسانهای معارض، تسهیل فعالیت چهرههای ضدانقلاب و اکنون مشروعیتبخشی به آنها در تریبونهای رسمی بینالمللی، حلقههای یک زنجیره واحد هستند.رفتار برلین حاکی از آن است که بخش مؤثری از ساختار تصمیمسازی آلمان، دیگر به دنبال مدیریت اختلاف یا حفظ کانالهای دیپلماتیک نیست، بلکه مسیر فشار حداکثری نرم را برگزیده است؛ مسیری که در آن، امنیت، حقوق بشر و آزادی بیان، صرفا واژگانی برای پوشاندن یک پروژه سیاسیاند. کنفرانس مونیخ، در این چارچوب، به ابزاری برای بازتولید روایتهای مطلوب غرب و حذف روایتهای مستقل تبدیل شده است.در چنین شرایطی، انتظار ادامه روابط سیاسی بر اساس الگوهای گذشته، نه منطقی است و نه همخوان با منافع ملی. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نمیتواند نسبت به کشوری که بهصورت آشکار به مخالفان موجودیت نظام سیاسی ایران تریبون میدهد، رویکردی خنثی یا محافظهکارانه داشته باشد. بازتعریف کامل روابط تهران و برلین دیگر یک گزینه نیست؛ یک ضرورت است.این بازنگری باید فراتر از بیانیههای اعتراضی و واکنشهای مقطعی باشد. کاهش سطح مناسبات، بازبینی همکاریهای دوجانبه و ارسال پیامهای روشن سیاسی، میتواند به آلمان و دیگر بازیگران اروپایی بفهماند که عبور از خطوط دیپلماتیک، بدون هزینه نخواهد بود. تجربه نشان داده است که مماشات، نهتنها از شدت فشارها نمیکاهد، بلکه آنها را جسورتر میکند.کنفرانس مونیخ امسال، بیش از هر چیز، یک هشدار بود؛ هشداری مبنی بر اینکه برخی پایتختهای اروپایی، مسیر تقابل را آگاهانه انتخاب کردهاند. اکنون نوبت دستگاه دیپلماسی ایران است که با واقعبینی، صلابت و تصمیمگیری راهبردی، پاسخ متناسب با این تغییر رفتار را طراحی کند؛ پاسخی که منافع ملی را در اولویت قرار دهد، نه توهم گفتوگو با طرفی که عملا میز مذاکره را ترک کرده است.
این تصمیم را نمیتوان در حد یک اقدام نمادین یا خطای دیپلماتیک تقلیل داد. وقتی برگزارکنندگان یک کنفرانس امنیتی، عمدا نماینده یک دولت قانونی را کنار میگذارند و در عوض، به گروههایی مجال سخن میدهند که موجودیت سیاسی و حاکمیتی ایران را هدف گرفتهاند، پیام روشنی مخابره میشود: برخی بازیگران اروپایی دیگر حتی زحمت حفظ ظاهر دیپلماسی را هم به خود نمیدهند.در این میان، نقش آلمان بهعنوان میزبان کنفرانس، قابل چشمپوشی نیست. شواهد و تجربههای سالهای اخیر، بهویژه در جریان اغتشاشات ۱۴۰۱، نشان میدهد که نهادهای امنیتی و اطلاعاتی آلمان، از جایگاه «ناظر» خارج شده و به یکی از اضلاع فعال تقابل ترکیبی با ایران تبدیل شدهاند. حمایت آشکار از شبکههای رسانهای معارض، تسهیل فعالیت چهرههای ضدانقلاب و اکنون مشروعیتبخشی به آنها در تریبونهای رسمی بینالمللی، حلقههای یک زنجیره واحد هستند.رفتار برلین حاکی از آن است که بخش مؤثری از ساختار تصمیمسازی آلمان، دیگر به دنبال مدیریت اختلاف یا حفظ کانالهای دیپلماتیک نیست، بلکه مسیر فشار حداکثری نرم را برگزیده است؛ مسیری که در آن، امنیت، حقوق بشر و آزادی بیان، صرفا واژگانی برای پوشاندن یک پروژه سیاسیاند. کنفرانس مونیخ، در این چارچوب، به ابزاری برای بازتولید روایتهای مطلوب غرب و حذف روایتهای مستقل تبدیل شده است.در چنین شرایطی، انتظار ادامه روابط سیاسی بر اساس الگوهای گذشته، نه منطقی است و نه همخوان با منافع ملی. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نمیتواند نسبت به کشوری که بهصورت آشکار به مخالفان موجودیت نظام سیاسی ایران تریبون میدهد، رویکردی خنثی یا محافظهکارانه داشته باشد. بازتعریف کامل روابط تهران و برلین دیگر یک گزینه نیست؛ یک ضرورت است.این بازنگری باید فراتر از بیانیههای اعتراضی و واکنشهای مقطعی باشد. کاهش سطح مناسبات، بازبینی همکاریهای دوجانبه و ارسال پیامهای روشن سیاسی، میتواند به آلمان و دیگر بازیگران اروپایی بفهماند که عبور از خطوط دیپلماتیک، بدون هزینه نخواهد بود. تجربه نشان داده است که مماشات، نهتنها از شدت فشارها نمیکاهد، بلکه آنها را جسورتر میکند.کنفرانس مونیخ امسال، بیش از هر چیز، یک هشدار بود؛ هشداری مبنی بر اینکه برخی پایتختهای اروپایی، مسیر تقابل را آگاهانه انتخاب کردهاند. اکنون نوبت دستگاه دیپلماسی ایران است که با واقعبینی، صلابت و تصمیمگیری راهبردی، پاسخ متناسب با این تغییر رفتار را طراحی کند؛ پاسخی که منافع ملی را در اولویت قرار دهد، نه توهم گفتوگو با طرفی که عملا میز مذاکره را ترک کرده است.
تیتر خبرها
تیترهای روزنامه
-
مذاکره به مثابه ابزار
-
مجلس مانع افزایش فشار مالیاتی بر مردم شد
-
مصوبات جدید مجلس قدرت خرید کارگران را افزایش میدهد
-
عزم همهجانبه برای ترمیم مزد کارگران
-
گِره ترافیک بر تار و پود کلانشهرها
-
رسوایی اپستین و تأثیر آن بر چهرههای سیاسی و تجاری
-
وقتی برلین صف خود را انتخاب میکند
-
آموزش مهارت محور، کلید توسعه اشتغال
-
تقلا برای برهم زدن همگرایی منطقهای
-
انتخابات عراق در شفافیت کامل و با مشارکت مردم برگزار شد



